آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 23 مهر 1399 11:20
«خبرشمال»، بی‌پرده به مدیرکل جوان ورزش و جوانان مازندران می‌گوید؛

از شکست خوردنت بیزاریم قهـرمـان!

 
 
 
 

هومن حکیمی /


اشاره: شکست خوردن قهرمانانی که دوست‌شان داریم، همیشه برایم جزو عذاب‌های الیم بوده است. چهره غمگین‌شان بعد از باخت و آسیب دیدن غرور آنها و ما، چیزهایی‌ست که هر بار با شکست خوردن قهرمان‌ها می‌آید به سراغم. مثلا هنوز آن لحظه شکست خوردن «عسگری محمدیان» در برابر «بلوگلازوف» روسی در فینال المپیک «سئول» را نمی‌توانم فراموش کنم که البته قهرمان ما سعی می‌کرد با به دوش کشیدن حریف و دور قهرمانی زدن به همراهش از بار شکست و احتمالا از بار گناهان ما و خودش کم کند اما حتی آن موقع هم در ذهن من ِ تقریبا یازده ساله، این کار، چندان جذاب نبود...

از مقدمه باید بگذرم چون آن‌قدر به این جور نوستالژی‌نویسی علاقه‌مندم که ممکن است سوژه اصلی زیر سوال برود!
«حسن رنگرز»؛ مدیرکل ورزش و جوانان مازندران، را جدا از آن همه تعریف و تمجیدی که از او می‌شود نمی‌بینم. او لایق است چون هم درس‌خوانده است و هم اینکه جزو آن 7 نفری در تاریخ کشتی‌فرنگی ایران است که مدال طلای جهانی گرفته‌اند.
«حسن رنگرز» را در زمانی که کشتی می‌گرفت، جز توانایی فنی با توانایی اخلاقی و شخصیتی متفاوت، به خاطر دارم. وقتی که در سال 2001 اولین مدال طلای جهانی‌اش را گرفت و این کار را سال 2002، هم تکرار کرد، هیچ تغییری در رفتارش مشاهده نشد. او انگار همچنان همان نوجوان «نوشهری» بود که به «کاراته» هم علاقه داشت اما برای اولین بار که به همراه برادرش برای دیدن مسابقات کشتی آموزشگاه‌های کشور رفته بود به کشتی علاقه‌مند شد و کشتی‌گیر شد... .
«حسن رنگرز» اما برای من مثل «علی دایی»ست. همان‌قدر سخت‌کوش و با اراده و تحصیلکرده (حالا با کمی تفاوت) و باصلابت در میادین ورزشی آسیایی و جهانی. همان‌قدر در عطش پیروزی و مبارز. همان‌قدر مغرور و بیزار از شکست و همان‌قدر «جنتلمن» -البته باید اعتراف کنم که رنگرز از علی دایی خویشتن‌دارتر است-، بنابراین همان‌قدر که معتقدم سطح و اندازه «علی دایی» فراتر از سرمربی‌گری در لیگ برتر فوتبال ایران است، باور دارم که یکی مثل «حسن رنگرز» با ویژگی‌هایی که دارد و اشاره کردم، نباید وارد بحث‌های مدیریتی (حتی در ورزش) بشود. برایش هم دلیل دارم... .
مازندران، استانی‌ست که معمولا فقط در ظاهر روی خوش به چهره‌هایش نشان می‌دهد. این چهره‌ها هم حتما نباید که ورزشی و هنری باشند. چهره‌های سیاسی استان ما هم همیشه در گزند آسیب دیدن از خودی‌ها هستند. ما چه بخواهیم چه نخواهیم و چه دوست داشته باشیم یا نه، خوش استقبال و بد بدرقه هستیم. مثلا دست‌کم نصف همین‌هایی که امروز در عرصه رسانه یا اجتماعی و سیاسی، برای مدیرکل شدن «حسن رنگرز» کف می‌زنند و او را بهترین انتخاب می‌دانند و حضورش را تضمین‌کننده موفقیت‌ها برمی‌شمارند، کسانی هستند که وقتی «حبیب حسین‌زادگان»، مدیرکل ورزش و جوانان استان شد، اینها را به او هم نسبت می‌دادند. حالا اما «حسن رنگرز» اگر از «حبیب حسین‌زادگان» بپرسد درباره همان‌ها، احتمالا بهتر می‌تواند به مصداق عینی حرف من برسد و تجربه حاج‌حبیب برایش تکرار نشود.
به جز این ویژگی مازندران (که البته با کمی بالا و پایین در کلیت مدیریتی کشورمان قابل لمس است)، با اینکه رنگرز مدرک دانشگاهی مدیریت دارد و فرد هوشمندی است اما با داشتن تخصص فراوان در ورزش کشتی و اینکه حتی نایب رییسی شورای کشتی آسیا را هم تجربه کرده، چرا باید وارد وادی‌ای بشود که حتی فرهنگش و هنرش و ورزشش هم سیاسی و سیاست‌زده است؟ او چطور می‌خواهد در مازندرانی که مجمع نمایندگانش معمولا تمایلات شخصی و گروهی‌اش در انتخاب و انتصاب مدیران را به مدیر بودن افراد ترجیح می‌دهد، دوام بیاورد و بدون دردسر فعالیت و مدیریت کند؟ او چطور می‌تواند تخصصش در کشتی را به رشته‌های ورزشی دیگر هم تعمیم بدهد و کلیت ورزش مازندران را به انسجام برساند؟ نمونه‌اش را اگر بخواهید مثال بزنم، از فوتبال مازندران می‌گویم.
چه کسی‌ست که نقش پررنگ حمایتی استاندار مازندران در احیا و حرکت رو به جلوی تیم فوتبال نساجی مازندران را نادیده بگیرد و انکار کند؟ اگر حمایت استاندار مازندران از هویت این باشگاه مردمی (در بحث زیرساخت و غیره) نبود آیا کسی مثل «حدادیان» وارش، تا این حد در وادی ضررده (از نظر مالی) دوام می‌آورد؟ آیا ورشگاه پیر شهید وطنی قائم‌شهر به حداقل استانداردها دست پیدا می‌کرد؟ از نساجی که بگذریم، وضعیت فوتبال در هیأت فوتبال استان و شهرستان‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید آقای رنگرز؟ آیا به جز این است که همه چیز در فوتبال مازندران کمی بوی پدرخواندگی می‌دهد؟ این ورزشگاه شهید متقی ساری را دیده‌اید؟ می‌دانید چندین سال است که وعده بازساری و بهبودش را می‌دهند؟ بعد هم فرض کنید ورزشگاه ساری درست بشود، کدام تیم فوتبال سرپا و مستقل ساروی وجود دارد که مثل قدیم‌ها با تیم «شهرداری ساری»اش دلربایی کند و برای قدرت‌های پایتخت، خط و نشان بکشد؟ همین کشتی که افتخار مازندران است، کم حاشیه داشته و دارد؟ کم از سیاست‌زدگی آسیب دیده است؟ هیآت شطرنج استان یا شهرستان ساری را می‌دانید درونش چه دسته‌بندی‌های می‌شده است؟...
اینها البته مشت نمونه خروارند که نباید من را و مخاطب را از اصل مطلب دور کند. «حسن رنگرز» بی‌شک فرد توانایی‌ست و با شایستگی پیشرفت کرده و به اینجا رسیده اما شما را به خدا بیایید دلمان برای یک‌بار هم که شده برای مدیران جون استانی‌مان واقعا بسوزد. وقتی هم واقعا بسوزد، مشاوره درست به مدیر جوانمان می‌دهیم که بیا و قبول نکن این مسوولیت را و محکم بچسب به عرصه ورزش در بعدهای دیگر یا اگر قبول کردی و مدیر شدی، تصمیم‌هایی بگیر که تو را نسوزاند... .
همچنان شکست خوردن قهرمانانی که دوست‌شان داریم، برایم جزو عذاب‌های الیم است. چهره غمگین‌شان بعد از باخت و آسیب خوردن غرور آنها و ما، چیزهایی‌ست که هر بار با شکست خوردن قهرمان‌ها می‌آید به سراغم... .

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی