آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 01 تیر 1394 06:28

سناریوی ساختگی داماد در قتل پدر زن

این حادثه هنگامی رخ داد که داماد جوان از مزاحمت های پدر همسرش به تنگ آمده و سعی داشت او را بترساند تا دیگر حوالی خانه  
آنها آفتابی نشود.
بنا بر این گزارش، عصر روز 19 خرداد بود که مرد جوانی در حالیکه مضطرب و نگران بود پیکر بی حرکت مرد میانسالی را با خود به بیمارستان امام رضا (ع) آمل آورد. مرد  جوان ادعا می کرد که مصدوم پدر زنش است و در جریان تصادف  به این روز افتاده است. با توجه به وضعیت وخیم مصدوم حادثه اکیپی از پزشکان کارکشته بیمارستان بر بالین وی حاضر شده و تلاش برای نجات او را در دستور کار خود قرار دادند. در حالیکه اقدامات پزشکی برای بازگرداندن مرد مصدوم به زندگی ادامه داشت با گذشت 4 روز از انتقال او به بیمارستان علی رغم تاش های انجام گرفته او روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد.
با مرگ این مرد  مسولان بیمارستانجسد را برای اعلام دقیق علت مرگ به پزشکی قانونی آمل فرستادند.متخصصان پزشکی قانونی در جریان کاوش های علمی و بررسی های تخصصی خود اعلام کردند که احتمل صدمه دیدگی قربانی حادثه بر اثر تصادف خیلی کم است و احتمالا صدمه دیدگی وی بر اثر حادثه دیگری رخ داده است. 
با توجه به این اعلام نظر به دستور سرهنگ گنجیان فرمانده انتظامی آمل تحقیقات در باره علت واقعی حادثه آغاز شد. در نخستین مرحله از برسی ها مشخص شد کهخ داماد، مادر زن و دختر قربانی حادثه هر سه شهادت داده اند که خود شاهد تصادف قربانی حادثه بوده اند و صدمه دیدگی او ناشی از آن حادثه بوده است. علی رغم این اظهار نظر ها  ماموران نیروی انتظامی آمل تحقیق از گواهان حادثه را به صورت انفرادی در دستور کار خود قرار دادند.در حالیکه هر سه گواه ماجرا ادعا می کردند مرگ قربانی حادثه بر اثر تصادق بوده و بر این ماجرا اصرار داشتند، در میان بازجویی های انجام گرفته از یکی از گواهان اطلاعاتی ضد و نقیض نسبت به اعلام دو گواه دیگر بدست آمد. ماموران با استناد به این گفته ها وقتی داماد خانواده را تحت بازجویی دقیق قرار دادند سرانجام وی لب به اعتراف گشوده و پرده از ماجرای وارد آوردن ضربه مرگبار به سینه پدر زنش برداشت.
وی در این باره ادعا کرد: پدر همسرم سالها بود که از مادر زنم جدا شده بود. مادر زنم از آن زمان با ما و در خانه ما زندگی می کرد. پدر زنم به بهانه های مختلف به در خانه ما می آمد و با داد و فریاد هایش باعث آبروریزی می شد. این این کار او خسته شده بودم. روز حادثه وقتی او بار دیگر به خانه ما آمد. خیلی عصبانی بودم. دم در رفته و خواستم آنجا را ترک کند اما او شروع بع داد و فریاد کرد بنا بر این برای ساکت کردن او سعی کردم سرش داد بکشم. او هم پاسخ داد و نتیجه این اتفاق درگیری ما بود. در اوج عصابنیت تکه بلوکی را برداشته و به سینه او کوبیدم. او روی زمین افتاد و بی حرکت ماند.
خیلی ترسیده بودم. به اتفاق همسر و مادر زنم تصمیم گرفتیم تا اگر اتفاقی برای او افتاد بگوئیم که بر اثر تصادف این حادثه برایش افتاده است.
با توجه به این اعترافات متهمان به همراه پرونده تشکیل شده به دادسرای عمومی و انقلاب آمل انتقال داده شدند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی