آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 06 اسفند 1398 12:27
ارزیابی «خبرشمال» از کیفیت بصری خیابان‌های شهر ساری؛

شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

 
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد /


اشاره: تا نوروز فاصله‌ای نیست. 24روز دیگر همه‌چیز نو می‌شود. دوباره و همراه سال نو، کوچه و خیابان‌های شهر به تلاش سازمان‌های دولتی و حتی خصوصی طرحی نو خواهد گرفت؛ ابر، باد، خورشید و فلک در کار و در تلاش تا فضا برای شروعی نو آماده باشد. بسته به اهداف و انگیزه‌های هر گروهی که در این فضاسازی شریک می‌شوند، کمیت و کیفیت کار تعیین می‌شود و در این نوشته مختصر ما این ترکیب کمی و کیفی را با معیارهای هنر معماری و شهرسازی قیاس می‌کنیم.

*تا همه شهر بیایند و ببینند .... دگرباره جوان گردیدیم
با هر بهانه‌ای و هر مناسبتی، چه به تناسب احوال مردم شهر و چه نامتناسب و در تلاش برای القای حس و حالی به همشهریان، طراحان و فعالان اقتصادی درصدد برپا کردن المان‌هایی در شهر برمی‌آیند. در چنین موقعیتی المان‌هایی در شهر پدیدار می‌شوند که کارکرد بیانی دارند؛ هدف خالق آن‌ها بیان نکته خاصی است که بنا به موقعیت، صلاح دیده در گوش افکار مردم شهر نجوا کند، رسالتی برای المان تعریف شده و در جزییات آن دنبال می‌شود. گاهی طراحان به دنبال ثبت حادثه‌ای در فضای شهر هستند و گاهی نکته‌ای، در هر صورت مهم‌ترین ویژگی که باید در طراحی و خلق این آثار رعایت شود این است که المانی که قرار است در چشم تمام شهر بنشیند بایستی که عام مردم را در نظر گرفته باشد. یک المان بیانی که در فضای عمومی شهر قرار می‌گیرد، اگر برای همه اقشار جامعه قابل فهم نباشد، هرچند از نظر هنری ارزش بالایی داشته باشد، کارکرد خود را از دست داده است. بسیاری از همشهریان، علاقه‌ و سررشته در هنر ندارند و در عین حال حق دارند که در خوانش المان‌های شهری سهیم باشند. باید گفت این نکته که المان بیش از اندازه پیامش را در خود گره نزند و برای عام جمعیت قابل فهم باشد در شهر ساری رعایت می‌شود اما نکته‌ای که بسیاری طراحان فضای شهر رعایتش نمی‌کنند این است؛ در عین حفظ خوانایی پیام، انتزاعی بودن فرم و استفاده از آرایه‌های معمارانه است که یک المان را از نقاشی‌های دیواری نوجوانان شهر مجزا می‌کند و به آن ارزش می‌بخشد. در بسیاری موارد در شهر ساری می‌بینیم که پیام، بی هیچ هنر معماری و با صراحتی کودکانه به فضا تزریق می‌شود که این باعث ارزش پایین المان از نظر هنری است. به‌کارگیری نظمی زیبا از هندسه، آرایه‌ها، اشکال و احجام هندسی در طراحی معمارانه رعایت و به تعادل و تناسب این هنر، یک پیام نیز اضافه می‌شود.

*به شهر دوست قدم در نهم
 ز دست رقیب
گرچه حفظ معنا و پیام‌رسانی اهمیت ویژه در معماری شهری دارد، در کنار المان‌های بیانی، وجود المان‌های نمایشی لازم است. المان‌هایی که صرفا ارزش نمایشی، هنری و زیبایی‌شناسانه دارند، باید برای ایجاد تعادل بصری در شهر طراحی و ساخته شوند. این المان‌ها در چشم افرادی از جامعه که نگاهی هنری‌تر دارند، ارزشمند خواهد بود و اهمیت این موضوع در این است که غالبا این هنرمندان هستند که در بسیاری از دغدغه‌های عمومی نقش هدایت‌گر را بازی می‌کنند و نباید آن‌ها، افکار و سلایقشان را در فضای شهری نادیده گرفت. ترکیب انتزاعی حجم، صفحه، نقاط و توده‌هایی از جنس‌های متفاوت می‌تواند یک المان نمایشی را بسازد و نکته بسیار مهم به‌جای انتقال مفهومی در لفافه، رعایت ارزش‌های بصری همچون تقارن، تناسب، توازن و دیگر عناصر زیبایی جسم است. به کمک چنین المان‌هایی می‌توان نقاطی از شهر را که ارزش فرهنگی و هنری دارد، از دیگر نقاط متمایز کرد.
یکی از نقاط ضعف در زیباسازی شهر ساری، فراموش کردن طراحی و ساخت المان‌های نمایشی و هنری‌ست. به نظر می‌رسد چنان درگیر طراحی المان‌هایی با هدف تبلیغ و ترویج شده‌ایم که وجه هنری شهر را از
 یاد برده‌ایم.

*.... منم که دیده نیالوده‌ام
 به بد دیدن
با توضیحاتی که تا این‌جا درباره وضعیت المان‌های شهری داده‌ایم، شاید المان‌ها را با مجسمه‌هایی که در میادین قرار می‌گیرند یکی بدانید اما میان این دو تعریف تفاوت‌هاست. برداشت غلط طراحان و سازندگان، مدیریت غلط مسوولان شهری و ناآگاهی از تعاریف هنری در شهر ما سبب شده با قرار دادن مجسمه‌هایی گاه بی‌نهایت کودکانه در معابر و میادین شهر، کار زیباسازی شهر را فرض کنیم. مجسمه‌هایی که در سال‌های اخیر به مناسبت عید یا عزا در شهر دیده می‌شوند نه‌تنها از نظر المان شهری بی‌ارزش‌اند بلکه به‌عنوان مجسمه نیز زیبا نیستند؛ هیچ فکری در سر آدمیان ایجاد نمی‌کنند، جاذبه‌ای ندارند و حتی برای لحظه‌ای نگاه مخاطبی را بر خود حفظ نمی‌کنند. از چنین آثاری نمی‌توان انتظار تاثیر بر احوال همشهریان، خاطره‌سازی برای توریست‌ها و رهگذران و یا جلب توجه به‌عنوان نقطه‌ای اثرگذار در منطقه داشت. با جریانات فکری که امروز مردم ما را درگیر خود کرده، دغدغه‌هایی که همچون تمام جزییات زندگی شهری از جنس بتن و از رنگ خاکستر و بوی غربت‌اند، در عصر آهن و دود، شاید این آثار تنها رسولان نور باشند که مردم را در قاب تماشایی خود پناه دهند. به‌خصوص در کلان‌شهرها و شهرستان‌های مرکزی، اهمیت این تماشا در زندگی هموطنان چندین برابر است چراکه آشفتگی‌هاشان چندین برابر است.
مجسمه‌های شهری و المان‌های هنری فقط به‌دلیل زیبایی شهر و کمک به گردش بهتر اجتماع نیست که ارزشمند و غیر قابل انکار هستند. چنان که امروز المان‌های معماری از گذشتگان برای ما به‌عنوان نشان فرهنگ و حافظه تاریخی ایران‌زمین باارزش است، ساخته‌های امروز ما به‌عنوان نمادهای فرهنگی و هویت جمعی ما ارزشمند خواهند بود.

*....از تو
زیر و زبرست شهر و بازار
مجسمه‌ها، چه به مناسبتی در شهر ظاهر شوند و چه بی‌بهانه و به تصمیم مسوولان شهری، کارکرد فیزیکی و نیز کارکرد معنایی و مفهومی می‌پذیرند. مجسمه‌هایی، هم هستند برای تمام فصول؛ مجسمه‌هایی که با حضور مداوم در شهر، شانس خوبی برای تغییر فضا و وضع بصری شهرها به ما می‌دهند. با وجود بهترین منابع از مواد اولیه و حضور طراحان قوی و به نام در شهر، این شانس را از دست دادن، برای مسوولان شهری یک شکست محسوب می‌شود. چنین مجسمه‌هایی باید با طرحی موثر بر روح آدمیان و متجلی احوال امروز ما باشد و از موادی ساخته شود که در مقابل شرایط جوی و شیطنت بعضی افراد نادان که عادت به تخریب فضای شهری دارند مقاومت کند.
المان‌ها اما نمادهایی پیکره‌وار هستند، کلیاتی یکپارچه و همگن از جزییاتی چون نقاط، خطوط، صفحات و احجام یا حتی با نمایش اجزای سازه‌ای چون کابل و فریم و هرچیزی که بتواند در تماشایی شدن المان موثر باشد. المان‌های شهری در عین ظرافت و زیبایی باید منتقل‌کننده، حس استحکام و تعادل باشند و المان موفق آ‌ن است که سمبلی از شهرش شود و در اذهان همشهریان و مسافران ماندگار شود.
تفاوت اصلی مجسمه‌ها با المان‌ها را می‌توان در تاثیر انتزاعی و غیرمستقیم المان به موضوعات دانست. نگاه و نحوه انتقال معنای یک المان ذهن آدمی را که تمنای تفکر دارد، درگیر خود می‌کند. معنای یک المان شهری، لقمه‌ای آماده نیست که در دهان گذاشته شود بلکه اندیشه‌ساز است و در حرکت بی‌صبر و بی‌تامل شهرنشینان مکث ایجاد می‌کند.
المان‌ها با همان مکث و تفکر است که ماندگار می‌شوند و سمبل می‌سازند در حالی که مجسمه‌ها خیلی ساده مفاهیم را مستقیما عرضه می‌کنند و از آن‌جا که طراحی و ساخت مجسمه‌ها انرژی و وقت کمی مصرف می‌کند، شهرهای ما پر شده‌اند از مجسمه‌های رنگارنگ و از المان‌های به‌یادماندنی خالی شده‌اند. درگیری افراد با موضوعات و مفاهیم به سطح می‌رسد و در عمق جان آدمیان اثری نمی‌گذارد.
در شهر ما به هر بهانه پر می‌شود از مجسمه‌هایی تراشیده از مصالح محدود، اگر حوصله کنند سنگ و اکثر اوقات پلاستیک‌ها، تنوع خاصی ندارند و به‌نظر می‌رسد از ابتدایی‌ترین افکار حاصل شده باشند. اما برای ماندگار شدن آثار، برای اثرگذاری بر مردم و برای انتقال احوال نیکو به زندگی و روزمره مردم، نیاز به المان‌هایی‌ست که قدرت هنری و معنایی بالاتری دارد. چه به لحاظ فرمی و آرایه‌های به‌کار رفته در المان‌ها و چه به لحاظ مصالح و رنگ‌ها و تزیینات معمارانه پر از پتانسیل هستند. المان یک ترکیب معمارانه است که در آن از هندسه و ویژگی‌های درونی اشکال و احجام استفاده می‌شود در صورتی که هنر پیکره‌سازی و مجسمه‌سازی مقوله دیگری‌ست که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمی‌شود.
مجسمه‌ها البته کارکرد خاص خود را دارند؛ برای نشان دادن مکانی خاص، مکان‎‌هایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده‌اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره ی شخصیتی خاص می‌باشد، شخصیت‌هایی که نمی‌توان با خطوط و احجام تصویرشان کرد.

*تو جان جان افزاستی
آخر ز شهر ماستی
در کنار المان‌ها و مجسمه‌ها، توجه به وضعیت دیگر ساختمان‌های شهر ضروری‌ست چراکه هرگونه ساختمان، برج یا آسمان‌خراش منحصر به فرد، چه به لحاظ معماری و چه به لحاظ ارتفاع و یا اهمیت منطقه ساخته شدن سازه، می‌تواند نقش یک المان عملکردی را ایفا کند به شرطی که در منطقه موردنظر شاخص باشد و همتایی نداشته باشد.
المان‌ها می‌توانند به‌صورت تلفیقی از انواع المانی و اشکال مختلف باشند یعنی یا جنبه نمایشی و بیانی داشته باشد یا بیانی و عملکردی باشد و گاهی همه عملکردها با هم در یک المان دیده می‌شود، مهم این است که کیفیت هر وجه از آن حفظ شود.
باشد که مسوولان به‌جای همکاری با شرکت‌های پیمانکاری مورد علاقه و محدود، با هنرمندان واقعی همشهری و هم‌استانی همکاری کنند و کیفیت‌های کار را از یاد نبرند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی