• منتشر شده در پنج شنبه, 01 خرداد 1399 08:50
ارزیابی «خبرشمال» از پیدایش نسل جدید فعالان سیاسی که تنها به‌دنبال شکار منافع شخصی خود هستند؛

اصولگرای تیپ و ظاهر!

 
 
 
 

سرویس سیاسی /


حوالی دهه هفتاد برای دیدار با دوستی که در یکی از مجموعه‌های وزارت راه و ترابری سابق، مدیریت داشت رفتم. در اتاقش فردی را دیدم که موهایی بلند داشت با ریش‌هایی تراشیده و شلوار شش جیب آمریکایی نیز پوشیده بود که  با توجه به عُرف حاکم بر آن زمان و همچنین شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه، غیرمتعارَف به نظر می‌آمد و ناخواسته نظرم را به‌عنوان یک خبرنگارِ تازه‌کار به خود جلب کرد. پس از بررسی دقیق و همچنین صحبت با آن فرد مشخص شد که ۳۶ ساله و دانش‌آموخته یکی از آکادمی‌های آموزش خلبانی در اروپا با چند سال تجربه پرواز با انواع هلی کوپتر است و اتفاقاً روزگار خوبی در اروپا داشت اما به سبب عشق به میهن که خود می‌گفت نخستین عشق وی ایران و مردم ایران هستند، تقاضای کار در کشورش به‌عنوان خلبان داد.
پس از بررسی مدارک و تایید اصالت آن و همچنین بعد ازینکه از نظر فنی، تبحّر وی نیز توسط متخصصان مورد پذیرش قرار گرفت، از وی خواسته شد  برای مصاحبه حضوری و بررسی باورهای سیاسی اعتقادی در فلان روز به فلان بخش مراجعه کند.
مرد ساده‌دل و البته صادق، بدون هیچ‌گونه اقدام ریاکارانه‌ای با همان تیپ همه روز خود به دفتر مورد نظر رفت و صادقانه و برابر برداشت‌های شخصی خود به تمام سوالات پاسخ داد و در نهایت وقتی مصاحبه‌گر برایش  توضیح داد که با این شرایط، رد شدن تقاضای استخدامش قطعی است به مصاحبه‌گر گفت: من خلبان هستم و مشکلی نیز برای کار کردن در هیچ کدام از کشورهای اروپایی ندارم، اما تنها به عشق مردم سرزمین مادری‌ام و همچنین سفارش مادرم که قبل از مرگ همواره از من می‌خواست برای خدمت به ایران بازگردم، آمدم،  من خلبان هستم چرا از من سوالاتی را می‌پرسید که در پرواز و هدایت هلی‌کوپتر به کار نمی‌آید؟
تا امروز هیچ‌وقت فرصت نکردیم این خاطره را جایی چاپ کنیم اما با ناراحتی رو به من که با هم بیشتر آشنا شده بودیم کرد و گفت: شما اگر یک تحلیل‌گرِ مسلمان  هستید باید در رسانه‌هایتان بنویسید و این آقایان را توجیه کنید که اگر خلبانی با 180 مسافر و 8 خدمه پرواز میان زمین و آسمان در شرایط اضطراری گرفتار شد، دانستن و یا ندانستن غسل مُرده «میّت» و یا شرکت کردن و یا نکردن در فلان مراسم سیاسی مذهبی، به کمکش نمی‌آید، دانش و تجربه خلبانی موجب می‌شود جان انسان‌ها
را نجات دهد.
خلبان جوان همچنین صادقانه گفت: خانواده من افرادی فرهنگی، مذهبی و ریشه‌دار در سنت‌های وطنم بودند و من هم تحت تأثیر خانواده و به‌ویژه مادرم، نگاهی به‌شدّت مذهبی دارم و یکی از دلایلی که فضای کشورهای اروپایی برایم فریبنده نبود و به‌رغم این‌که هیچ مشکل و کمبودی در آنجا نداشتم به وطنم برگشتم، به همین روحیه مذهبی من مربوط است اما آنچه که شما می‌خواهید به رواج تظاهر و دورویی در جامعه منجر خواهد شد.
  این خاطره را تا به‌حال در جایی مکتوب نکرده بودیم اما امروز که در ساحت سیاسی و همچنین در فضای مجازی می‌بینم که نسلی پیدا شدند که نه باوری به جریان‌های سیاسی اصولگرا دارند و نه حتی پایبند به اجماع جریان اصولگرایی در بزنگاه‌هایی چون انتخابات ریاست‌جمهوری هستند و چه بسا اهل واجبات یومیه خود نیز نباشند اما انگشتر عقیق و مختصر تسبیحی دارند و با ادبیاتی سخن می‌گویند که پیشتر مدیران ارشد نظام و همچنین فرماندهان نظامی و چهره‌های مذهبی  شاخص صحبت می‌کردند و در تمام مناسبت‌های مذهبی و انقلابی در صفحات مجازی ادعای سرسپردگی و متابعت از این گفتمان دارند اما اگر در حوزه کنش‌گری سیاسی آنان را  «مانیتورینگ» کنیم متوجه خواهیم شد که به‌شکلی واضح و گویا عاشق تأمین و تضمین منافع شخصی خود هستند و لاغیر!
این افراد همان کسانی هستند که، از آنان با اصطلاح «اصولگرای تیپ و ظاهر» یاد می‌کنیم درحالی‌که اصولگرایان دیروز و باسابقه، «اصولگرای کاراکتر و شخصیت» هستند و باور قلبی به مجموعه اعتقادات سیاسی ایدئولوژیک حزب خود دارند و در تمام مراحل زندگی نیز تلاش کردند در همان مسیر حرکت کنند.
در مقابل، ویژگی اصولگرایان تیپ این است که هیچ مناسبت سیاسی، مذهبی را از دست نمی‌دهند  مگر این‌که در صفحات مجازی خود پیام بگذارند  و حتی در برخی از این مناسبت‌ها اظهار نظرهای شدید و غلیظ و متظاهرانه طرح می‌کنند که نمونه آن روزانه در شبکه‌های مجازی به‌کرّات یافت می‌شود.  
جریان اصولگرایی به‌عنوان جریانی سیاسی و انقلابی در استان‌ها و شهرستان‌ها باید دامن خود را از این لکه‌ها پاک کند و حساب خود را از این افراد نوظهور جدا سازد درغیر این‌صورت تاوان اشتباهات و سوء‌استفاده‌های این افراد «هُرهُری مذهب» و «تهی‌مایه» به جریان اصول‌گرایی خواهد پرداخت و از اعتبار این جریان در میان مردم و همچنین در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی می‌کاهد.   
یکی از مشخصه‌های اصولگرایان تیپ و ظاهر این است که اهل ریاکاری و نمایش هستند و تنها در موسم برداشت محصول، تمام‌قد حاضرند اما در زمان پرداخت هزینه، به‌شکلی آرام و خزنده غیب می‌شوند و  خود را از صف اصولگرایان واقعی جدا می‌کنند.  
نکته بعدی این‌که در میان اصلاح‌طلبان و مشخصاً در زمان دولت اصلاحات نیز «اصلاح‌طلبان قلّابی» ظهور کرده بودند و تا توانستند از اجازه و اختیار دولت اصلاحات برای پر کردن جیب خود استفاده کردند و امتیاز گرفتند اما با پایان یافتن کار دولت اصلاحات، خود به منتقدان دولت اصلاحات و شخص سید محمد خاتمی تبدیل شدند.
نتیجه و حاصل این بی‌توجهی در جریان اصولگرایی به تولید امثال «محمودرضا خاوری» منجر شد که در حالی‌که مشغول تاراج بیت‌المال و اختلاس سه هزار میلیاردی بود هم‌زمان چفیه‌برگردن در راهپیمایی نهم دی شرکت می‌کرد و به دیدار مراجع عظام تقلید می‌رفت تا مبادا در رعایت هنجارهای ظاهری، کم گذاشته باشد چون این جماعت باور قلبی دارند اگر از ریاکاری و ظاهرسازی فارغ شوند، ماهیت قَلب و دروغینی که دارند، فاش خواهد شد و طشت آنان از بام خواهد افتاد.
بخشی از ریشه‌های این اتفاق و ظهور نسلی جدید از اصولگرایان تیپ و ظاهر،  البته به رویکرد ظاهرمدارانه ریش‌سفیدان این جریان سیاسی برمی‌گردد که غلط است و ما و بسیاری از دلسوزان را به یاد همان مصاحبه‌گری می‌اندازد که در ابتدای این تحلیل ذکرش رفت و از خلبان هلی‌کوپتری که سال‌ها در اروپا اقامت داشت، توقع داشت احکام مربوط به غسل میّت را بداند.
نکته پایانی این‌که یکی از چالش‌های دو جریان  عمده سیاسی کشور که امروزه از سوی بخش‌هایی از افکار عمومی مورد انتقاد جدی قرار دارند این است که ادعاها و شعارهایشان با آنچه که در عمل تحویل مردم می‌داده‌اند، تعارضی وحشتناک با هم داشته و دارد و در نتیجه همین تعارضات رفتاری، نسلی از میان آنان برخاست که تنها نامی از جریان راست یا چپ بر خود گذاشت اما در عمل منفعت خود را دنبال می‌کند و ادامه  این روند  می‌تواند زنگ خطری جدی برای هرنوع فعالیت سیاسی و حتی مرگ در کشور باشد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی