• منتشر شده در پنج شنبه, 03 بهمن 1398 07:14
نامه‌ گلایه‌آمیز یک ساروی خیلی علاقه‌مند به منافع شهر و مازندران به «خبرشمال» که سعی دارد از «مجید حسین‌زادگان» انتقاد کند؛

استاندار باید اهل کره‌ی مریخ باشد!

 
 
 
 

هومن حکیمی/


توضیح دبیر سرویس فرهنگی و جانشین سردبیر که خودش یک‌پا ساروی دارای دغدغه و علاقه‌مند به منافع شهر و استان است ؛ مگر اینکه خلافش ثابت بشود!: عزیزان دقت بفرمایید؛ این متنی را که می‌خوانید، یک بنده خدایی برای ما فرستاده و تهدید کرده که اگر چاپش نکنیم، فلان و اینها! همان‌طور هم که مستحضرید، «فلان و اینها» خیلی حرف زشت و تهدید خطرناکی می‌باشد (یک چیزی در مایه‌های «نوشابه خانواده، فقط با غذا؛ حتی شما دوست عزیز»! به همین خاطر بنده موظفم که این نامه را که به دست من رسیده عینا چاپ بنمایم و اینها! البته این «بنمایم و اینها»، نه تنها تهدید نیست بلکه یک فرصت هم هست!

آقا، سلام!
بنده یک شهروند ساروی هستم که اصلا براساس منافع شخصی و گروهی اعتراض نمی‌کنم و خدای نکرده عقده‌ای هم نیستم بلکه فقط
 دغدغه دارم!
الان عرض می‌کنم؛ شما دقت کن، ما در استان حدود ۷۰، ۸۰ تا اداره‌کل داریم که هر کدوم در شهرستان‌های مازندران شعبه دارن. چندتا شهرداری هم داریم الی‌ماشالله! میانگین بگیریم حدودا این اداره‌کل‌ها و شهرداری‌ها و... 50 هزار نفر کارمند دارن،که. دیگه کم کمش 30 هزار نفر نیرو و کارمند که دارن که! (آقا چرا الان دارین با من سر این عدد بحث می‌کنین؟!) خب حالا چه معنی داره که از این حدود 30 هزار نفر کارمند و اینها ۲۰ نفر با استاندار مازندران نسبت و رفاقت داشته باشن؟!
چی؟ دارین میگین که ۲۰ نفر بین 30 هزار نفر عدد زیادی نیست؟ یعنی الان شما دارین فک می‌کنین من ریاضیات و اعداد حالیم نیست؟! نخیررررم، خیلی‌ام حالیمه! فقط اینکه خب الان نزدیک به انتخاباته و منم اصلا آدم عقده‌ای و تخریب‌گر و سهم‌خواهی نیستم (با اینکه خیلیا درباره‌م اینجوری فکر می‌کنن!) ولی خب چه معنی داره که ۲۰ نفر آدم که تجربه و تحصیلات دارن و با استاندار نسبت دارن (مثلا یکیشون پسرِ پسرعمه‌ همسایه‌ سابق آقای استانداره! نسبت از این نزدیک‌تر؟! اینجور آقازاده آخه درسته؟!) یا باهاش آشنان، کارمند باشن؟! چرا مغازه‌دار نیستن یا فوتبالیست یا یه شهروند معمولی؟! هان؟! بعدشم تازه چرا مثلا پسر آقای استاندار، پزشکی خونده؟! چرا از رانت پدرش استفاده نکرده؟! چرا اون کارمند و مسوول نشده؟! چرا اون «آقازاده» نشده؟! چرا منه صحنه‌سازی درست می‌کنین؟!
آقا، اصلا چه معنی داره که استاندار مازندران، یه ساروی محبوب باشه؟! اصلا چرا استاندار ما نباید اهل خارج باشه؟! اصلا چرا نباید از یک کره یا سیاره‌ دیگه بیاد؛ مثلا کره‌ی مریخ؟! آخه میدونین، میگن اهالی کره‌ی مریخ اصلا فامیل یا دوستانشون تخصص و تحصیلات دانشگاهی ندارن! پسرِ پسرعمه‌ همسایه‌ سابقشونم، باهاشون نسبت نزدیک نداره! اینجوری خیال منم راحت‌تره و شب‌ها
راحت‌تر می‌خوابم!
البته بازم تاکید می‌کنم که من یه شهروند معمولی دغدغه‌مندم که به جان مادرم اصلا عقده‌ای یا خدای نکرده دنبال منافع شخصی و
گروهی نیستم!
انتخابات هم هیچ ربطی به این حرفا نداره؛ باور نداری بیا بگرد! اگر نمیای بگردیم که خب پیام بده توی «واتس‌ اپ» که مطمئن‌تره! یا اگه فکر می‌کنین اینم نه، شب قرار بذاریم یه سفره‌خونه سنتی، جایی، بشینیم با هم یه قلیونی هم بزنیم به بدن و چایی نبات پشت‌بندش و دورهمی از این انتقادهای سازنده انجام بدیم که استاندار ما نه تنها ساروی نباشه بلکه خارجی هم نباشه و بلکه‌تر، از یه سیاره دیگه یهو فرتی بیاد و مشکلات ما حل بشه؛ منم بتونم شب‌ها راحت بخوابم! فدای تک‌تک‌تونم بشم من! فقط اینکه بازم تذکر میدم که بنده، فرق بین 20 با 30 هزار تا رو می‌دونم اما مجبورم؛ می‌فهمید؟ مجبوووووررررم!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی