• منتشر شده در پنج شنبه, 24 بهمن 1398 08:35
درباره فیلم «درخت گردو»؛

ذکـر مصیبـت

 
 
 
 

بهزاد وفاخواه /


اشاره: درخت گردو پنجمین فیلم بلند محمدحسین مهدویان روایت یکی از فجایع دوران جنگ است. هرچه درباره این فاجعه یعنی بمباران شیمیایی سردشت در تیرماه سال ۶۶ و فجایع مشابه آن در جزیره مجنون و در حلبچه عراق بگوییم و بگویند، کم است و حق مطلب ادا نمی‌شود. فیلم محمدحسین مهدویان توانسته حق مطلب را ادا کند؟ نتوانسته. و از آن مهم‌تر راهی که برای زنده کردن این فاجعه‌ انسانی انتخاب کرده، سهل‌الوصول، ساده‌انگارانه، عوام‌پسندانه و خالی از ظرافت است. به رغم البته ارزش‌هایی که فیلم او دارد و در ادامه به آن می‌رسیم؛ هرکدام از چهار کلمه‌ بالا را هم باید جداگانه شکافت.

مسلماً از «درخت گردو» استقبال خواهد شد. مرگ همیشه غمناک است. دیدن ضجه زدن عزادار خود به خود متاثرکننده است. مرگ جوان همیشه از مرگ پیر غمگین‌کننده‌تر است و حتی آن هم به گرد پای مرگ کودک نمی‌رسد. آن هم کودکی که خوشی و دویدن و جست وخیز کردنش را دیده‌ای. هیچ چهره‌ای تاسف‌آورتر از پدر و مادری نیست که جسد کودکش را در دست، دارد، زار می‌زند. طبیعی است که در سالن‌های نمایش فیلم درخت گردو خیلی‌ها گریه کنند. اما این طور به گریه انداختن یکی از هنر روضه‌خوانی است و برای سینما شدن ظرافتی بیش از این لازم است.
ترفند تصویری گروه مهدویان از جشنواره چهارسال پیش و «ایستاده در غبار» تا اینجا هنوز تغییری نکرده است. دوربین هادی بهروز از پشت اشیاء و موانع طبیعی آدم‌هایش را دنبال می‌کند. در این فیلم مثل «ایستاده در غبار» نگاتیو ۱۶ میلیمتری و رنگ کهنه‌ برای به قدیمی به نظر رسیدن فیلم کمک می‌کنند. جدای از اینکه گروه مهدویان هنوز هم قصد رهاکردن این ترفند و انجام یک کار جدید را ندارد، باید اذعان کرد که درآوردن تصویری با جزییات کامل از گذشته، بزرگ‌ترین توانایی او و گروهش است.
در درخت گردو هم هیچ‌جا بازسازی سال ۱۳۶۶ (که باور کنید بارها سخت‌تر است از بازسازی دهه بیست یا سی یا گذشته‌ دور) بیرون نمی‌زند. این گروه از صحنه‌های داخلی بغداد دهه هشتاد میلادی (در ماجرای نیمروز ۲) تا خیابان‌های تهران ۱۳۶۰ تا سردشت و مریوان و بیمارستانی در تبریز دهه شصت را به خوبی می‌توانند بازسازی کنند که حاصل وسواس کارگردان در این کار و توجه او و گروه به
 جزییات است.
اما پیمان معادی حتی با وجودی که در دندان‌های جلو و فک او دست برده‌اند تا چهره‌اش از شیکی بیفتد و شبیه اوستای بنایی در یک روستا در سردشت به نظر برسد، هیچ‌وقت پذیرفتنی نیست. به رغم تلاشی که برای کردی حرف زدن کرده اما زبان او طبیعی به نظر نمی‌ِآید و این طبیعی نبودن با رئالیسم وسواس‌گونه‌ صحنه در تناقض است.
 انتخاب مهران مدیری برای نقش دکتر هم از ابتدا غلط بوده و یک تصمیم و انتخاب غلط، با تلاش هم تبدیل به یک ویژگی خوب نمی‌شود. نیمی از کار بازی، در همان مرحله انتخاب و کستینگ حاصل می‌شود و چنین فیلمی با انتخاب بازیگرهای بومی و کرد زبان در بین بازیگران چهره‌ سینما (هرچند صحبت‌هایی هست که نوید محمدزاده و هوتن شکیبا ایلامی و سنندجی این نقش را نپذیرفته بودند) یا حتی نابازیگری که مخاطب چهره قبلی از او در ذهن نداشته باشد جواب مناسب‌تری می‌گرفت.
درخت گردو البته خالی از امتیاز نیست. گذشته از توانایی غریب در بازسازی باورپذیر گذشته، این بار محمدحسین مهدویان ایماژهای سینمایی بیشتری خلق کرده است. ایماژهایی که بعد از ذکر مصیبت، چند ساعت و چند روز و ماه دیگر هم به یاد بیایند. نبود این تصاویر سینمایی از ایرادات فیلم‌های قبلی او هم بوده است که بیشتر روی روایت، جزییات صحنه و ظرافت‌های شخصیت‌پردازانه متمرکز هستند. یکی از تصویرهای خوب و سینمایی جایی است که قادر بچه‌اش را روی دست می‌گیرد تا بلندتر از همه زیر آب منبع شسته شود تا شاید شیمیایی اثر کمتری روی او بگذارد؛ یک آرزوی محال.
 پایان‌بندی فیلم و اشاره‌اش به اینکه حالا هر شادی‌ دخترانه‌ای ما را یاد ژینا و این داستان می‌اندازد هم اشاره خوبی است. آن هم در حالی که نریشن فیلم و سادگی و کمی کودکانه بودن آن از ضعف‌های فیلم به شمار می‌رود و از چنین فیلمی انتظار نمی‌رفت. نریشنی که از جدیت فیلم کاسته است. درخت گردو اما در لحن هم دوپاره است. مهدویان فیلمساز سردی است (برخلاف کسی مثل حاتمی‌کیا که نمی‌تواند و نمی‌خواهد جلوی عواطفش را بگیرد) و کار او در درخت گردو و در تعقیب کاراکترش در سردشت و تبریز و تهران گاهی چنان سرد است که آن را «کنترل عواطف و نگاهی فاصله‌گذارانه» بخوانیم و گاهی انگار از قصد با گذاشتن موسیقی پرحجم و لالایی و اسلوموشن (مثل تنها صحنه رویاگونه فیلم و دویدن بچه‌ها در خانه) می‌خواهد درست عکس رویکرد همیشگی رفتار کند.
محمدحسین مهدویان با پنج فیلم در پنج جشنواره‌ پیاپی رکوردی در پرکاری به جا گذاشته، اما شاید بهتر باشد کمی درنگ کند و به کارهای نو و مسیرهای تازه فکر کند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی