آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 01 مهر 1399 10:02
خبرشمال به بهانه نام‌گذاری بابل با عنوان شهر تالاب‌ها گزارش می‌دهد؛

غربت طبیعت در اوج شهرت

 
 
 
 

 مائده مطهری زاده /


مازندران به وفور، دارای منابع طبیعی ارزشمندی است که قابلیت ثبت ملی یا جهانی را دارند مانند تالاب‌های زیبای بابل که چندی پیش، این شهر را در کنار رشت، به «شهر تالاب‌ها» شهره کرده است. البته شرط مهم این برجسته‌سازی‌ها در سطح ملی و جهانی آن است که دست‌کم در حفظ و نگهداری از آنها بیش از قبل بکوشند نه آنکه بر سر زبان آمدن‌شان بر سرشان کوبیده شود.
در سفر اخیر دکتر مسعود باقرزاده مدیر دفتر اکوسیستم‌های تالابی سازمان محیط زیست کشور، به شهر بابل و بازدید از تالاب زیبای حیدرکلا، قرار شد تا شهر بابل با عنوان شهر تالاب‌ها شناخته و همچنین تلاش‌ها برای اضافه شدن نام آن در کنار شهر رشت جهت ثبت در لیست کنوانسیون رامسر (پیمان‌نامه بین المللی حفاظت از تالاب‌های مهم دنیا)، آغاز شود.
هرچند که این اتفاق در نوع خود مبارک و قابل تقدیر است، اما آنچه که در این میان حائز اهمیت فراوان است این نکته است که این نام و نشان‌های ملی و جهانی تا چه اندازه در حفاظت و حراست از این منابع طبیعی خدادادی نقش آفرین و تاثیرگذار است.
یداللهی معاون فنی محیط زیست مازندران در گفت‌و‌گویی کوتاه با خبرشمال در پاسخ به این سوال ما که نظارت‌های سازمان محیط زیست استان در خصوص تالاب‌های بابل به ویژه تالاب حیدرکلا بعد از این چگونه خواهد بود و آیا برنامه‌ یا برنامه‌های خاصی برای مواظبت نظام‌مند از این تالاب‌ها ترتیب داده شده است یا خیر، تنها به این گفته بسنده کرد که ما اجازه دست‌اندازی و تخریب به نام گردشگری به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی نخواهیم داد و هرگونه اقدامی برای مقاصد گردشگری باید با هماهنگی محیط زیست صورت گیرد؛ اما قطعا این پاسخ، به تنهایی ما و سایر دوستداران دغدغه‌مند این حوزه را اقناع نخواهد کرد، چه آنکه گوش ما و طبیعت از این سخنان پر است؛ خط و نشان‌هایی که در بسیاری از موارد موثر نیفتاد و آنها که به دنبال مقاصد شوم مادی خود بودند در نبود قوانین متقن و ضمانت اجراهای مستحکم، طبیعت را استثمار کردند.

*نام‌گذاری‌های پرطمطراق
و مدیریت‌ فشل
مهندس عبادی رییس شبکه انجمن‌های زیست محیطی و منابع طبیعی مازندران در همین راستا به «خبرشمال» گفت: متاسفانه در طول سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم که اینگونه نام‌گذاری‌های پرطمطراق، تنها به نوعی رفع تکلیف از مسوولان تبدیل شده و نه تنها در وضعیت نگهداری از این منابع طبیعی ارزشمند هیچ تغییری ایجاد نشده است بلکه بعضا نتیجه عکس داده است.
عبادی در ادامه اضافه کرد: در کشور ما همواره عده‌ای از مردم و رسانه‌ها نسبت به مسائل زیست محیطی بسیار حساس و دغدغه‌مند و دلسوز هستند و عده‌ای دیگر نیز هیچ توجه و حساسیتی نسبت به این امر ندارند و بنابراین، این نامگذاری‌ها فی نفسه هیچ فرقی به حال منابع طبیعی مازندران یا کشور ندارد و آنچه که مهم و حیاتی است، تغییر رویه مراقبت از محیط و زیست و منابع طبیعی، وضع قوانین بازدارنده از تخریب و نابودی این منابع و از همه مهم‌تر فرهنگ‌سازی مناسب در جهت حفظ و حراست از این منابع زیبای خدادادی است؛ مواردی که در این سال‌ها در سایه سهل‌انگاری مسوولان و نبود بودجه‌ها و اعتبارات مناسب دولتی، مغفول مانده است.

*جای خالی مسوولیت اجتماعی نسبت به محیط زیست و منابع طبیعی
به گفته عبادی، کار باید به جایی برسد که فرهنگ عمومی جامعه مسوولان محیط زیست و منابع طبیعی و به طور کلی همه مسوولان کشور و استان را به سمت پذیرش مسوولیت اجتماعی بیشتر در قبال نگهداری از این مواریث طبیعی خدادادی سوق دهد که در حال حاضر اوضاع اصلا به نفع محیط زیست و منابع طبیعی به پیش نمی‌رود.
این فعال مدنی حوزه محیط زیست و منابع طبیعی مازندران، در ادامه سخنانش گفت: همین حالا که بنده با شما صحبت می‌کنم، بعضی از تالاب‌های غرب استان در محمودآباد و سرخرود در قالب طرح‌های توسعه محلی و شهری و... و در واقع (توسعه ناپایدار) محلی برای اجرای برنامه‌های نابود‌کننده همچون خیابان‌کشی شده‌اند و این یعنی مسوولان و مقامات محلی و استانی و ملی تا باورِ توسعه پایدار و دوستدار محیط زیست فاصله بسیار دارند و سوال من از مسوولان محترم محیط زیست این است که تغییر عناوین و نام‌گذاری‌ها تا به امروز چقدر در تقویت اهرم‌های نظارتی اثرگذار بوده و آیا شما در این اندیشه هستید که کار، با تغییر نام و عنوان به پایان می‌رسد و مسوولیت خطیر ما در برابر نگهداشت هرچه بیشتر و بهتر محیط زیست حساس ما کمتر می‌شود؟ حاشا که چنین باشد.
براساس گفته‌های رییس شبکه انجمن‌های زیست محیطی مازندران، گرچه تغییر نام شهر بابل به شهر تالاب‌ها یک دستاورد قابل تامل فرهنگی به شمار می‌رود اما در عمل هیچ تفاوتی در اصل موضوع، یعنی تشدید حفاظت‌ها از این تالاب‌های مهم نداشته و این نام‌گذاری‌ها نیز مادام که تفکر مردم و مسوولان نسبت به بهره‌برداری صحیح از محیط زیست تغییر نکند، هیچ فایده‌ای به حال طبیعت شکننده ایران و
مازندران ندارد.

*از طلا گشتن
پشیمان گشته‌ایم
با این اوصاف، اینطور به نظر می‌رسد که عطش مسوولان برای اضافه شدن نام اماکن طبیعی و زیست محیطی ایران به کنوانسیون‌ها و پیمان‌نامه‌‌های  بین‌المللی همچون اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) و کنوانسیون رامسر، بیش از مساعی و مساعدت‌های آنان برای تغییر رویه‌های نگهداری و حفاظت از این منابع سرشار زیستی است و حال آنکه اگر بنا بود این تلاش‌ها برای جهانی‌سازی محیط زیست و منابع طبیعی، گرهی از کار صیانت از محیط زیست باز کند، سرنوشت بسیاری از منابع طبیعی زیبای ایران از جمله جنگل‌های هیرکانی محتوم به نابودی نبود!
جنگل‌هایی که بعد از ثبت جهانی، علاوه بر مصائب گذشته‌ با مصیبت‌های تازه‌تری همچون خاک‌‎فروشی و به توبره کشیده شدن توسط عده‌ای معلوم‌الحال برای یافتن مشتی قارچ خوراکی کمیاب، نیز دست و پنجه نرم می‎‌کنند و آن مصرع معروف شعر پارسی چه خوب به کار می‌آید که: از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی