آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 02 مهر 1399 13:04
«خبرشمال» از ضرورت دروغینِ دیده‌ شدن، می‌نویسد؛

ما قهرمان‌های معمولی

 
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

اشاره: زندگی وقتی  که تماشا نشود، ارزش زیستن ندارد انگار! این تمام برداشت من از احوال این روزهای شبکه‌های مجازی به‌‎خصوص کاربران ایرانی‌ست. ما اهالی ساری و دیگر شهرهای شمالی کشور که در هر جای دیگر این سرزمین به ادا و اطوارها و «باکلاس‌بازی‌»هایمان شهره شده‌ایم، انگار که بی‌تماشاچی هر لحظه، لحظه‌هامان ارزش زیستن نخواهند داشت؛ هر لقمه، هر قدم، هر نفس و هر بوسه را به اشتراک گذاشته‌ایم با جهان تا مبادا کسی حسادت نکند به آن‌چه هرگز نبوده و نیست. ما گم شده‌ایم در این صحنه و تماشاچیان گم شده‌اند در حسرتی پوچ و توخالی.
روزگاری که شهرت در آن به سادگی شبیه موفقیت می‌شود، حتی اگر به گناه و نقص باشد، به زودی خواهد رسید به روزهایی که هر کس تنها برای پانزده دقیقه مشهور خواهد ماند و صحنه را به ناکامی دیگری تسلیم می‌کند. خیلی هم اغراق نیست اگر بنویسیم که در این روزگار هر کسی در پانزده دقیقه مشهور خواهد شد، چه اگر به خودکشی نمایشی با یک روسری به دور گردنش یا به اهانت به مردمان یک خطه که میهمانش شده‌ است.
این تخمین زمانی هرچند مبالغه‌آمیز است اما کاملا هم غلط نیست. اگر معمولی‌بودگی و افتادگی برای سالیان سال، بخش ثابتی از گفتمان سلبریتی‌ و شهرت بوده، حال به نظر می‌رسد که درست برعکس آن را می‌خواهد به اثبات برساند. عوامل متعددی، که قابل توجه‌ترین آن‌ها، استراتژی‌های جدید برنامه‌سازی تلویزیونی و تکنولوژی‌های جدید اینترنتی است، زندگی معمولی را تبدیل به موضوعی اساسی و شایسته بحث و اکتشاف کرده‌اند.
تلویزیون‌هامان که در خانه همه ما تعیین‌کننده جهت چینش مبلمان همچون یک قبله هستند، از شبکه‌های ترکی و کاخ‌های ساحلی و هتل‌های بشیکتاش تا حتی برنامه‌های سینمای خانگی ایرانی که به نسبت صداوسیما بیشتر مورد اقبال قرار گرفته‌اند، تصاویری از زندگی روزمره ارایه می‌کنند که شبیه روزمره هیچ‌کدام از ما نیستند.
همه ما به دنبال این هستیم که در ظاهر و در روابط اجتماعی و حتی شخصی، شبیه به انسان‌هایی شویم که در دنیای واقعی وجود خارجی نداشته و ندارند و نخواهند داشت. زمانی که در تقلید از این افراد به درهای بسته می‌خوریم، که نه درآمد و نه آزادی و بی‌ارزشی و نه شرایط محیطی چنین زندگی را داریم، نظرمان جلب می‌شود به سمت و سوی صفحات مجازی سلبریتی‌هایی که گویا راه یافته‌اند به ان رویای غیرممکن ما.
فرهنگ سلبریتی همزمان یک نظام کالایی، یک صنعت، مجموعه‌ای از اخبار و فرهنگی مشارکتی است. کالای مورد نظر در این نظام، توجه است و ارزش مبادلاتی سلبریتی در آن است که بتواند مایه جلب توجه دیگران شود. چنین ارزشی به طور معمول به سایر محصولات صنعت سلبریتی مثل برنامه‌های تلویزیونی، جلد مجلات و آلبوم‌های موسیقی نیز متصل می‌شود، یا در ازای دریافت پول در اختیار تولیدکنندگان محصولات یادشده
 قرار می‌گیرد.
سلبریتی در متداول‌ترین شکل‌اش، از یک صنعت شدیدا تحت کنترل و دارای منابع خوب نشات گرفته و مدیریت می‌شود، با موسساتی پیوند دارد که غالبا در پایتخت یا شهرهای خاصی در خارج از کشور مستقرند. از میان این مراکز و اغلب طی گفت‌وگوهای مناقشه‌برانگیز بین روزنامه‌نگاران و دست‌‌اندرکاران تبلیغات، اخبار سلبریتی‌ها سربرمی‌آورند؛ اخباری نه فقط محدود به افراد مشهور بلکه همچنین درباره شهرت، درباره دستگاه تبلیغات، درباره آن‌چه قابل ستایش است یا نیست، درباره تشخیص واقعی از جعلی و تشخیص خود خصوصی از آن‌چه به شکل عمومی به نمایش درآمده است.
پس از پخش اخبار، مصرف‌کنندگان فرهنگ سلبریتی همه نوع کاری با این اخبار انجام می‌دهند و اغلب معانی جدیدی به آن‌ها می‌بخشند. بعضی‌ها از اخبار سلبریتی‌ برای خیال‌پردازی پیرامون یک زندگی متفاوت یا برای شکل دادن به هویت‌شان بهره می‌برند، یا خودشان را شبیه به افرادی درمی‌آورند که به آن‌ها حسودی یا آن‌ها را ستایش می‌کنند. بعضی دیگر با شایعه‌سازیِ معاف ‌از‌ مجازات درباره رفتار و روابط این چهره‌های شناخته‌شده، از آن‌ها به عنوان سوروسات ایجاد ارتباط اجتماعی استفاده می‌کنند و البته هنوز هم هستند کسانی که از این اخبار برای داشتن گفت‌وگوهایی بهره می‌گیرند که در آن‌ها تلاش دارند تا سلبریتی‌های واقعی را از سلبریتی‌هایی که محصول تولید انبوه‌اند تشخیص دهند.
معمولی‌بودن در درون این نظام فرهنگی بسیار بکر و دست‌نخورده، تاریخی طولانی و پیچاپیچ دارد. برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که سلبریتی به طور کلی موجب گسست استثنایی ‌بودن از شهرت می‌شود. سلبریتی‌ها شبه-رویدادهایی انسانی هستند، افرادی که برای نمایاندن خودشان شناخته شده‌اند. اینان در تقابل با قهرمانان‌اند که مشهور بودند، چون عمل بزرگی انجام می‌دادند.
شهرت هرگز صرفا از عملی قهرمان‌وار حاصل نمی‌شود؛ کافی‌ست نگاهی به سلبریتی‌هایی که امروز در میان فارسی‌زبانان بیش از جمعیت پایتخت ایران، دنبال‌کننده اینستاگرامی دارند، همچون «دنیا» یا «ندا»ی معروف بیاندازیم تا دریابیم که نظام جدید سلبریتی، ابزارها، انگیزه‌ها و تمایل لازم برای ارزش نهادن به قابلیت‌ دیده‌ شدن در درون و بیرون از خودش را داراست. بدون تردید صنعت سلبریتی برای انجام کارهایش نیاز ندارد تا سلبریتی‌هایش استثنایی و قدرتمند به نظر بیایند. انتظار صنعت سلبریتی از آدم‌هایش آن است که حال چه به صورت مسحورکننده یا به شکلی غیرمسحورکننده، تنها برای دوربین زندگی کنند.
آن‌چه مایه تمایز سلبریتی‌هاست، (بیشتر آن‌ها واقعا مشهورند چون کاری چیزی انجام داده‌اند!) روایت است؛ یک سلبریتی ستاره فیلم زندگی خودش است و با خود فرایند زندگی- سرگرمی ایجاد می‌کند. در این نظام، همواره فرصت‌های فراوانی برای شکوفایی معمولی‌بودگی مهیا بوده‌ است.
در واقع، اخبار فرهنگ سلبریتی ما بر مجموعه‌ای از تنش‌ها شکل گرفته که در آن معمولی‌بودگی نقشی اساسی ایفا می‌کند. فرهنگ ایرانی اما، حداقل به‌عنوان یک محیط ایدئولوژیک، اغلب نسبت به هر آن‌چه شبیه مادی‌گرایی صرف و در تضاد با عقاید برابری‌خواهانه باشد، سر سازگاری ندارد. از این رو حضور طبقه سلبریتی بیانگر حداقل وجهی از یک مشکل است.
سلبریتی امروزی از دو روایت اصلی درباره ارتباط بین منزلت سلبریتی و شایستگی‌اش تشکیل شده است که رقیب یکدیگرند. در یکی، افراد به خاطر دستاورد، شایستگی، استعداد یا صفات ذاتی خاصی مشهور می‌شوند و توجه و تایید کسب می‌کنند و آن‌ها در بالاترین طبقه یک نظام شایسته‌سالار قرار دارند. در روایت دیگر، افراد مشهور می‌شوند چون ساخته شده‌اند تا مشهور باشند؛ اینان به شکلی ساختگی توسط تیمی از سرمایه‌گذاران، تبلیغات‌چی‌ها، آرایشگران، ناشران مجلات و مواردی این‌چنین برای مصرف عمومی تولید می‌شوند. آن‌ها محصول یک کارخانه‌اند.
در شرایط اولی آنها موفق‌اند چون استثنایی‌اند، شبیه ما نیستند و قدرتمندتر از ما هستند، ولی در دومی آنها افرادی معمولی‌اند درست شبیه ما، فقط خوش‌شانس‌تر و قشنگ‌ترند و به نحوی شایسته بازاریابی شده‌اند. در اولی منزلت اجتماعی بالای آنان توجیه‌پذیر و در دومی دیمی است. در اولی آنها باید مورد احترام قرار گیرند یا نیابتا مورد مصرف قرار گیرند، در دومی یا باید تحقیر شوند یا به مانند اشیا شناسایی و مصرف شوند.
شبکه‌های اجتماعی اینترنت مثل یوتیوب، اینستاگرام و فیسبوک یعنی سایت‌های مبتنی بر همکاری و مشارکت که در آن‌ها کاربران به شکل گسترده‌ای در تولید محتوای وب و همچنین مصرف آن نقش دارند، پویایی‌های فرهنگ سلبریتی را به سرعت تغییر داده است. اینترنت خیلی ساده و به شیوه‌های گوناگون دسترسی به صنعت موجود سرگرمی را افزایش داده است و در حال حاضر این صنعت از اینترنت به عنوان ابزار دیگری برای بازاریابی استفاده می‌کند.
اینترنت؛ کسب و کار شایعه‌پراکنی را گسترش داده چرا که شایعات مربوط به رفتارهای زشت سلبریتی‌ها در مقایسه با سایر انواع شنیده‌ها، احتمالا از طریق آنلاین سریع‌تر پخش می‌شود.
به غیر از استفاده از فن‌آوری جدید وب برای بازاریابی و شایعه‌پراکنی سلبریتی‌های آشنا، وب؛ همچنین نوعی از فرایند تولید سلبریتی متکی به خود و از پایین به بالا هم ایجاد کرده که تا حدودی از دیگر بخش‌های خود مستقل‌تر است. ابزارهای دیجیتال تبلیغات شخصی به طور فزاینده‌ای برای افراد معمولی در  دسترس‌ است.
در چنین فضایی حتی یک تاریخ‌شناس نیمه‌کاره که پر از ادعا و باد‌های به هر جهت در سرش است، می‌تواند خود را به‌جای یک استثنا و قدرت در شهر ما جا بزند که دیگرانی به حرف‌ها و ادعاهایش همچون یک منبع معتبر ارجاع بدهند. از چنین فردی در انتخابات شهری و حتی کشوری، در فروش نظر و ماده و در هزار مقصود دیگر که هیچ‌کدام صادقانه به نفع مخاطبانش نیست، استفاده خواهد شد. او همچنان که سال‌ها محصول و مورد استفاده مدیران بدنام امروز در گذشته بوده، امروز مورد استفاده مقاصد آن‌ها قرار می‌گیرد و از طرفی از این مخاطبان و پلتفرم موجود، به گونه بدی استفاده می‌کند.
در چنین شرایطی می‌نویسیم تا کمی بیشتر حواستان باشد به شبه‌ارزش‌ها که از شما مهره‌هایی پیرو یک خرده‌فرهنگ منفی خواهند ساخت و امروز با نام شما بر صفحات این‌چنین، بهره‌ای می‌برند که بی‌خبرید. می‌نویسیم تا بدانید «معمولی» همان است که پشت دیوارهای خانه بغلی شما و تا سر کوچه و تا انتهای خیابان و تا سردر شهر تکرار می‌شود و نه آن‌چیزی که اینستاگرام یا تلویزیون به خورد ذهن ما می‌دهد. می‌نویسیم تا بدانید این‌گونه سلبریتی‌ها چه در مقیاس شهر و چه کشور و چه جهان عکس، از لقمه و قدم و نفس را بیهوده به اشتراک نمی‌گذارند و آن رستوران و آن کفش و آن فضا که تماشا می‌کنید، در حال رخنه به ذهن شماست و برای این رخنه کردن، هزینه پرداخت کرده است به آن فرد. در زندگی معمولی خود شاد باشید و از معمولی‌بودگی واقعی‌تان نترسید.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی