آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 20 مهر 1399 12:40
«خبرشمال» از بخشش‌ها و همیاری‌ها در رهایی محکومین به اعدام می‌نویسد؛

...امـا چـراغی روشـن اسـت

 
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

اشاره: این یک متن با اهداف یا اطلاعات سیاسی نیست و نمی‌خواهد که باشد؛ این واژه‌ها در تلاش‌اند که در روایات گسترده‌ای از مجازات اعدام در زندگی افراد مختلف جامعه، بیابند مرزی را که در آن سیاست، قوانین کشوری و مذهبی، منطق و حتی فرهنگ، تسلیم اخلاق و انسانیت می‌شوند. نگاه‌ها و نظرات به این موضوع پر از حساسیت و چالش است چراکه در این زمانه اغلب کشورهای جهان حکم اعدام را لغو کرده‌اند و دیگر چنین حکمی به اجرا گذاشته نمی‌شود. به همین خاطر و به این دلیل که اصولا سازمان بین‌الملل و کشورهای غربی تصور می‌کنند هر قانونی که آن‌ها قبول ندارند، به ذات غلط است و هرچه آن‌ها می‌کنند، حکم الهی، بارها در مجامع بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری ایران را متهم به خشونت بیش از اندازه کرده‌اند. در داخل کشور اما هنوز عده زیادی به دلایل مذهبی و سنتی معتقد هستند که حکم قصاص برای قاتل، باید اعدام باشد. چه‌کسانی و به چه طریق در نجات قاتلانی با شرایط ویژه و غیرقابل قضاوت قطعی فعالیت دارند؟ آیا بخشش قاتل به شرط پرداخت دیه از سوی خانواده مقتول، نشانی از بخشش قلبی آن‌ها و عدم رضایت ایشان بر اجرای حکم اعدام نیست؟ در چنین وضعی، چه کسی یا کسانی فرشته نجات یک انسان می‌شوند؟ قیمت فرصت دوباره زندگی چقدر است؟

*مثل همیشه؛ طرح مساله
 و تعریف واژگان
اعدام در قوانین ایران ریشه از کتاب قرآن، سنت و مقررات اسلامی و البته منابع فقهی شیعه گرفته است و سال‌هاست به همین وضع اجرا می‌شود، مستقل از تغییر حکومت‌ها. بخشی از احکام اعدام مربوط به گروهی از مجازات‌های حد شرعی و برخی دیگر تعزیر است. در مجازات حد، کیفیت و کمیت آن توسط شرع اسلام تعیین شده است و مراجع قضایی و قاضی یا قضات پرونده، اختیاری درباره کم و کیف مجازات این‌چنین ندارد. برخلاف مجازات حد، شرع اسلام برای مجازات تعزیری جزییاتی را پیش‌بینی نکرده و تعیین آن از اختیارات حکومت اسلامی است؛ به طور مثال حکم اعدام محکومان پرونده‌های مبارزه مسلحانه براساس حد شرعی و حکم اعدام محکومان پرونده‌های تجارت مواد مخدر تعزیری است.
چهار گروه عمده جرایم در قوانین کشور ایران مجازات اعدام در پی دارند: قتل عمد، جرایم جنسی همچون تجاوز به عنف و زنا با محارم، ارتداد و در نهایت جرایمی همچون افساد فی‌الارض که دامنه آن بسیار وسیع و تاویل پذیر است و افراد خاصی با آسیب شدید به جامعه را شامل می‌شود و محاربه به معنی قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی که تهدید و خطر امنیت بقای نظام اسلامی را سبب شود. در هریک از این وضعیت‌ها این سوال پیش می‌آید که قضاوتی چنین سخت را چه کسی و به چه کیفیتی بر عهده می‌گیرد؟ سوال دیگر این‌که آیا چنین افرادی اگر به هر طریق از مرگ قصاص نجات یابند، به زندگی گناهکارانه ادامه خواهند داد یا به احترام این بخشش، زندگی جدید را آغاز خواهند کرد؟

*چرایی و چگونگی
قصاص نفس
مجازات قتل عمد در کشور ما در صورتی که ولی دم از تقصیر محکوم به قتل نگذرند و او را نبخشند، قصاص نفس یا همان اعدام فرد است. از سه گروه اصلی مجازات اعدام، تصمیم‌گیری درباره قصاص نفس که مرتبط با قتل عمد است، در اختیار حکومت اسلامی نیست و به تصمیم انسان‌ها در برهم‌کنش با یکدیگر بسته است. به این معنی که اعدام قاتل به جز موارد استثنایی در اختیار اولیای دم مقتول است و دادگاه در صورتی که متهم را قاتل تشخیص دهد، درباره مجازات اعدام او به تنهایی و به قطعیت نمی‌تواند اعمال نظر کند و اجرای حکم به نظر شاکی یا شاکیان پرونده بستگی دارد.
در سه گروه دیگر اعدام‌ها یعنی جرایم جنسی، ارتداد و سبب نبی که دادن دشنام یا نسبت های ناروا به پیامبر اسلام است و جرایم امنیتی، تصمیم به اشد مجازات در قوانین جمهوری اسلامی ایران که اعدام است، از سوی قضات دادگاه گرفته می‌شود و به نظر شاکی ارتباط مستقیم ندارد. یک عنوان اتهامی دیگر هم در راستای حکم اعدام وجود دارد که افساد فی الارض نامیده می‌شود.
فردی که به طرز گسترده و وسیع مرتکب جرم و جنایت علیه سلامت و تمامیت جسمانی آحاد جامعه شود، جرایم ضدامنیت داخلی یا خارجی کشور را در پرونده‌اش داشته باشد، پخش و نشر اکاذیب، اخلال ایجاد نمودن در سیستم اقتصادی کشور، آتش کشیدن و تخریب، پخش مواد سمی ‌و خطرساز، میکروبی و کشنده یا برپا نمودن محفل‌های فساد و فحشا یا همکاری در آن‌ها، به‌ نحوی که سبب اخلال شدید در نظم عمو‌می ‌کشور، ناامنی یا وارد نمودن خسارت کلان به تمامیت جسمانی اشخاص یا اموال عمو‌می ‌و خصوصی، یا موجبات اشاعه‌ و توسعه فساد یا فحشا در حد کلان گردد، مفسد فی‌الارض قلمداد شده و به حد اعدام محکوم خواهد شد.

*بخشایش جایز نیست
 اعدامش کنید
حکم اعدام کودکان زیر ۱۸ سال و زنان باردار مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران موقتا متوقف می‌شود اما به‌صورت کلی لغو نمی‌شود. به این معنی که اگر کودکی مرتکب جرمی شود که مجازات آن اعدام است، اجرای مجازات اعدام تا زمان رسیدن به سن قانونی به تعویق می‌افتد. پس از رسیدن موعد 18سالگی کودک، در صورتی که اولیای دم گذشت نکنند، فرد محکوم اعدام می‌شود. درباره زنان باردار هم اجرای حکم تا زمان وضع حمل و حداکثر دو سال پس از آن، به شرط این‌که با تجویز پزشک کودک نیاز به تغذیه شیر مادر داشته باشد، به تعویق خواهد افتاد اما پس از آن، طبق قانون در اجرای حکم مانعی وجود ندارد.

*تغییر در حکم
جرایم اعدامی
در عین صراحت احکام و همین‌طور استحکام در برابر قضاوت نابه‌جا و دور از شناخت واقعی کشور ما با تمام مذاهب و نکات فرهنگی و تاریخی‌اش، کشور ما در تلاش است هیچ‌گونه دگماتیسم را ادامه ندهد و در برابر موضوعات منطقی و مناسب فرهنگ ایران، انعطاف نشان دهد.
در سال ۱۳۹۶ قوه قضایه جمهوری اسلامی ایران براساس تغییر وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور و براساس تقاضای غیرمستقیم مردم مبنی بر اهدای فرصت زندگی دوباره به اعضای درگیر مساله اعتیاد، تصمیم به حذف مجازات اعدام محکومان پرونده‌های مواد مخدر گرفت. سپس مجلس شورای اسلامی با اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر، به غیر از اعدام سردسته باندهای خرید و فروش و مواردی که تجارت این مواد با استفاده از سلاح بوده باشد، اعدام سایر متهمان این قبیل جرایم را لغو کرد.

*حرف اصلی
با این‌همه گفتن از حکم اعدام و جزییاتش در جامعه ایرانی، برسیم به حرف اصلی که تلاش عده زیادی از فعالان اجتماعی و فرهنگی برای نجات دسته‌ای از محکومان به اعدام است که برای قصاص بالای چوبه دار می‌روند. تا همین چندسال گذشته عده زیادی از عموم مردم، بخشش حکم اعدام را نه در شرایطی که خود درگیر ماجرا و ولی دم مقتول بودند، می‌پذیرفتند و نه ادراکی از چنین تصمیمی در دیگران داشتند؛ نتیجه این‌که انسان‌های بسیاری بدون تلاشی برای بخشش خانواده مقتول یا پرداخت دیه جان می‌دادند.
این‌روزها اما چراغی روشن است، حتی بر سر راه آن‌ها که پیش از این در زندگی مسیرشان حتی به قتل هم کشیده شده است. آن‌قدر در ملاقات با سوژه‌های سازمان‌های مردم‌نهاد به انقلاب زندگی انسانی برخورده‌ام که باور داشته باشم این بخشش‌ها و فرصت زندگی دوباره از جنس نور است و نه شانسی برای آسیب دوباره. امنیت اجتماعی کشور نه به اعدام قاتلی که در شرایط خاص و نه با نقشه‌ای از پیش دست به چنین گناهی زده تامین می‌شود و نه به رها کردن شانس پرداخت دیه.
می‌نشینم در محضر فعالانی که نامشان را نمی‌خواهند که بنویسم و به حرف‌های آدم‌ها درباره تجربیاتی از بخشش قصاص و اعدام گوش می‌دهم، هزار قصه مختلف که به معجزه بخشش، بعضی‌هاشان ادامه روشنی دارند و بعضی دیگر سخت‌، پرغصه و تلخ‌اند، حتی برای شنیدن.

*اولین روایت
نوجوانی که برای نخستین‌بار در زندگی‌ عاشق می‌شود. عشق را نمی‌داند به باید‌ها و نباید‌های اجتماعی چگونه وصل کند و از حد می‌گذرد. معشوق دخترکی با شرایط سخت خانوادگی‌ست؛ با ناپدری زندگی می‌کند و تحت فشار خانواده است. در منزل که تنها می‌شود، پسرک را برای ملاقاتی کوتاه دعوت می‌کند و اما ناپدری در وقتی نامعمول از همیشه بازمی‌گردد. دخترک از ترس مجازات دوباره که شامل آسیب‌های فیزیکی و روانی سخت بوده، خود را از پنجره به بیرون پرت می‌کند و پرواز می‌گیرد جانش.
عاشق را به جرم قتل دستگیر می‌کنند و همه‌چیز علیه اوست. دو سال را در کانون اصلاح و تربیت می‌گذراند تا به سن قانونی برسد. ناپدری و مادر دختری ککه عاشقش بود و امروز هم هست، به دیه راضی می‌شوند و او زنده می‌ماند. با اشک برایم می‌گوید که «قضاوت آدم‌ها بدون شهادت عموم و تنها با مدارک محدود، اشتباهی‌ست که عمر مرا دگرگون کرده و هر روز در فکرش هستم».

*عاقبتی دیگر
در حال رانندگی بوده که کسی می‌پیچد جلویش و تصادف می‌کنند. پیاده می‌شود تا اوضاع خسارت را بررسی کند و با خشم شدید راننده خودرو مقابل روبه‌رو می‌شود. دعوا سر می‌گیرد و مرد عصبانی درست ناسزایی می‌گوید که نباید؛ او مادرش را همین چند روز پیش از دست داده است. دست می‌برد به قفل فرمان و بر سر مرد می‌کوبد.
در زندان می‌فهمد که حکم اعدامش صادر شده است. منتظر روز تمام شدن خودش می‌ماند و یک روز خبر می‌رسد که یکی از «کله‌گنده‌ها»ی استان ماجرایش را شنیده و به همدردی با او می‌خواهد دیه‌اش را پرداخت کند، خانواده مقتول هم به دیه راضی شده‌اند. امروز در سازمانی خصوصی برای محدودیت اجرای حکم اعدام در موارد ممکن تلاش می‌کند، برای جمع کردن مبلغ دیه و گرفتن رضایت اولیای دم.

*زنجیره رنج
«سارتر» در جایی نوشته بود که انسان به دیگران آسیب نمی‌رساند، مگر به قدر رنجی که درون خود تحمل می‌کند. فشار روانی بالا یا طولانی‌مدت که عاقبت به قتل عامل فشار می‌رسد؛ تجاوزهای چندین‌ساله، خیانت‌های مکرر، آسیب‌های روانی و فیزیکی به زنان یا کودکان که در نهایت به انفجار آنان می‌رسد، توهین و فحاشی و دست زدن به نقاط ضعف شخص. همه این موارد می‌تواند عامل و انگیزه قتل باشد، گرچه آن را توجیه نمی‌کند. در هر وضعیت، تصمیم قتل اشتباهی جبران‌ناپذیر است اما گاهی می‌توان انسانی را حتی در این اشتباه جبران‌ناپذیرش درک کرد.
بسیاری از فعالان اجتماعی به دنبال این هستند که شرایط روانی و اجتماعی افراد محکوم به اعدام را بررسی کنند تا در صورت وجود شرایط بازگشت به زندگی سازنده و ناگهانی بودن تصمیم به قتل، بتوانند برای جلب رضایت خانواده مقتول و جذب حمایت عموم و افراد خاص برای پرداخت دیه تلاش کنند. در این مسیر، مسوولانی هستند که به‌خصوص در استان مازندران و در همین شهرها گامی سازنده برمی‌دارند که جایگزین نخواهد داشت.

*خشم را بس کن!
«12 مرد خشمگین»، فیلمی که تصور و نگاه شما را نسبت به پدیده قضاوت به کلی عوض می‌کند، تصویری از یک هیات که اعضای آن باید به اتفاق حکم پسرکی را صادر کنند و تنها یک فرد نواندیش در میان آن‌ها می‌تواند رای کلی را تغییر دهد. به دلیل فقر و شرایط اجتماعی متهم، 11 مرد به قاتل بودن او مطمئن شده بودند که یک مرد با تلاش و مباحثه، همه آن‌ها را به این نتیجه رساند که نمی‌توانند به قتل یک جوان بدون شواهد کافی رضایت دهند.
مهم‌ترین نکته این‌که حتی اگر کسی محکوم به اعدام باشد، نمی‌توان به شرارت شخص یا اهدافش اطمینان داشت و باز هم باید برای شناخت درست او و اصلاح زندگی‌اش تلاش کرد. چنین عملکردی در جامعه می‌تواند جریان خشم را متوقف کند. خشمی که از یک وضعیت به قاتل منتقل شده و او در شرایطی، با فرض صحت قضاوت، به مقتول حمله کرده با این خشم و حالا با اعدام او، این زنجیره خشم میان اعضای هر دو خانواده و هرکسی که شاهد این اعدام باشد، ادامه می‌یابد.

*کلیشه اما واقعیت
در بخشش و گذشت، احساس لذتی هست که در انتقام هرگز پیدا نمی‌شود. این جمله را هزاران‌بار شنیده‌ایم اما واقعیت و تجربه‌اش برای مردم ما تازه و جوان است. مثل راننده‌ای که خودرویی به ناگهان وارد مسیرش می‌شود؛ یا به دنبالش می‌رود و به خود یا چند خودروی حتی خارج از این جدل آسیب می‌رساند و یا تذکری مودبانه می‌دهد که صدها بار سازنده‌تر است. گرچه آسیب قتل با این مثال قابل مقایسه نیست، اما آسیب‌های مجاور و ناگزیر را به تصویر می‌کشد.
*90دلیل برای بخشیدن
تب تلاش برای بخشش محکومان به اعدام با طرح این موضوع در برنامه پربیننده تلویزیونی ۹۰ با اجرای «عادل فردوسی‌پور» بالا گرفت. برای اولین بار برای بخشش یک محکوم به اعدام در یک برنامه تلویزیون سراسری تلاش‌هایی صورت گرفت که موفق بود. دیه موردنظر تامین شد و انسانی نجات یافت. این وضعیت به مردم بسیاری نشان داد که می‌توانیم و شاید باید درگیر نجات محکومانی باشیم که لیاقت شانسی دوباره را دارند.
خبرگزاری دانشجویان ایران یا «ایسنا» در جلوگیری از اعدام یک جوان در شهرستان نور بسیار موثر بود و خبرنگاران این خبرگزاری توجه فردوسی‌پور را جلب کرد. تصمیم مادر جوانی که در یک نزاع خیابانی کشته شده بود، در بخشش قاتل فرزندش نه تنها در ایران که در رسانه‌های جهان نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. این مادر می‌گوید: «یک سیلی به او زدم و آرام شدم. گفتم به خاطر آسیبی که به من زدی تنبیهت کردم و بعد هم با شوهرم طناب را از گردن او بیرون آوردیم. مردم خیلی خوشحال بودند و کف زدند و گریه کردند. من این بخشش را هدیه کردم به مردم نور.»

*همه ما مقصریم/نجاتیم
در روند جامعه‌شناسی روان‌شناسانه پدیده قتل برمی‌خوریم به یک حقیقت بزرگ؛ همه مردم یک جامعه، کمتر یا بیشتر در هر خشونت و آسیب دست دارند. گرچه فرد در لحظه تصمیم اشتباهی گرفته، اما نمی‌توان او را تنها عامل ماجرا دانست. به همین ترتیب در روند بخشش و نجات فرد می‌توانیم همه دست ببریم.
دیگر مراسم‌های اعدام مثل گذشته نیستند که مردم با گوشی‌هایشان منتظر قتل باشند؛ همه بیقرار و بی‌تاب منتظر معجزه‌ای هستند، اگر که در محکوم نشانی از انسانیت و اخلاق دیده باشند. گویی همه مردم شهر در آرزو و تلاش‌اند که زنجیره خشم شکسته شود و انسانی زنده بماند.
هیچ موردی دیده نشده که مادری با کشته شدن قاتل فرزند خود، لبخند بزند. فضایی سیاه و تلخ زندگی هر دو خانواده را فرامی‌گیرد در نبخشیدن‌ها و برای همیشه در این ابهام دست و پا می‌زنند که اگر جور دیگری پیش می‌رفت، یک انسان زنده می‌ماند. این در حالی است که بخشش خانواده‌ مقتول در بسیاری از موارد به خود آن‌ها آرامش بخشیده و در زندگی شخص و خانواده قاتل، تحولی بی‌نظیر رخ داده است.

*نقش هرکدام از ما
معدود نیستند مردمی که در تلاش برای نجات جوانان محکوم به اعدام از زمان، انرژی و سرمایه خود هزینه می‌کنند. سمن‌های بسیاری با همکاری مسوولان در تلاش‌اند از مردم کمک بگیرند و در عین حال به کلیت جامعه کمک کنند ارزش بخشش را درک کند. در استان مازندران، هستند مسوولانی نامدار و شناخته‌شده که جدا از هرگونه تبلیغات و خبری شدن، چه از نظر مالی و چه برای به دست آوردن رضایت ولی دم تلاش می‌کنند.
شاید باید به مردم بگویند از این فعالیت‌هایشان، شاید بهتر است مردم استان بدانند که مدیران هم موافق و در تلاش برای نجات محکومان به اعدام هستند. به همان ترتیب که نام و موقعیت اجتماعی فرد می‌تواند در مباحثه با ولی دم موثر باشد، در نظر عموم مردم هم اثرگذار خواهد بود.
نباید دست برداریم؛ هر روز و هر لحظه در دل یک زندانی اعدامی جهنمی و رنجی‌ست که می‌تواند به دست ما و با تلاش ما متوقف شود.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی