آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 29 دی 1399 05:18
«خبرشمال» از مثلث نابودگر کروناویروس، تعطیلی‌های مناسبتی و بی‌حوصلگی مردم در رعایت پروتکل‌ها می‌نویسد؛

یک تراژدی چندخطی

 
 
 
 

/سرویس فرهنگی

اشاره: برای بعضی کارهای اداری تا ابتدای بهمن وقت داریم و اما یک احساسی به ما می‌گوید فرصت تمام شده؛ روز یکشنبه به مناسبت شهادت حضرت فاطمه(س) تعطیلی رسمی داریم و شنبه را هم مثل بچه‌های دبستانی بین‌التعطیلی اعلام می‌کنند بسیاری! چقدر این مناسبت تلخ است؛ «غسلش داد و کفنش کرد، آن‌گاه نشست و برایش گریست، بعد آرام درون کفن گفت: زهرا، منم، علی تو..»، اما کسی به این‌همه درد سال‌ها پیش علی کاری ندارد و همه از دردهای امروزشان می‌خواهند که بگریزند. چقدر هر مناسبتی که رنگ اعداد در تقویم را سرخ می‌کند، ما مردم شمال کشور را بیشتر از مناسبت قبلی می‌ترساند. چرا حواس کسی نیست در این گریزهای مدام پایتخت‌نشینان و شهرهای مجاور، در این اعداد قرمز در تقویم و در بی‌حوصلگی همیشه همه در رعایت پروتکل‌های بهداشتی، چه دارد بر سر ما می‌آید.
تداوم بحران شیوع بیماری کرونا در جامعه ایرانی و موج‌های چندگانه‌ای از شیوع این بیماری، ‌نوعی نگرانی و اضطراب دایمی را دامن زده که دارد حوصله و روح ما را در سکوت می‌خورد و می‌تراشد. آن‌چه که در این میان سبب نگرانی شده، عدم رعایت پروتکل‌ها و دستور العمل‌های بهداشتی توسط مردم است که یک‌جورهایی به همان اضطراب همیشه و طولانی ربط دارد؛ ما در چرخه باطلی افتاده‌ایم که هی مضطرب‌تر و هی بی‌حوصله‌تر می‌شویم و این دو سوی زندگی غمین این روزهایمان، یکدیگر را تقویت می‌کنند.
نیم‌نگاهی به الگوهای شیوع اخیر کافی‌ست برای پیدا کردن نشانی از گسترش الگوی خوشه‌ای در شیوع بیماری کروناویروس. این الگو بیانگر آن است که درصد کمی از بیماران از طریق غریبه‌ها و در فضاهای عمومی بیمار شده‌ و درصد قابل توجهی از بیماران از طریق نزدیکان و آشنایان و اعضای خانواده به این بیماری دچار شده‌اند. به همین دلیل این بیماری به یک تهدید دایمی و تناقض عمیق در روابط و مناسبات مردم بدل شده است. ما نمی‌دانیم چطور باید از دیگران و خودمان فاصله بگیریم، در عین حفظ یگانگی و اتحادمان.
تعطیلات فردا و تداخل دو روز آخر هفته قبل و فاصله یک‌روزه‌اش با مناسبت عزادارانه‌ای که کسی حواسش به غمش نیست، یعنی سفرهای کوتاه روزهای تعطیلات و این یعنی مردم شمال کشور هم‌چنان‌ در خطر هستند. نزدیکی هر تعطیلی و مناسبتی منجر به نوعی نگرانی از به راه افتادن موج جدیدی از بیماری کرونا در ایران شده و می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهند که حجم بسیار بالای سفرها در نفس عمل، یک خطر جدی برای جامعه و زمینه قوی و آماده‌ای برای گسترش دوباره این ویروس خواهند بود.
از سوی دیگر مساله آیین‌های مذهبی و جماعت‌هایی که ممکن است به دلایل مراسم دینی و حتی نذر به هم برسند، ‌که در بخشی از آنها ملاحظات مربوط به دستورالعمل‌ها رعایت نشده (علی رغم رعایت اکثریت آنها)، ‌خودشان یک زمینه دیگر برای شیوع بیماری خواهند بود. در این میان، مساله اصلی آن است که ما با پدیده جدی نگرفتن دستورالعمل‌ها در جامعه ایرانی مواجه هستیم. این بی توجهی و عدم جدی گرفتن دستورالعمل‌های بهداشتی، به گونه‌ای رایج و معمولی است که در نهایت آتش عواقب آن، تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.
به تدریج ما شاهد طرح مفهوم خستگی کادر درمان هستیم. هرچه آنها در درمان می کوشند،‌ بی‌توجهی و تنبلی جامعه در رعایت دستورات بهداشتی،‌ بیماران بیشتری را روانه بیمارستان‌ها می‌کند، جوری که انگار اگر بیماران درمان نشوند و ترس و شک دوباره به جانمان بیافتد، شاید عملکرد بهتری داشته باشیم. به نظر می‌رسد بی‌توجهی و شاید تنبلی فراگیر در رعایت دستورات بهداشتی علیه کرونا را نمی‌توان به قشر خاصی مثل مذهبی‌ها،‌ یا دوستان اهل سفر در شمال و یا کسانی که از نظر مالی در وضعیت مناسبی نیستند، ‌نسبت داد.
تقریبا در همه اقشار جامعه ما در یک نکته به اتحاد رسیده‌ایم و آن هم در همین مساله جدی نگرفتن دستورالعمل‌هاست. از این رو می‌توان سه راه را پیشنهاد کرد:
1-تلاش همه‌جانبه رسانه‌های رسمی و غیررسمی برای فرهنگ سازی در این راستا؛ ما که در رسانه چاپی تلاش‌مان را برای فرهنگ‌سازی در این زمینه کرده‌ایم و باید بیش از این‌ها هم ادامه دهیم، اما با توجه به اثر شدیدی که رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های دیگر بر ذهن مخاطبان دارند، انتظار می‌رود برنامه‌ریزی درستی برای تولید محتوای مرتبط در این رسانه‌ها نیز صورت گیرد. هرچه باشد، آدم‌ها بیشتر روز گوشی دستشان است، اما روزنامه را صبح به صبحی دستشان می‌گیرند و نگاهی می‌اندازند.
2-به واسطه خستگی مفرط کادر درمان، می‌توان از رها کردن وضع موجود هم نام برد، برای آن‌که ایمنی جمعی شاید بتواند جلوی این بیماری را بگیرد (تهدیدی که گاهی کادر درمان در اوج خشم و خستگی مطرح می‌کنند).
3- راه حل سوم،‌ ورود جدی نهادهای قانونی برای کنترل و تنبیه کسانی که مراعات نمی‌کنند و همچنین ارایه تسهیلات مناسب برای حداقل‌های پروتکل‌ها برای مردم است؛ به نظر می‌رسد در شرایط فعلی اگر ترکیبی از راه اول و سوم را نداشته باشیم، بیماری کرونا و هزینه‌‌های ناشی از آن، به شکاف‌های اجتماعی و تضادهای درون جامعه دامن خواهند زد و خودش زمینه‌ساز بحران‌های ثانویه ناشی از بحران کرونا و سوءمدیریت آن خواهند شد. باید به طور جدی و گاه با شدت عمل ‌وارد مدیریت بحران شد. ما مردم این مدیران هستیم و به ماسک، الکل و مواد ضدعفونی‌کننده، داروها و مکمل‌های غذایی و حمایتی بدن که این روزها حتی بیمه‌شدگان باید آزاد حسابشان کنند، نیازمندیم. واکسن که دیگر انگار حرفش را نباید زد!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی