• منتشر شده در پنج شنبه, 01 خرداد 1399 09:08
«خبرشمال» از سیاست‌های موجود و ملزوم جمعیت می‌نویسد(2)؛

من کجای این بحرم؟!

 
 
 
 

مساله افزایش جمعیت، چنان گسترده و بی‌نهایت است که هر انسانی با هر طرز تفکر می‌تواند حرفی نو در آن داشته باشد. تفکر مذهبی، خیال‌های غریب با شرایط موجود در سر دارند که ارتباط زناشویی را به هدف تولد فرزند تعریف می‌کنند و هر اقدامی برای کنترل بارداری یا سقط جنین را ناشایست می‌دانند. در این مورد خاص رهبران مسلمانان بیش از دیگر ادیان انعطاف‌پذیر هستند. رهبران مسیحی نشان داده‌اند درباره چنین مسایلی حق با مسیحیان سراسر جهان است که به دستورات آن‌ها توجهی نمی‌کنند. در سوی دیگر مدرنیته‌‍زدگانی هستند که تمام تولدات را آسیبی برای جامعه می‌بینند. همین تفاوت ایده‌ها در کنار اهمیت مساله سبب شد تصمیم بگیریم از افراد جامعه در فضای مجازی نظرپرسی کنیم و با صحبت‌های یکی از اساتید جامعه‌شناسی عضو هیات علمی پیام‌نور ساری مقایسه کنیم.
در صفحه اینستاگرام این پرسش را مطرح کردم که نظر شما درباره مسایل افزایش جمعیت و سیاست‌های
موجود چیست:
   «سیاست‌های موجود بر پایه مداخلات مبتنی بر نظریه جهت پیشگیری از بارداری چیده شده‌اند. برای پیشگیری از HIV و مداخلات مربوط به جلوگیری از انتقال بیماری‌هایی که از طریق تماس جنسی منتقل می‌شوند به ‌کار می‌روند. حیطه رفتار سلامت، از بسیاری نظریه‌ها یا مدل‌های تغییر استفاده می‌کند. با این حال، بسیاری از مداخلات آموزشی که برای پیشگیری از بارداری استفاده می‌شود، هیچ مبانی نظری صریحی ندارند و تنها از اهداف والایی سخن می‌گویند. شعارهایی که در نهایت با بی‌مسوولیتی و عدم نظارت مدیران، تبدیل به واژه‌هایی بی‌معنا و بی‌فایده و حتی گاهی آسیب‌زننده می‌شوند.»
  «در حال حاضر با سیاست‌های موجود، افراد زیادی هستند که با مشکلات مالی یا اخلاقی و خانوادگی چون اعتیاد و رفتار پرخشونت همسر دست و پنجه نرم می‌کنند اما نمی‌توانند در قفضایی امن و سالم بارداری‌شان را متوقف کنند. این وضعیت بسیار بد است و باید تغییر کند.»
  «من با سیاست‌های موجود موافقم، اما باید امید به زندگی و شرایط زندگی زناشویی به وضعی تغییر کند که  تولد فرزند تنها شادی باشد نه منشا دل‌نگرانی.»
   «شاید به اسم و در ظاهر سیاست‌هایی برای تشویق به فرزندآوری تعیین کرده باشند اما در عمل شرایط اقتصادی و اجتماعی را جوری مدیریت کرده‌اند یا باید گفت مدیریت نکرده‌اند که تشویقی برای فرزند‌آوری نیست که هیچ، شرایط ازدواج و زندگی مشترک چنان سخت است که همه ما جوان‌ها مجرد می‌مانیم که دردسر نکشیم.
  «من معتقدم با شرایط موجود تا سال‌ها باید از تولد فرزند خودداری کرد چراکه خیانت به خود آن کودک و کلیت جامعه محسوب می‌شود.»
با نگاهی به نظرات و نوشته‌های مخاطبان متوجه شدم تقریبا کسی نیست که از شرایط راضی باشد و حتی کسانی که با سیاست‌های موجود موافق‌اند از روش‌های اجرای این سیاست‌ها گله دارند.
در ادامه از گفت‌و‌گوی تلفنی با
«حسین برزگر» می‌نویسم؛ دکترای رشته جامعه‌شناسی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور ساری و مردی که به صراحت و حوصله تفصیل مساله می‌شناسندش.
  سیاست‌های جمعیت و به‌طور کلی مساله جمعیتف موضوعی چندسطحی است و نمی‌توان با یک نظر ثابت و بررسی کوتاه‌مدت نظری درباره آن داد. ماهیت جامعه، روند و سابقه جامعه با بررسی از نگاهی غیرفصلی و درازمدت، همراه روش‌های علمی و کارشناسانه است که می‌تواند ما را به‌سوی فهم مساله جمعیت ببرد. وقایع جمعیتی چه در حال حاضر و چه برای پیش‌بینی وضعیت آینده، واقعی‌بینی و بررسی همه‌جانبه می‌خواهد.
جمعیت را به‌صورت کلی می‌توان از دو نظر بررسی کرد؛ جمعیت کمی و جمعیت کیفی. در بررسی جمعیت کمی، درگیر افزایش حجم جامعه و افزایش عددی آماری هستند. اما در بررسی کیفی جمعیت، به مسایلی چون شاخص‌های سلامت، بهداشت، آموزش، شغل، مسکن و حمل و نقل اعضای جامعه توجه می‌کنند. این شاخص‌ها باید به‌صورت بنیادی و کارشناسانه بررسی شوند.
بسیاری از متخصصان وضعیت جمعیت را به گلوله‌ای برفی تشبیه می‌کنند که از نوک یک قله حرکت کرده و با حرکت به‌سوی دامنه کوه در حال وزن گرفتن و رشد است. در واقع با این مثال می‌خواهند بگویند که جمعیت به‌صورت گشتاوری رشد می‌کند. رشد جمعیت یا همان شتاب حرکت گلوله برفی در جوامع مختلف، بسیار متفاوت است و از 0.5 درصد تا 2.5 درصد متغیر. در کشورهای با رشد بالای اقتصادی، شتاب این گلوله کمترین حد خود را دارد و در کشورهای توسعه‌نیافته بیشترین حد خود را داراست. ساخت و ترکیب جمعیتی متفاوت جامعه، نیازمند ترکیب متفاوت شاخص‌های آن
جامعه است.
در کشور ما هر 5سال سرشماری نفوس و مسکن صورت می‌گیرد. طبق نتایج این سرشماری ما در فاصله سال 1355 تا 1395 رشد بیش از 50میلیونی جمعیت را شاهد بودیم. در حالی که امروز در هر خانواده تعداد فرزندان از 7نفر به 2نفر کاهش یافته است، رشد جمعیت جوان که همان متولدین دهه 60 و 70 هستند را شاهدیم. تغییر نظام سیاسی در این سال‌ها، مهاجرت‌ها و شرایط طبیعی را عامل این رشد جمعیت دانسته‌اند. با رشد زیاد جمعیت در یک دوره خاص و بعد افزایش نارضایتی از زندگی متوجه شدند که سیاست‌های تنظیم خانواده باید تغییر کنند و منابع و سیاست‌های موجود پاسخگوی شرایط
و مشکلات نیست.
در دهه حاضر اگر بخواهیم از مساله جمعیت سخن بگوییم، نگران کاهش رشد جمعیت می‌شویم. به‌قول «آلفرد سووی» جمعیت‌شناس، جامعه‌شناس و مورخ فرانسوی که می‌گفت دولت‌ها برنامه‌های رسمی را می‌چینند و خانواده‌ها تسلیم می‌شوند، دولت ما باید براساس هویت جامعه سیاستی تعیین کند که با اهداف جمعیتی سازگار باشد. برای تعیین سیاست‌های دولتی باید ترکیب شنی کشور مشخص شود تا هدیه‌های جمعیتی از دست نروند. هدیه جمعیتی همان منابع انسانی آماده کار برای توسعه هستند که در دهه 80 و اوایل ذهه 90 نصیب جامعه ایران شد. چنان‌که در وضع اقتصاد جامعه می‌بینیم، با حضور جوانان در این دوران با وجود مشکلات سیاست خارجه فراوان توانستیم رشد کنیم.
در کل می‌توان گفت سیاست دولت‌ها به سه حالت می‌تواند باشد؛ ثبات جمعیت، افزایش باروری به‌خصوص در جوامع با سیاست مذهبی و کاهش جمعیت در جوامعی که با مشکلاتی چون تعمین خوراک مواجه هستند. باید حد متوسطی برای جمعیت تعیین کنند تا نیازهای متناسبش را پیش‌بینی کنند و رشدش را برنامه بریزند. فعلا در کشور ما حد متوسط رشد جمعیت 1.6درصد است، حدی متوسط که با توجه به وضعیت پیشین جامعه ما نشان‎دهنده کاهش شدید نرخ موالید است. دلیلش هم با یک نگاه ساده معلوم است؛ بیکاری جوانان، در حالی که تحصیل کرده‌اند و مهارت دارند و نگرانی درباره درآمد سبب شده که جوانان ما ازدواج نکنند و صاحب فرزند نشوند.
از سال 1393 به دستور و سیاست‌گذاری رهبر کشور ایران، تمام بخش‌های دولتی ملزم شدند اقداماتی در راستای افزایش امید به زندگی و به دست ‌آوردن دوباره اقتدار ملی طراحی و اجرا کنند. این فرصتی برای برنامه‌ریزان کشور ما بود که به‌نحوی همزمان با طراحی رشد اقتصادی، رشد جمعیت را هم طراحی کنند. اقتصاد عاملی تابع شرایط داخلی، منطقه‌ای و جهانی کشور است و به‌شدت موثر بر احوال جمعیت. مثالش این‌که رفاه مادی چقدر بر توانایی تشکیل خانواده و تصمیم فرزندآوری موثر است. متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی و گاهی سیاسی، برنامه‌ریزی ترکیب جمعیت در ایران انجام نشده و نتایج تاسف‌بار خود را دارد.
یک موازنه مهم در میان جامعه‌شناسان رایج است که به ازای هر یک درصد رشد جمعیت، باید 3درصد رشد اقتصادی داشته باشیم تا شرایط کیفی جمعیت حفظ شود. این موازنه اگر به‌هم بخورد قطعا در آینده جامعه تاثیرات بدی خواهد داشت. اتفاقی که در کشور ما افتاده و باید از تکرا آن جلوگیری کنیم. جمعیت ایرانی با این وضعی که دارد پیش می‌رود تا 3نسل آینده، جمعیتی پیر می‌شود که برای اقتصاد فاجعه‌ای دیگر است. هدیه‌ جمعیتی ایران که جوانان این سرزمین هستند تمایلی به تشکیل خانواده و رشد نسل آینده ندارند و تا سال‌های آینده نیروی کاری باقی نمی‌ماند.
برای برنامه‌ریزی مناسب باید ولادت، وفات، ازدواج و طلاق را به دقت بررسی کنیم و تناسب اقتصاد با رشد جمعیت را هم در نظر بگیریم. از طرفی فرهنگ زندگی ایرانی به مرور زمان تغییر کرده و جوانان امروز در برابر ارزش‌های خانواده و رشد جمعیت مقاومت می‌کنند. مجموعه‌ای از تمام صحبت‌های بالا همراه رشد فرهنگی و اقتصادی می‌تواند نجات جمعیت
ایرانی باشد.
سخنان این جامعه‌شناس در عین سادگی کلمات برایم واضح‌تر می‌کند این نکته را که چقدر همه‌چیز پیچیده است. جای افکار خودم را میان تمام این تفاوت عقاید یافتن کار یک‌روز و دو روز و این دو نوشته نیست. افکار تو کجای کار این مساله است؟ اصلا حواست هست؟

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی