آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 28 اسفند 1398 06:06
آخرین یادداشت «خبرشمال» در خصوص سال 98 و طرح آسیب‌شناسانه چند موضوع؛

دستی از خویش برون آید و کاری بکند!

 
 
 
 

محمدباقر محسنی /


شب گذشته با پیرمردی بازاری اما کتاب‌خوان و به قول قدیمی‌ها، «کاسبِ مکاسب‌خوانده» که عمرش از 70 گذشت در خصوص اوضاع سال 98 و آغاز مخرّب و ویرانگر این سال و همچنین پایان خوف‌ناک و مهم‌تر از همه سرنوشت مبهمی که برای سلامت و اقتصاد مردم در سال 99 ترسیم کرد، صحبت می‌کردم و ازجمله به وی گفتم که طی چند سال، سیاه‌تر از 98 ندیدم، سخنم را قطع کرد و گفت: من در تمام سال‌های عمرم، چنین اوضاعی را تجربه نکردم و حتی به مقطعی از دوران جوانی خود که در کربلا بود اشاره کرد و گفت: با آن‌که قحطی بود و مردم در مکالمات خود تنها  «شکمی‌جات» و خوراکی‌ها را بر زبان می‌آوردند باز هم اوضاع مانند سال 98 نبود که ترکیبی از بلاهای آسمانی و زمینی و در آخرین نمونه، این بیماری عجیب و ناشناخته زندگی مردم را مختل کند.
حقیقت این است که سیل آخر سال 97 و ابتدای سال 98 هنوز ویرانه‌هایش در سه استان مازندران، گیلان و گلستان و در بیش از 20 استان دیگر کشور به‌طور کامل جمع نشد و هنوز عمق فجایع زیست‌محیطی که خشکسالی‌های دو دهه در بخش‌های گسترده‌ای از زیستگاه‌های مناطق مختلف از دریاچه ارومیه، تالاب‌های بختگان و جازموریان و گاوخونی تا بسیاری از مزارع کشاورزی در استان‌های مختلف برجای گذاشت، بر ما آشکار نشد و هنوز بسیاری از این خسارت‌ها به‌طور کامل مرتفع نشد که «ویروس منحوس کرونا» با ماهیت ناشناخته و عجیب خود از راه رسید و طیف گسترده‌ای از مردم، مشاغل و محاسبات را به هم ریخت و شرایط را به شکلی ناهموار و مبهم کرد که اعضای «ستاد ملی مقابله با کرونا» باید برای سه ماه آینده، چندین وضعیت احتمالی پیش‌بینی کند چون حقیقتاً کسی نمی‌داند کدام وضعیت محقق خواهد شد.

• در چنین شرایطی تکلیف مردم و شهروندان چیست؟
حقیقت این است که مردم در چنین شرایطی که بی‌شباهت با یک جنگ تمام‌عیار نیست باید اصول اولیه موفقیت یعنی «تعاون و همکاری» را رعایت کنند و با وحدت و اتحاد کنار هم بمانند و از هم فاصله نگیرند.
دولت‌مردان و سیاسیون نیز باید بدانند که امروز زمان متهم‌کردن همدیگر نیست و نباید پای هم را بگیرند و انگشت اتهام به هم نشانه بروند و با تمرکز در این اقدامات، نیروی خود را هرز و هدر بدهند. متاسفانه برخی سیاسیون از لحظه‌ای که ورود کروناویروس به داخل ایران قطعی شد تا امروز، به دنبال این نکته هستند که فرد و یا افرادی را مقصر قلمداد کنند و فضا را آلوده تر سازند در حالی‌که این ویروس منحوس همین لحظه در حال قربانی گرفتن است و ضرورت حفظ سلامت و جان افراد ایجاب می‌کند ما به جای اینکه به «سر و کله» هم بزنیم، پروتکل‌های بهداشتی و مکانیسم‌های علمی را در دستور کار قرار دهیم تا جلوی پیشروی این ویروس را بگیریم و در نهایت جان افراد بیشتری را حفظ کنیم.
  نکته بعدی این است که از حدود سه ماه قبل که این ویروس در شهر پرجمعیت «ووهان» جمهوری خلق چین خود را به بشریت نشان داد تا همین چند روز قبل که پرستاران یکی از بزرگترین بیمارستان‌های همین شهر در اقدامی نمادین، ماسک‌ها را از صورت برداشتند تا  موفقیت خود و کنترل بزرگترین اپیدمی قرن را در کشور خود جشن بگیرند، یک نکته بیش از هر چیزی برجسته بود و آن این بود که هیچ کس و هیچ دولتی به اندازه «اعتماد و همکاری مردم و دولتمردان» این کشور بزرگ جنوب شرق آسیا در این پیروزی موثر نبوده‌است.
البته کمک‌هایی از سازمان بهداشت جهانی و همچنین بسیاری از کشورها ازجمله جمهوری اسلامی ایران به چین صورت گرفت اما تأثیر این کمک‌ها در مقایسه با تاثیر اعتماد و همکاری بین مردم و مدیران این کشور، بسیار ناچیز بود.
مردم ما نیز باید بدانند قرار نیست معجزه‌ای در خلقت اتفاق بیفتد و کرونا کنترل شود. ما نباید کار خود را به خدا واگذار کنیم، خالق بزرگ به ما عقلانیت و شعور داد که در روایات از  آن با عنوان پرمعنای «پیامبر باطنی» یاد شد تا در سایه ارشاد و راهنمایی‌های این پیامبر، از دشواری‌ها عبور کنیم و به سرمنزل مقصود برسیم.
نکته بعدی که مردم و مدیران باید بدانند این است که اخلاق و انسانیت حکم می‌کند «بنی آدم» در مصائب و دشواری‌ها، باید «ید واحده» شوند و قدرت اراده‌های خود را بر روی هم قرار دهند تا  کوهی از عزم و اراده شکل گیرد، کوهی که در برابر هیچ باد و طوفانی، به آن خللی وارد نمی‌کند. آیات و روایاتی که انسان‌ها را به «وحدت و جمعیت» فرا می‌خواند همه ناظر بر این اصل است و بر این اساس برای من غریب است که افرادی با احتکار مواد ضروری در این شرایط ازقبیل «ماسک»، «مواد ضدعفونی‌کننده» و «دستکش» تلاش دارند دامن خود را از این بحران فراهم چینند به قیمت انداختن انسان‌های بی‌گناه دیگر در این بیماری خطرناک، به عبارت روشن‌تر، این تجارت که فردی با احتکار و جمع‌آوری اقلام مورد نیاز شهروندان و فروش این اقلام به چند برابر نرخ واقعی به مردم، تجارتی است که بوی سیاهی و خون می‌دهد و ما که به فرهنگی تعلق داریم که  بنی آدم را اعضای یک پیکر می‌داند که با به درد آمدن یک عضو، سایر اعضا نیز بیقرار می‌شوند، نباید به قیمت سلب آسایش دیگران، برای خود آرامش و پول و ثروت کنار بگذاریم.
آخرین نکته این‌که در یک سال پر از آشوب در «خبرشمال» در کنار شما بودیم و از غم‌ها و شادی‌های شما نوشتیم و از درد مردم سیل‌زده «آق‌قلا» و «گمیشان» تا ساخت نخستین واحد مسکونی در روستای «برج‌خیل» شهرستان سیمرغ و از رانش زمین در «بهارپشته» شهرستان رامسر تا برجستگی‌های گردشگری گیلان را پوشش دادیم، به نمایندگی از شما از کوتاهی مدیران و نمایندگان انتقاد کردیم و در رویداد بزرگ انتخابات دوم اسفندماه نیز تلاش کردیم چشم شما باشیم  و امروز نیز در مقابله با «کروناویروس» در کنار شما هستیم و احتمالاً تنها روزنامه‌ای بودیم که تا آخرین روز سال 98 مطالب و دیدگاه‌ها و مطالبات شما را به زیور چاپ و انتشار آراستیم و از این بایت به خود می‌بالیم.
برای سال 99 نیز آرزویی جز قلبی شاد، لبی خندان و روحی امیدوار به فردایی روشن برای شما نداریم و برای تحقق این آرزو با توکل و استعانت از ذات اقدس اله، در کنار شما خواهیم بود. سالی سرشار از سلامت برای شما آرزو داریم.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی