• منتشر شده در چهارشنبه, 16 مهر 1393 05:13
با گذشت 75 روز از تحقیقات پلیس فاش شد

بازسازی صحنه قتل عارف کوچولو

حسادت‌های برادر ناتنی عارف کوچولو باعث طراحی توطئه‌ای مرگبار برای پسر بچه 5 ساله شد.
پیکر بی جان این کودک در حالی پیدا شد که سرش از بدن جدا شده و به آتش کشیده شده بود. راز قتل عارف کوچولو با گذشت بیش از 75 روز از آغاز عملیات تجسسی پلیس آگاهی در حالی فاش شد که پدر خانواده در شکایتی ماجرای ساختگی مرگ او را گزارش کرده بود. این کشاورز 75 ساله ادعا کرده بود که پسرش عارف هنگاهی که روز 28 تیرماه به دنبال او از خانه بیرون آمده، بطور اسرارآمیزی ناپدید شده است.
این در حالی بود که تنها یک هفته بعد از این گزارش و آغاز عملیات پلیس برای بدست آوردن ردی از این کودک گم شده، جمجمه نیم‌سوحته او در داخل حیاط خانه پدری‌اش پیدا شد. با پیدا شدن این جمجمه بررسی‌های تخصصی پزشکان قانونی درباره زمان و نحوه مرگ و اینکه این جمجمه متعلق به کودک گم شده است یا نه، آغاز شد.
متخصصان پزشکی قانونی اعلام کردند نتایج تحقیقات روی دندان‌های قربانی حادثه و رادیوگرافی حکایت از آن دارد که جمجمه متعلق به انسانی حدود 4 تا 5 ساله است. این یافته نشان می‌داد که دیگر درباره زنده‌یابی پسر بچه ناپدید شده نباید امیدی داشت چرا که قربانی حادثه باید با احتمال زیاد صاحب همان جمجمه کشف شده باشد اما برای اطمینان بیشتر کارشناسان از خانواده عارف کوچولو خواستند تا با مراجعه به پزشکی قانونی تحت آزمایش دی ان ای قرار گیرند تا با اطمینان بیشتری در این باره اظهار نظر شود.
این در خواست پزشکی قانونی هیچ وقت اجرایی نشده و خانواده برای این مهم قدم پیش نگذاشتند تا اینکه پزشکان قانونی در بررسی‌های دقیق‌تر اعلام کردند تاریخ مرگ صاحب این جمجمه با زمان اعلام شده از سوی خانواده قربانی حادثه همخوانی ندارد بنابراین بررسی‌های بیشتری نیاز است تا بطور دقیق اعلام شود که مرگ چه زمانی رخ داده است.
در دومین اعلام نظر پزشکان قانونی اعلام کردند احتمالا قربانی حادثه بیش از یک ماه قبل از تاریخی که از سوی خانواده اعلام شد، کشته شده است.
در همین حین بود که بدن بی سر قربانی حادثه نیز در زمین کشاورزی پدرش پیدا شد.
بدین ترتیب فرضیه‌های زیادی مطرح شد که قوی‌ترین آنها مرگ کودک از سوی اعضای خانواده بود. بدین ترتیب 4 عضو خانواده بازداشت شدند اما آنها با مقاومتی عجیب خود را بی گناه اعلام کرده و از ماجرای مرگ عارف کوچولو اظهار بی‌گناهی می‌کردند.
در حالیکه بیش از 75 روز از ماجرای تحقیقات در این باره می‌گذشت سرانجام یکی از متهمان بازداشت شده لب به اعتراف گشوده و پرده از راز این جنایت فجیع برداشت.
بازسازی صحنه قتل عارف کوچولو
دو عامل اصلی قتل عارف کوچولو با انتقال به محل وقوع حادثه جزئیات این جنایت هولناک را بازسازی کردند.
در جریان این اقدام شیطانی، برادر نانتی عارف کوچولو با همدستی یک چوپان بلوچ او را به قربانگاه خود کشانده و به طرز فجیعی به زندگی‌اش خاتمه داده بود.
گزارش یک فقدانی:
ظهر روز 28 تیرماه سال جاری مرد سالخورده‌ای در حالیکه نگران و مضطرب بود، به کلانتری مرکزی جویبار مراجعه کرده و مأموران را در جریان گم‌شدن اسرارآمیز فرزند خرد سالش قرار داد.
این مرد کشاورز ادعا کرد نخستین ساعات صبح روز حادثه، هنگامی که برای آوردن علف از صحرا، خانه را ترک می‌کرد پسر بچه 5 ساله‌اش نیز با او بیرون آمد اما در نهایت تا سرکوچه با او همراه شده و قرار شد به خانه برگردد. مرد 75 ساله در ادامه گفت: معمولا هر بار به قصد سرکشی به زمین‌های کشاورزی از خانه خارج می‌شدم، عارف تا سر کوچه با من می‌آمد و با رفتن من، به خانه باز می‌گشت.اما امروز ظهر که به خانه مراجعت کردم در کمال تعجب همسرم عارف را جویا شد. وی ادامه داد: وقتی متوجه شدم او نیامده است ابتدا به خانه دوستان و آشنایان سرکشی کردم اما اثری از عارف نبود. وقتی هر قدر جست و جو کردیم نتوانستیم او را بیابیم، تصمیم گرفتیم از پلیس برای این مهم یاری بگیریم.
آغاز تجسس‌ها:
با دریافت گزارش فقدانی عارف کوچولو و به دلیل شایعاتی که درباره ناپدید شدن او در منطقه مطرح شده بود، به دستور سردار مسعود جعفری‌نسب فرمانده ناحیه انتظامی مازندران، تیمی از مأموران زبده آگاهی جویبار تحت نظر سرهنگ رضایی فرمانده پلیس جویبار تحقیق در این باره را به‌صورت ویژه آغاز کردند. در نخستین گام نشانی‌هایی که درباره مشخصات ظاهری کودک ناپدید شده در اختیار مأموران قرار گرفته بود برای مأموران پلیس سراسر استان مخابره شد اما به نظر می‌رسید هیچ ردی از عارف کوچولو برجای نمانده است.
بازداشت متهمان:
در حالیکه به دستور دادیار رسیدگی کننده به پرونده فقدانی عارف کوچولو ماموریت تحقیق در این باره را به اکیپی از افسران زبده آگاهی جویبار سپرده بود و آنان فرضیه‌های مختلفی را در این ارتباط پیش روی خود داشتند که کشته شدن پسر بچه قوی‌ترین آنها بود. در همین ارتباط چند تن از نزدیکان و بستگان عارف کوچولو بازداشت و تحت تحقیق قرار گرفتند. یکی از مظنونان بازداشت شده برادر ناتنی 30 ساله عارف کوچولو بود که حسین نام دارد. این متهم وقتی با دستور دادیار پرونده بازداشت و تحت تحقیق قرار گرفت ادعا کرد از این ماجرا هیچ اطلاعی ندارد و بی‌گناه است.
جمجمه اسرارآمیز:
بدین ترتیب مظنون‌گیری‌ها و بازجویی از این افرادنیز نیز نتوانست به حل معمای گم شدن پسر بچه 5 ساله ساکن روستای سروکلای شهرستا جویبار کمکی بکند. کلاف این پرونده هر روز پیچیده‌تر می‌شد و مسیر تحقیقات ماموران آگاهی نیز با بن بست روبرو شده بود تا اینکه حادثه‌ای پیش آمد که روند رسیدگی به ماجرا را کاملا تغییر داد. نخستین ساعات روز5 مرداد سال‌جاری در حالیکه 9 روز از ماجرای گم شدن عارف کوچولو می‌گذشت، مرد کشاورز هنگامی که طبق عادت هر روزه برای کار به صحرا می‌رفت در پشت در خانه‌اش با بسته سیاه رنگی روبرو شد. او بعد از بررسی از دیدن جمجمه نیم‌سوخته انسانی شوک‌زده شده و اهالی خانه را در جریان قرار داد.
مرگ عارف کوچولو:
مآموران آگاهی جویبار که از طریق یکی از اعضای خانواده عارف کوچولو در جریان ماجرای پیدا شدن جمجمه قرار گرفته بودند، به سرعت خود را به محل حادثه رسانده و تحقیق در این باره را آغاز کردند. جمجمه پیدا شده به‌قدری متلاشی شده بود که امکان شناسایی هویت‌اش وجود نداشت، بنابراین برای انجام معاینات و بررسی‌های تخصصی در اختیار پزشکان قانونی قرار گرفت.
متخصصان پزشکی قانونی نیز پس از انجام کاوش‌های دقیق علمی اعلام کردند که جمجمه متعلق به کودکی 4 تا 5 ساله است اما برای اینکه مشخص شود جمجمه عارف کوچولو است یا خیر نیاز به انجام آزمایش‌های تخصصی دی ان ای از والدین او دارد. بدین ترتیب مرد کشاورز به همراه همسرش با حضور در پزشکی قانونی استان مازندران تحت آزمایش قرار گرفتند که نتیجه آن نشان می‌داد کودک گم شده قربانی حادثه تلخی شده است.
جسدی در باغ:
با بدست آمدن این سرنخ‌ها و اطمینان از اینکه عارف کوچولو دیگر زنده نیست، پرونده در اختیار بازرپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب جویبار قرار گرفت. به دستور وی عملیات تجسسی پلیس برای ردیابی بقیه قسمت‌های بدن قربانی حادثه و کشف علت و انگیزه مرگ وی در دستور کار قرار گرفت.
پیدا شدن بدن:
به فاصله چند روز از ماجرای پیدا شدن جمجمه، بقیه قسمت‌های بدن کودک گم شده در باغی نزدیک خانه قربانی حادثه پیدا شد. بررسی‌های مأموران حکایت از آن داشت که باغ مورد نظر متعلق به شوهر سابق مادر عارف کوچولو است. این موضوع باعث شد تا این مرد نیز به لیست مظنونان پرونده افزوده شود. نکته پیچیده پرونده این بود که این بار هم وقتی مرد کشاورز برای انجام کاری به باغ مورد نظر رفته بود با جسد پسرش رو به رو شد.
تنگ شدن دایره تحقیقات:
مأموران پلیس آگاهی جویبار که از این اتفاقات حس کرده بودند باید این روند سناریویی از پیش طراحی شده برای گمراه کردن مسیر تحقیقات آنان باشد، بار دیگر برادر ناتنی قربانی حادثه را به همراه داماد خانواده تحت بازجویی قرار دادند.
متهم بازداشت شده این بار اظهارات تازه‌ای از اینکه روز حادثه کجا بوده، مطرح کرد که با گفته‌های داماد خانواده مطابقت نداشت. از سوی دیگر او همچنان اصرار بر کتمان هر گرنه اطلاعی از ماجرای گم شدن و قتل عارف کوچولو داشت.
در همین ارتباط تحقیق از شوهر سابق مادر قربانی حادثه نیز بی‌نتیجه بود و مشخص شد که عامل و یا همدستان او با اطلاع از اینکه او در گذشته شوهر مادر عارف کوچولو بوده، جسد را به این منطقه آورده‌اند تا او را مظنون جلوه دهند.
تحقیق در محل کار:
مأموران که می‌دیدند علی‌رغم فرضیه‌های مختلفی که درباره احتمال دست داشتن برادر ناتتنی عارف کوچولو در قتل او مطرح شده، این متهم همچنان اصرار بر بی‌گناهی دارد، در شاخه دیگری از تحقیقات خود به بررسی محل کار او پرداختند. در این بررسی‌ها مشخص شد که این متهم از مدت‌ها قبل مسئولیت رسیدگی به امور باغی را در روستای چوباغ بر عهده گرفته است.
هنگامی که جست‌و‌جو در زوایای مختلف باغ از سوی پلیس در حال انجام بود، آنها اطلاعاتی بدست آوردند که نشان می‌داد او با یک مرد 25 ساله به نام جلال که به جلال بلوچ شهرت داشت، رفاقت نزدیکی داشته و اغلب وقت خود را با او سپری می‌کرد. تحقیقات درباره این مرد حکایت از آن داشت که او نیز به همراه برادرش از روز گم‌شدن عارف کوچولو محل کارش را ترک کرده است. مرد صاحب کار او در این باره به مأموران گفته بود که جلال بلوچ با ادعای اینکه پدرش فوت شده به خانه‌شان برگشته است.
یک سرنخ قوی:
تحقیقات برای بدست آوردن ردی از این مرد چوپان با به‌دست آمدن یک شماره حساب بانکی وارد مرحله تازه‌ای شد. بر اساس این یافته‌ها مرد چوپان و برادرش در یکی از روستاه‌های استان گلستان زندگی می‌کردند. مأموران با اخذ نیابت قضایی به آنجا رفتند و در کمال تعجب از مادر جلال بلوچ شنیدند که شوهرش دو سال قبل فوت کرده است. حالا دیگر پلیس با اطمینان بیشتری درباره دست داشتن این چوپان بلوچ و اطلاع او از مرگ عارف کوچولو تعقیب لحظه به لحظه او را آغاز کرد.
بازداشت چوپان:
با توجه به اینکه مأموران اطلاعاتی بدست آورده بودند که مرد چوپان مبلغ زیادی از صاحبکارش طلبکار است، به‌طور نامحسوس آنجا را تحت نظر قرار دادند تا اینکه سرانجام چوپان گریزپا در تله نامرئی مأموران گرفتار شد.
اعترافات تلخ:
چوپان 24 ساله وقتی با ارائه دلایل و مستندات از سوی پلیس روبرو شده و دانست که مأموران او را در ماجرای قتل عارف کوچولو مقصر می‌دانند لب به اعتراف گشوده و پرده از راز یک جنایت هولناک برداشت. وی در این باره گفت: از مدت‌ها قبل با حسین برادر ناتنی قربانی حادثه رفاقت داشتم. یک روز او با اعلام اینکه از برادر ناتنی‌اش خوشش نمی‌آید خواست تا نقشه‌ای بکشیم و او را به باغ بیاوریم تا مادرش را اذیت کنیم. وقتی من از خطرات این کار با او حرف زدم جواب داد حاضر است به‌خاطر این کار مبلغ زیادی پول بپردازد. روز 28 تیر ساعت 5 صبح بود که با او تماس گرفته و گفتم آماده هستم با او همکاری کنم. چند ساعت بعد بود که حسین در حالیکه برادر ناتنی‌اش -عارف- را سوار بر خودروی پراید خود کرده بود، وارد باغ شد. تازه متوجه شدیم که اگر او را چند روز نگه داشته و بعد آزاد کنیم، او ممکن است راز ما را فاش کند. حسین آنقدر از برادرش بدش می‌آمد که تصمیم به قتل او گرفت. بنابراین با کاردی که همراهش بود او را کشت. من هم چون نمی‌خواستم چهره قربانی حادثه شناسایی شود، باریختن گازوئیل او را آتش زدم.
اعترافات برادر ناتنی:
با توجه به اعترافات مرد چوپان، حسیت متهم اصلی پرونده بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفتو او که هنوز هم بر بی گناهی خود اصرار داشت وقتی در مواجهه حضوری با همدستش قرار گرفت و دانست که رازشان فاش شده است اعتراف کرده و قتل را به گردن گرفت.
اعترافات برادر ناتنی:
این متهم در باره جزئیات اقدام هولناک خود به ماموران گفت:از اینکه تمام توجه پدرم به این پسرش بود کلافه شده بودم.او مدام برای عارف هزینه می‌کرد در حالیکه به من و بچه ام اصلا توجهی نداشت. می‌خواستم با زندانی کردن چند روزه او در باغ مادرش را ناراحت کنم .صبح روز حادثه به بهانه اینکه می‌خواهم برای او بستنی بخرم تا او را سر کوچه سوار کردم. وقتی عارف را به باغ بردم ،جلال منتظرم بود. در انجا در حالیکه عارف را در اتاقی انداخته بودیم تازه متوجه شدیم که او بعد از آزاد شدن ما را لو می‌دهد به همین دلی او را کشتیم. جسد را دو تکه کردیم و سرش را جلال آتش زد تا کسی نتواند او را بشناسد.جسد را داخل پلاستیکی گذاشته وبه زمین متورکه‌ای حوالی زمین فوتبال محل برده و در انجا رها کردیم. چون از قبل یکی از داماد‌هایمان را در جریان قرار داده بودم وقتی بازداشت شدم برای گمراه کردن مسیر تحقیقات ماموران از دامادمان خواستم تا سر جسد را به داخل خانه پدرم بیاندازد شاید بدین ترتیب از من رفع اتهام شود اما وضعیت بدتر شد به همین دلیل این بارخواستم جسد را در باغ شوهر سابق زن بابایم بیاندازد تا او در مظان اتهام قرار گیرد. اما نقشه‌هایم با شکست روبرو شد.
بازسازی صحنه قتل:
با توجه به این اعترافات به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب جویبار دو متهم پرونده برای بازسازی صحنه قتل به محل وقوع جنایت منتقل شده و جزئیات ماجرای قتل عارف کوچولو را تشریح کردند.
متهمان تا انجام تحقیقات تکمیلی با صدور قرار قانونی روانه بازداشتگاه شدند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی