آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 05 مرداد 1400 07:43
در گفت‌وگوی خبرشمال با یک پژوهشگر آب و خاک مطرح شد؛

مرگ تجن جلوی جنازه کارون!

 

/ مائده مطهری زاده
از روزی که کارون بزرگ و پرآب جلوی چشم ده‌ها هزار خوزستانی تشنه و مظلوم، بی‌آب شد و جان داد و خاطره زندگانی‌ باشکوهش در جلگه خوزستان به تاریخ پیوست، از زمانی که تالاب بزرگ هورالعظیم خشک شد و گاومیش‌هایش را در خود بلعید و گرد و غبار (بخوانید خاکستر جنازه‌اش) به هوا برخاست، فکر عاقبت رود تجن و سرنوشت میانکاله یک دم رهایم نمی‌کند.
از میانکاله و مصائب فراوانش که بسیار گفتیم و حالا نوبت به غمگساری و سوگواری برای رودخانه تجن رسیده است. همان شاهرگ حیاتی سرزمین مادری که زنده‌‌جانی ده‌ها هزار نفر به جان او بسته است. همان که مدتهاست برای رگ زدن و انتقال خون (آب) جاری در اندام حیات‌بخش او به سرزمین‌های همسایه نقشه‌ها کشیده‌ و خواب‌های آشفته‌ بسیاری دیده‌اند که اگر تعبیر شود، مرگ تجن و وابستگان او قطعی و حتمی است.
نقشه شوم سدسازی‌ بر روی سرشاخه‌های تجن، تمامی ندارد و هر بار به اشکال و چهره‌های مختلفی درمی‌آید.
یک روز اختصاص ردیف بودجه مطالعاتی و ساخت برای «سد فینسک» جهت انتقال آب سرشاخه‌های تجن به سمنان، آن روز دیگر تخصیص ردیف بودجه برای مطالعه و ساخت «سد مخزنی چرگت» روی سرشاخه‌های تجن و دیگر، مطالعه و ساخت «سد خاکی چاشم» و انتقال آب آن به سمنان. علاوه بر همه این‌ها، سد زارم‌رود نیز از دیگر سدهایی است که از سرشاخه‌های تجن ردیف بودجه اختصاصی دریافت کرده است.
این سد اخیر نیز، مطالعات زمین شناسی آن بیانگر اشتباهاتی فاحش و خطرناک برای آینده منطقه و به ویژه پایین‌دست این سد است تا جایی که برخی کارشناسان نشست یا حتی گسست دیواره این سد پس از آبگیری را دور از ذهن ندانستند. فاجعه‌ای که در صورت بروز، نشانی از شهر ساری و روستاهای اطراف آن برجای نخواهد گذاشت.
اکنون همین نگرانی‌ها و بیم و هراس از نابودی تجن و دیگر منابع آبی خدادادی مازندران ما را بر آن داشت تا با حنیف رضا گلزار، پژوهشگر آب و خاک و فعال برجسته منابع طبیعی گفت‌وگویی داشته باشیم که ماحصل آن در دو بخش تقدیم مخاطبان عزیز می‌شود.
*مدیریت آب در ایران شکست خورده است
از نگاه این پژوهشگر، تحلیل حاکم بر ساختار مدیریت آب در کشور ما متاسفانه تحلیل درستی نیست. با اینکه نادرستی این شیوه سال‌هاست که احراز شده اما همچنان عزمی برای تغییر نگرش‌ها در این شیوه مدیریتی دیده نمی‌شود.
گلزار می‌گوید:« مدیریت آب دو پایه اساسی دارد که عبارتند از (مدیریت عرضه) و دیگری (مدیریت تقاضا). اما متاسفانه در کشور ما سال‌هاست که بودجه‌های کلانی صرفا برای تمرکز بر (مدیریت عرضه) هزینه شده است و نتیجه و دستاورد این هزینه‌ها هم جز افزایش (مدیریت تقاضا)، و در پی آن نابودی زیست‌بوم‌ها و تنش‌های اجتماعی نتیجه دیگری در بر نداشته است. گزاره (مدیریت عرضه) هم صرفا در مدیریت (سازه محور) آب که همان سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای است خلاصه شده، چرا که هم گردش مالی بسیار کلانی در پس آن نهفته و هم نتیجه کار با چشم عامه مردم قابل رویت و لمس است بر همین بنیاد هم می‌بینیم که گزاره (مدیریت عرضه) اصولا از ساختار مدیریت منابع آبی کشور به طور کامل حذف شده چرا که اولا پول چندانی در این بخش وجود ندارد و دوم اینکه اگر مساله تقاضا یا همان مصرف آب در کشور ساماندهی شود، بازار (مدیریت عرضه) هم کساد خواهد شد. خلاصه، ساختار مدیریت منابع آبی کشور همین است که خدمت شما عرض کردم و این آفت و مصیبتی است که گریبان کشور را در بخش آب گرفته و هر روز پیامدها و هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل می‌کند.»
*خوزستان، الگوی تمام عیار شکست در مدیریت منابع آبی کشور
طبق گفته حنیف رضا گلزار، مدیریت سازه محور آب با اینکه امتحان خود را با بدترین نمره پس داده اما همچنان مورد تاکید و محل استناد و تبلیغ است.
او با ذکر مثالی از استان خوزستان به سخنان خود اینگونه ادامه می‌دهد که:« خوزستان به تنهایی می‌تواند الگوی تمام عیار شکست این شیوه مدیریت منابع آب باشد نه تنها برای ایران بلکه برای تمام دنیا. خوزستان بیشترین سهم سرانه سدهای کشور را به خود اختصاص داده است، هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ حجم مخزن. 11 سد بزرگ و اصلی روی مارون و کرخه و کارون و دیگر رودخانه‌های این استان ساخته شده که حجم مخازن آن بالغ بر 25 میلیارد متر مکعب است. اگر اهداف ساخت این سدها را بررسی کنیم می‌بینیم که همه اینها سه هدف مشخص داشتند. تامین آب شرب و کشاورزی، مهار سیلاب و تولید برق! پس چطور می‌شود که در سال 1398 سیل خوزستان را می‌برد و امروز هم که مردم آنجا آب شرب ندارند. مساله بی‌برقی هم که دیگر مشخص است و نیاز به پرداختن ندارد. اینکه گفتم خوزستان به تنهایی الگوی تمام عیار شکست مدیریت سازه محور آب در سطح بین‌المللی است مبتنی بر چنین استدلال و تجربه‌ای است. این الگوی شکست خورده را باید در دانشگاه‌های کشور و جهان تدریس و البته سبب‌سازان آن را محاکمه کرد.»
*فاجعه و شکست خوزستان در حال تکرار در مازندران است
این فعال حوزه منابع طبیعی با اشاره به اینکه متاسفانه نه تنها از الگوی شکست خورده خوزستان پند نگرفتیم که در کمال ناباوری شاهد آنیم که این الگوی شکست خورده در مازندران هم در حال تبلیغ و اجراست، تصریح کرد:« از ابرپروژه شیرین سازی و انتقال آب دریاچه کاسپین به سمنان که خود به تنهایی برای نابودی کل مازندران کافیست تا طرح انتقال آب از سرشاخه‌های دوهزار و سه هزار به تهران و قزوین و البرز. از سدهای هراز و البرز تا سدهای فینسک و چاشم و کسیلیان و زارم‌رود و گلوگاه و سجارود و چرگت و... شما ببینید برای حوضه تجن جدای از سد شهید رجایی سه سد دیگر هم طراحی شده و در دست اجراست! سد فینسک، سد چرگت و اکنون سد زارم‌رود! این دقیقا همان الگوی پیاده شده در کرخه، کارون و مارون است. یعنی سدسازی‌های متوالی روی یک رودخانه که امروز خوزستان را نابود کرده در حال پیاده سازی در مازندران است.»
گلزار با بیان اینکه در بودجه سال 1400 کل کشور ساخت سه سد جدید در مازندران ردیف اختصاصی دریافت کرده است، اضافه کرد:« همچنین حجم کل مخازن سدهایی که در دست احداث در مازندران است بالغ بر 1 هزار و 109 میلیون مترمکعب می‌شود و مازندران به لحاظ حجمی رتبه سوم استان‌های سدساز کشور را به خود اختصاص داده است.»
او افزود: عده‌ای گمان می‌کنند که این رتبه خوب نوید بخش آینده‌ای درخشان در بخش اقتصاد و اشتغال استان است اما اطمینان داشته باشید که کمتر از 10 سال آینده شاهد تکرار فاجعه خوزستان در مازندران خواهیم بود.»
*برخلاف برخی تبلیغات نادرست، نگاه احساسی به سدسازی نداریم
به بیان گلزار، دستگاه تبلیغاتی عریض و طویل مافیای آب کشور ماموریت دارد تا مخالفت‌ها با مدیریت سازه محور آب را با اتهاماتی نادرست بی اعتبار کند. توسل به همان شعارهای رنگ و رو رفته توسعه کشاورزی و تامین آب شرب مردم و جلوگیری از سیلاب از جمله این اتهامات است. اما حقیقت ماجرا این است که مخالفین سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای با کلیت سدسازی مخالفتی ندارند. وقتی ما ساختار زندگی مدرن را پذیرفتیم باید برخی الگوهای لازم برای تضمین این شیوه زندگی را هم بپذیریم. ساخت سد روی رودخانه‌ها با هدف مدیریت و ذخیره سازی بخشی از آب مورد نیاز شیوه زندگی مدرن هم یک ضرورت و هم یک حقیقت اجتناب ناپذیر است. بنابراین ما برخلاف تبلیغات مسموم موجود آب‌سالاران، نگاهی کاملا منطقی و واقع‌گرایانه به این مساله داریم.
وی با طرح این پرسش که حد و مرز نهایی سدسازی در ایران کجاست؟ اینطور ادامه می‎‌دهد:
« طرفداران مدیریت سازه محور آب به این پرسش پاسخ شفاف دهند که چند درصد منابع آبی جاری در یک حوضه را می‌توان به شیوه سازه محور مدیریت کرد؟ گنجایش رودی مانند تجن برای ساخت سد چقدر است؟ چند میلیون مترمکعب از منابع آبی تجن را مجاز هستیم در پشت سدها ذخیره کنیم؟ اثرات این سدهای متوالی روی کیفیت و کمیت منابع آب زیرزمینی چیست؟ آیا ما اجازه داریم بر اساس آمایش سرزمین و حقایق کارشناسی موجودِ استان، کشاورزی را در مازندران باز هم توسعه دهیم؟»
او سپس اینطور پاسخ می‌دهد که:« با همین سطح زیرکشت و ساختار فعلی تقریبا تمام منابع آب زیرزمینی استان آلوده به باقی مانده کودهای شیمیایی از جمله نیترات است که منشا و عامل اصلی گسترش سرطان معده است. شما به عنوان خبرنگار رتبه مازندران در ابتلا به سرطان معده را بررسی و دلایل آن را برای مردم تبیین کنید. اگر کشاورزی را از این که هست بیشتر افزایش دهیم و به واسطه آن ساخت سدهای جدید را توجیه کنیم، وضعیت آلودگی منابع آب زیرزمینی استان و سلامت عمومی مردم چگونه خواهد شد؟ چرا افرادی که ساخت سدهای متوالی برای مهار سیلاب را ضروری می‌دانند به جنگل زدایی‌ها در بالادست حوضه‌ها که منشاء اصلی سیلاب‌های ویرانگر است اعتراضی ندارند و برای مهار این مساله شوم اقدام نمی‌کنند؟
*چیزی به نام «هدررفت» آب شیرین رودخانه به دریا نداریم
این پژوهشگر خاک و آب با بیان اینکه متاسفانه دستگاه تبلیغاتی تلف شدن آب چند سالی است که با هدف توجیه سدسازی در حال تبلیغ این برداشت غلط است که (آب شیرین رودهایی که به دریا می‌ریزد در واقع به هدر می‌رود!) در پی سدسازی‌های بیشتر و بیشتر هستند، افزود:« در طبیعت اساسا چیزی به نام هدررفت نداریم. نظریه پرداز اصلی این دیدگاه هم شخص رییس سازمان حفاظت محیط زیست در همین دوره بود. بنابراین از تفکر آب‌سالارانه حاکم بر وزارت نیرو نمی‌توان انتظاری غیر از این داشت. آبی که وارد دریا و تالاب و مرداب می‌شود، حق اکوسیستم است. حقی که اگر پرداخت نشود و ضایع شود، گریبان همه ما را خواهد گرفت. شما ببینید فاجعه دریاچه ارومیه و خشکیدن گاوخونی و تشت و پریشان و هامون و ... چگونه رقم خورد؟ در همه این فجایع پای یک یا چند سد در میان بوده است. رودخانه‌ای که به سمت دریا یا تالاب درجریان است سفره‌های آب زیرزمینی اطراف خود را تغذیه می‌کند. این آب حق اکوسیستم و آبزیان مصب رودخانه است. اگر با سدسازی‌های متوالی این آب را جمع آوری کنیم هم از تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی جلوگیری می‌شود و هم زیستگاه آبزیان و محل تخم ریزی آنها به دلیل نفوذ بیش از اندازه آب شور دریا در دهانه رودخانه از بین می‌رود و زادآوری آبزیان را مختل می‌کند. بنابراین باید با این تفکر غلط که آب رودخانه وارد شده به دریا به هدر می‌رود به مقابله پرداخت که رسانه‌ها در تبیین این حقیقت وظیفه مهمی دارند.»
ادامه این گزارش در شماره بعدی...

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی