آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 20 مهر 1399 12:38
«خبرشمال» به شورای اسلامی شهر ساری پیشنهاد اجرای «رولت روسی» می‌دهد؛

احمق نیستیم!

 
 
 
 

سرویس سیاسی /


مقدمه: «رولت روسی»، نام نوعی شرط‌بندی بر زندگی یا مرگ است که طی آن، شرکت‌کنندگان، یک گلوله در هفت‌تیری قرار می‌دهند و بقیه را خالی می‌گذارند. خشاب گردان را چندین بار چرخانده می‌شود تا نشود فهمید گلوله کجاست. سپس لوله هفت‌تیر را بر روی شقیقه خود می‌گذارند و ماشه را می‌کشند. در حالت کلاسیک، پس از هر بار فشردن ماشه (و دادن هفت‌تیر به نفر بعد)، خشاب دوباره چرخانده می‌شود. در این حالت، احتمال شلیک‌شدن گلوله در هر دست، یک‌ششم یا تقریباً ۱۶.۶۷ درصد است. در نوع دیگر، که پس از هر بار فشردن ماشه خشاب چرخانده نمی‌شود، هر بار احتمال اینکه با فشردن ماشه گلوله شلیک بشود، بر اساس قوانین احتمال، افزایش می‌یابد...

*اول
فیلم به یاد ماندنی «شکارچی گوزن» که به رولت روسی هم معروف شده، سه بزنگاه اساسی دارد؛ حرکت از یک مراسم عروسی به سمت یک تشییع جنازه، چند دوست که به شکار گوزن می‌روند و جنگ ویتنام.
حالا قرار نیست این نوشته، نقد فیلم باشد اما لازم است یادآوری کنیم که جنگ ویتنام، چطور زندگی عده‌ای را برای همیشه تغییر داد.
تغییر دادن هم معمولا در دنیای مدرن، هم کار بسیار سختی‌ست و هم بیشتر به سمت منفی گرایش دارد. یعنی ذات زندگی مدرن، به‌خصوص برای مایی که نه درک درستی از تغییر و مدرنیته داریم و نه دیگر نسبت نزدیکی با سنت‌های‌مان، سوق‌مان می‌دهد به سمت منفی‌گرایی و گاه حتی نابودی...

*دوم
شورای اسلامی شهر ساری از شروع دوره پنجمش و حتی کمی قبل از آن، کلی «پالس‌» منفی به پیرامونش پراکند. بر سر تایید شدن یا نشدنش، حرف‌ها و حدیث‌ها به راه افتاد. عده‌ای گفتند که این شورا و انتخابات منجر به آن باید باطل شود و عده‌ای دیگر نظری مخالف داشتند.
این شائبه‌ها (حتی اگر کاملا هم درست نبودند) فضایی متشنج را در اطراف شورای پنجم ساری ایجاد و کار را برای شوراییان دشوارتر کرد؛ دشوارتر چون به طور کلی کار جمعی در مازندران و ساری سخت‌تر از چیزی‌ست که غیربومی‌ها تصور می‌کنند (مثلا می‌شود این را از وزیر اصفهانی فعلی که مدتی استاندار مازندران بود پرسید!).
قطار شورای پنجم اما به هر وضعی بود به راه افتاد؛ تق‌تق‌کنان و با کلی دود خاکستری که هر چه گذشت هم به سیاهی نزدیک می‌شد؛ دودش را می‌گوییم!

*سوم
در «شکارچی گوزن» یک سکانس معروف وجود دارد که ویت‌کنگ‌ها، چند سرباز آمریکایی اسیر شده را وارد بازی رولت روسی می‌کنند. سه هم‌قطار (رابرت دنیرو، کریستفر والکن و جان ساویج) در برابر هم قرار می‌گیرند؛ نفس به نفس، رخ به رخ. هر لحظه احتمال دارد که یکی مغزش را منفجر کند؛ بنگ، و تمام! هر کسی هم به این بازی تن ندهد، کشته خواهد شد؛ مرگ در برابر مرگ!
آنجا اما کسی کشته نمی‌شود (فیلم را باید ببینید) و در ادامه...؛ ادامه‌اش را در ادامه مطلب برایتان خواهم نوشت...

*چهارم
شورای پنجم ساری کارش به جایی رسید که 5 عضوش تعلیق شده‌اند (نمی‌دانم چه اصطلاحی درست‌تر و البته مناسب‌تر است که خدای نکرده یک‌وقت به کسی برنخورد!). شورا که مثلا قرار بود نماینده مردم در پیگیری حق و حقوق شهری و شهروندی باشد و کلی کمیسیون پرطمطراق هم برایش تعبیه شد، برای مدتی تعطیل شد. حرف و حدیث‌ها و شائبه‌های قبلی، صورت و رنگ گرفتند. دستگاه قضا و نظارت وارد شدند. پرونده تشکیل شد...، همه اینها به کنار، به اعتماد مردم لطمه وارد شد.
قبلا هم نوشتیم که ما قاضی نیستیم اما قطعا احمق هم نیستیم. یعنی تا اتفاق بدی نیفتاده باشد که این همه پرونده و دعوا و مرافعه راه نمی‌افتد. اما این که چه کسانی و چه اندازه مقصرند را ما معلوم نمی‌کنیم. آبروی کسی هم نباید بی‌جهت ریخته شود اما آبروی مردم هم. اعتماد مردم هم. شأن و جایگاه پارلمان شهری هم (پارلمان شهری؛ یادش به خیر!).

*پنجم
جنگ ویتنام تمام شده است. «دنیرو» برگشته به نیویورک؛ خسته و غمگین و جنگ‌زده و البته ساکت. مدتی بعد می‌رود به عیادت «ساویج» در بیمارستان که پاهایش را از دست داده. آنجا می‌فهمد که «والکن» در ویتنام است هنوز و به خاطر می‌آورد که یک موقعی (آن شب عروسی زیر یک حلقه بسکتبال) به «والکن» قول داده بود که هیچ‌وقت او را در ویتنام تنها نگذارد.
یک «دنیرو» است و قولش، پس برمی‌گردد به ویتنام اما متوجه می‌شود (از نزدیک می‌بیند) که «والکن» خودخواسته در ویتنام مانده و به یک رولت‌روسی‌باز حرفه‌ای تبدیل شده است...

*ششم
شورای پنجم ساری بعد از چند ماه با اضافه شدن دو عضو علی‌البدل، شروع به کار دوباره کرده است. شورایی که مجبور شده به جای 9نفر، میزبان 6نفر باشد. رأی‌گیری داخلی انجام شده و رییس و نایب رییس و روسای کمیسیون‌ها و... هم ظاهرا مشخص شده‌اند.
ما اما احمق نیستیم. می‌فهمیم که اینها همه نقش ایوان است و این خانه هنوز از پای‌بست، اگر که ویران نباشد، لرزان است. ما احمق نیستیم پس نمی‌توانیم به این زودی‌ها دلمان را خوش کنیم به شورای 6نفره‌ای که هنوز خودش هم نمی‌داند با خودش چند چند است؛ با مردم که جای خود دارد.
این مصاحبه‌های کوتاه پراکنده برخی اعضای شورای پنجم ساری با خبرگزاری‌ها و دوری از مواجهه مستقیم با رسانه‌های مکتوب رسمی و دوری از مردم و پناه بردن به کانال‌های تلگرامی و بسنده کردن اعضا به اینستاگرام هم دردی از درد آنها و شهر درمان نخواهد کرد...

*هفتم
ویتنام، کلی درد و عذاب برای ویتنام و آمریکا و جهان به بار آورد و برای «نیکسون» هم آبروریزی. سه شخصیت «شکارچی گوزن» را هم اگر نماد بخش‌هایی از جامعه جهانی و ویتنام و مردم آمریکا درنظر بگیریم، بیشتر درک می‌کنیم که تبعات نابخردی و تمامیت‌خواهی و مصیبت و نفاق، چیست و چقدر برای همه آسیب است.
ساری را هم (در مثال که مناقشه نیست) در حوزه شهری و شورایی، اگر ویتنام درنظر بگیریم، پربیراه نیست رسیدن به چنین حزن و اندوه و آسیبی.
اصلا چطور است این 6نفر باقی‌مانده در شورای شهر ساری را دورهم جمع کنیم و ازشان بخواهیم رولت روسی بازی کنند. نتیجه شاید نشان بدهد، چه کسانی برای هدف و آرمان و اعتقاد و اعتلای شهر و مردمش وارد گود شده‌اند و چه کسانی برای مطامع دنیوی. دعا هم می‌کنیم که همه جزو فرض اول قرار بگیرند؛ انشاالله!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی