آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 20 اسفند 1398 12:07
«خبرشمال» از قهرمان‌ها و ضدقهرمان‌های این روزهای کروناگرفته مازندران می‌نویسد؛

خاک بر سر صدها سال روایت

 
 
 
 
هومن حکیمی /

اشاره: ما به دلمان به همین حمایت‌های شما خوش است؛ شمایی که خوابیده‌ای یا خودت را به خواب زده‌ای! و من دارم سعی می‌کنم اگر خودت را به خواب زده‌ای، بیدارت کنم؛ حتی اگر مجبور شوم بر سرت فریاد بزنم... .
مازندران، این روزها قهرمان کم ندارد و قهرمان پوشالی هم. صدها پزشک و پرستار و دیگر عوامل بیمارستان‌ها و درمان‌گاه‌ها و...، بدون ادعا، جانشان را گرفته‌اند کف دستشان تا این ویروس لعنتی، کمترین آسیب را به ما بزند. اینها قهرمان اگر نیستند پس خاک بر سر صد سال سینما و چند قرن ادبیات و قصه که سعی داشته برای ما قهرمان بسازد و قهرمان توصیف کند. قهرمان‌های امروز ایران و مازندران، حتی سلاح درست و حسابی هم ندارند؛ ماسک‌ها و شوینده‌ها در احتکار شغال‌مسلکان، خاک می‌خورند... .
مازندران، یک «مجید حسین‌زادگان» بیشتر ندارد که استاندار باشد و انسان باشد و از اول آمدنش، بحران داشته باشد که باید کل انرژی‌اش را بگذارد برای رفع و رجوعشان (در این اوضاع بد اقتصادی که کفگیر دولت به ته دیگ خورده است) و از سیل اول امسال تا کرونای آخر سالی، کارنامه‌اش را بتواند بگیرد در دست راستش اما مدام یک عده که انگار از سیاره دیگری آمده‌اند، او را بنوازند که «چرا از تو تقدیر شد؟ چرا تو مدیر موفقی هستی؟ چرا مردم دوستت دارند؟»...، و البته این‌ها را به این شکلی که من نوشتم هم نگویند و ایرادهای بنی‌اسرائیلی بگیرند و از این جور داستان‌های تکراری مازندرانی که اغلب دوست دارند یا جلوی موفقیت یک مازندرانی را بگیرند یا از حسادت بمیرند... .
مازندران، این روزها کلی پدر و مادر نگران و کلی پدربزرگ و مادربزرگ تسبیح به دست و نشسته بر سر سجاده و کلی داماد و عروس دل‌گرفته و کلی کاسب و دانشجو و دانش‌آموز و... سرگشته دارد که چشم امیدشان به کادر درمانی بیمارستان‌ها و محققان و مسوولان دوخته شده است. این‌هایی که به راحتی به فضای مجازی دسترسی دارند و توسط آن، با انواع و اقسام اخبار درست و نادرست مواجه می‌شوند. اینها هر کدام می‌توانند یک قهرمان یا ضدقهرمان جدید در داستان کرونا باشند که باید حواسمان به آنها بیشتر از اینی که هست، باشد... .
مازندران، این روزها 12 نماینده مجلس دارد که هر 12 تایشان در دوره بعدی، منتخب مردم نیستند. نمایندگانی که با تعطیلی مجلس، به خواب رفته بودند و هیچ کنش و واکنشی از جانبشان دیده نمی‌شد. آنها ترجیح داده بودند که صدای مردم و استاندار و خواسته‌ها و تلاش‌ها و نگرانی‌های مردم و استاندار مازندران را نبینند و نشنوند. آنها ترجیح داده بودند، در تعطیلات باشند تا اینگونه به نظر بیاید که دارند انتقامشان را از کسانی که بهشان رأی نداده‌اند، می‌گیرند. آنها ترجیح دادند، ضدقهرمان‌های روایت عصر مدرن از شیوع یک ویروس بشوند. آنها ترجیح دادند که ورژن دیگری از شخصیت‌های فیلم‌های کلاسیک بشوند که کلی مانع بر سر راه قهرمان فیلم می‌گذاشتند اما آخرش به جسارت و هویت و تلاش قهرمان، می‌باختند... . فریب این دو روز هم که دیدید بر اثر فشار رسانه‌ای و مردم، دو سه تایشان بیانیه نوشتند و گوشی تلفن در دست گرفتند که فلان و اینها، را نخورید؛ نمایندگان از جامعه‌شان کیلومترها عقب‌ترند... .
مازندران در روزهای کرونازده، کلی رسانه و آدم رسانه‌ای داشته که در آزمون سختی قرار گرفتند. آنها (ما) باید نشان می‌دادند که چند مرده حلاجند و این همه ادعای رسانه‌ای‌شان کجا قرار است خرج شود و چگونه.
 رسانه‌ها، مثل همیشه یک جاهایی از جامعه و مردم عقب ماندند یا دچار سکوت ابلهانه شدند اما یک جاهایی هم عجیب اثر گذاشتند. رسانه‌ها وقتی با تصمیمی شتاب‌زده مواجه شدند که بستن مرز مازندران به روی مسافران کم‌عقل را «وتو» کرد، دست به دست هم دادند و در فضای مجازی و حقیقی، موجی را در حمایت از تصمیم درست استاندار مازندران به راه انداختند که تهران‌نشینان را به موضع دفاعی راند. رسانه‌ها از این آزمون دشوار، موفق بیرون آمدند و با کمک و همراهی مردم، ثابت کردند که «به اتفاق جهان می‌توان گرفت».
چند شب پیش بعد از سال‌ها، دوباره از اینکه عضوی از اهالی رسانه هستم، حس خوبی داشتم و این را به‌عنوان یک هشدار برای خودم می‌بینم؛ اینکه جدیت  و تلاش و اعتقاد به اصول اخلاقی و حرفه‌ای‌، چقدر در کار ما حیاتی‌ست و چقدر باید ادامه‌دار باشد... .
مازندران، این روزها در وضعیت خیلی خوبی نیست چون دارد در دو جبهه می‌جنگد؛ مبارزه با کرونا همراه با قهرمان‌های دوست‌داشتنی و بی‌ادعا و جنگیدن با آدم‌های کم‌شعوری که از داخل و خارج استان دارند به ما، به پزشکان و پرستاران و بهیاران و به استاندار مازندران، ضربه می‌زنند. با این خیال واهی که آخرش...، اما آخر این فیلم، این ماجرا، این قصه، هر چه بشود، ضدقهرمان‌های کذاب و پوچ و فرومایه، شکست می‌خورند و به زباله‌دان تاریخ می‌پیوندند؛ حالا می‌خواهد این ضدقهرمان، کرونا باشد یا آن فرومایگانی که شعور را و حیا را و عزت را و اخلاق را به کل از یاد برده‌اند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی