آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 02 مهر 1399 12:58
گزارش «خبرشمال» از مراسم کلنگ‌زنی کتابخانه عمومی جویبار که با تلاش و پیگیری آیت‌الله معلمی، استاندار مازندران و اداره‌کل کتابخانه‌ها، انجام شد؛

رأس ساعت «همت»!

 
 
 
 

هومن حکیمی /


اشاره: اشتباه نشود؛ فرهنگ و هنر و کتاب، مقوله سیاسی نیستند اما وقتی سیاست از آنها به شکل درست حمایت کند، شاید بد نباشد که در صفحه سیاسی یک نشریه منعکس و منتشر شود... .
برخلاف خیلی از مراسمی که معمولا با تأخیر برگزار می‌شوند، همان‌طوری که وعده داده شده بود، مراسم کلنگ‌زنی احداث کتابخانه عمومی جویبار (شهیدان معلمی) رأس ساعت 9 صبح دیروز شروع شد.
 آیت الله معلمی؛ امام جمعه شهرستان قائم‌شهر و نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری که بانی این اتفاق است به همراه مجید حسین‌زادگان؛ استاندار مازندران، آرزو ولی‌پور؛ مدیرکل کتابخانه‌های عمومی مازندران، علی اسد؛ فرماندار جویبار، امام جمعه این شهر و جمعی از مسوولان کتابخانه‌های جویبار از افراد شاخص حاضر در این مراسم هستند.
کمی که می‌گذرد؛ تقریبا بعد از تلاوت آیات قرآن مجید، همت محمد‌نژاد؛ شهردار جویبار، هم با پوششی دفاع مقدسی به حاضران اضافه می‌شود. من و همت محمدنژاد میانه خوبی با هم نداریم اما دلیل نمی‌شود که اعتماد به نفس فراوانش را ستایش نکنم!
فرماندار، اولین سخنران است و صحبت‌های معمول این‌گونه مراسم را می‌گوید. بعد، نوبت آرزو ولی‌پور است که با شعرخوانی و بیان چند خاطره از یکی از دو فرزند شهید آیت‌الله معلمی که با همسرش رفیق بود، یخ مراسم را بشکند. آرزو ولی‌پور حتما ایرادهایی هم در کار مدیریتی‌اش دارد اما برآیند حضورش در رأس کتابخانه‌های مازندران در این چند سال، مثبت و دستآوردهایش غیرقابل انکار است. او در این مدت با درک اهمیت فضای مجازی در کنار فضای حقیقی، توانست چندین برنامه موثر در ارتقای تأثیر کتابخوانی و مراجعه مخاطب به کتابخانه‌ها داشته باشد که به طور طبیعی، نتیجه و اثر بلندمدتی را هم بر جای خواهند گذاشت.
بعد از اجرای سرودی توسط تعدادی از نوجوانان مستعد جویباری، نوبت به استاندار مازندران می‌رسد تا صحبت کند.
اشاره‌های درست او به نقش مهم کتاب و کتابخوانی در توسعه همه‌جانبه و نقشی که می‌تواند به شکل واقعی و نه مانند فضای مجازی (که سطحی‌‌تر است) بر آگاه‌سازی نسل امروز و فردا داشته باشد، به صورت خودکار ذهنم را می‌برد به تمام این سال‌هایی که او در مسند فرماندار و معاون سیاسی استاندار و استاندار، حمایتی جدی از فرهنگ و هنر داشته است.
استاندار مازندران، بیان ویژگی‌های متعدد و شاخص آیت‌الله معلمی و نقشی که در پیشرفت نظام؛ چه قبل و چه پس از انقلاب، داشته را نیز فراموش نکرد و این کار آیت‌الله معلمی، یعنی اهدای زمین برای ساخت کتابخانه را، یک کار جهادی دیگر برشمرد.
حسین‌زادگان این را هم تأکید کرد که خیرین فرهنگی شاید حتی تاثیر بسیار بیشتری از خیرین عمرانی و اجتماعی... داشته باشند و تقاضا کرد که خیرین به بحث توسعه زیرساخت‌های فرهنگی همچون کتابخانه‌ها نیز ورود بیشتری کنند.
در تمام این مدت هم من، از شانس خوبم در ردیف پشت سر شهردار جویبار نشسته بودم و خواسته و ناخواسته احوال او را نیز رصد می‌کردم که با پوشش بسیجی‌وارش
حضور داشت.
بعد از پایان صحبت‌های استاندار مازندران، جمعیت برای آغاز کلنگ‌زنی به بیرون ساختمان حسینیه کلاگرمحله رفتند. دو دختر نوجوان با لباس‌های محلی منتظر جمع بودند تا چند جمله‌ای را که از قبل آماده کرده بودند، ارائه کنند. وقتی یکی از این دخترکان معصوم، دچار دستپاچگی شد و جمله‌اش را فراموش کرد، استاندار از همه خواست صبر کنند. بعد به دخترک گفت که همه ما وقتی برای بارهای اول می‌خواستیم در جمع صحبت کنیم این اتفاق برایمان افتاده، پس ناراحت نشو و دوباره با تمرکز از اول شروع کن. دخترک هم نفسی کشید و «یه‌تک»، مونولوگش را بدون اشتباه اجرا کرد. همه کف زدند برایش و بعد هم که مراسم نمادین کلنگ‌زنی کتابخانه توسط آیت‌الله معلمی، امام جمعه جویبار، استاندار و فرماندار انجام شد.
در تمام این مدت هم همت محمدنژاد خیلی باطمأنینه و آرام، در کنار این مسوولان حضور داشت و لبخند می‌زد اما کلنگ را به دستش ندادند!
پرداختن به این‌طور مراسم که فرهنگی هم هست برای من که علاقه‌مند به فرهنگ و هنرم، کار راحتی نیست. نه آن‌قدر جزییات و تنوع دارند که بشود روده‌درازی کرد و آب و تاب داد (که اصولا آب و تاب دادن الکی، نه کار من است و نه خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد!) و نه آن‌قدر خالی از اهالی سیاست است که بشود خیلی صریح‌تر و رهاتر درباره‌اش نوشت. اما در هر حال و وضعیتی، اینکه یک کتابخانه قرار است به کتابخانه‌های ما اضافه شود و باعث شود که میزان سرانه مطالعه ما بالاتر برود و احتمالا از داخلش و به خاطرش، چند نخبه علمی و فرهنگی که دنیا را و روزگار ما را و انسانیت را بهتر درک می‌کنند، بیرون بیایند، یعنی اتفاق
مبارکی‌ست.
البته خیلی دلم می‌خواست که در همان مراسم به آن دختر خانم نوجوان که قبل از اجرای سرود توسط آن گروه سرود نوجوان، داشت سعی می‌کرد هرجوری که شده بیشتر از سنش به نظر بیاید و کاملا تن صدایش را شبیه این خانم مجری‌های کلیشه‌ای صداوسیما کند، پیشنهاد کنم که خودش باشد؛ با همه ضعف‌ها و قوت‌هایش، و هیچ‌وقت سعی نکند ادای کس دیگری را دربیاورد. اگر فرصتش می‌شد که اینها را حضوری به او بگویم، شاید به‌عنوان مثال، همت محمدنژاد را برایش مثال می‌آوردم که خب، خداراشکر، مجالش
دست نداد!
پ.ن:
در راه برگشت به ساری، با چاله چوله‌های فراوان خیابان‌های این شهر و آسفالت‌های تا حدی نامرغوبش، با خودم فکر کردم؛ حتما ساختن المان‌های مناسبتی و غیرمناسبتی در میادین توسط شهرداری جویبار، مهم‌تر از ارتقای کیفیت کوچه و خیابان‌های آن است و همان لحظه، همت محمدنژاد در هیبتی متفاوت و با لباسی دفاع مقدسی جلوی چشمانم ظاهر شد؛ خیلی شانس آوردم که تا از جویبار خارج شوم،
تصادف نکردم!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی