آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 29 دی 1398 07:44
نامه انتقادی یک استاد دانشگاه به «خبرشمال» در خصوص نخستین همایش «مجمع عالی نخبگان» منطقه مرکز مازندران؛

با این‌همه «نخبه» وضع ما این است!

امضا محفوظ/


توفیقی نصیب اینجانب به‌عنوان معلم دانشگاه شد تا در  اولین همایش مجمع عالی نخبگان منطقه مرکز استان مازندران که با حضور تعدادی از مسئولان و جمعی از چهره‌های علمی، فرهنگی و دانشگاهی با محوریت نخبه ایثار، سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی برگزار شد، شرکت داشته باشم.
البته جلسه خوبی بود اما به باور من این نشست نه نشست نخبگان که جلسه برخی  چهره‌های مرکز استان بود و دقیقاً انتقادی که دارم به واژه «نخبه» مربوط است. در این همایش نیز چون سایر جلسات مشابه، برخی به‌عنوان رییس مجمع عالی نخبگان و   مدیر همین مجمع سخنانی نه درخور یک نخبه ایراد کردند که از کنار آن عبور می‌کنم.  نام و یاد سردار خوبی‌ها «حاج قاسم عزیز» هم گرامی داشته شد که جای قدردانی دارد و باور قلبی من این است که در هر جلسه و نشستی، باید این نام را به خاطر آورد چون یکی از مایه‌های فخر و مباهات ملی ماست.  
در این نشست همچنین گفته شد  در شهریورماه ۱۵۰ نخبه نوپدید  داشتیم و استان مازندران 2 برابر میانگین کشوری نخبه دارد و رتبه دوم کشوری را پس از تهران از این منظر  به خود اختصاص داده و  بسیاری از آنها در چند زمینه علمی نخبه هستند و بیشترین تعداد نخبگان مازندران هم از دو منطقه ساری و بابل هستند.
همچنین ضمن اشاره بر هزینه یک میلیارد تومانی رسیدن یک فرد به درجه نخبگی گفته شد گزارش‌های رسمی مراجع مختلف از جمله بنیاد نخبگان حاکی از آن است که بسیاری از نخبگان مازندرانی به دلایل گوناگون این استان را ترک کرده و در تهران اقامت دارند.
در این مراسم  از افراد برجسته در حوزه‌های دانشگاهی، پژوهش، اختراعات، محیط زیست، تاریخ، ایثار و شهادت، زیست‌فناوری، نفت و گاز، کشاورزی، نرم‌افزار، پزشکی، ورزش، آموزش، رسانه، شیلات، کنکور و گردشگری با اهدای تندیس و لوح سپاس تقدیر شد.
نکته‌ای که برای من به‌عنوان یک دانشگاهی مهم و البته نگران کننده بود این بود که برابر تعریف رسمی از «نخبه»، شخصاً در این همایش حتی یک نخبه ندیدم و تأکید می‌کنم افراد حاضر در این همایش، همه از چهره‌های زحمتکش و مدیر و نماینده و فعالان بخش خصوصی و رسانه بودند اما «نخبه» نبودند.
به استناد ماده ۴ اساسنامه بنیاد ملی نخبگان که در پانصد و شصتمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 84 به تصویب رسید، «نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق می‌شود که اثرگذاری وی در تولید و گسترش علم و هنر و فناوری و فرهنگ‌سازی و مدیریت کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید و گسترش دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و اعتلای جامعه انسانی کشور شود.»
براین اساس حتی نفرات برتر کنکور سراسری و المپیادهای علمی جهانی که به عضویت بنیاد ملی نخبگان در می‌آیند نیز «نخبه» محسوب نمی‌شوند بلکه افرادی  به شمار می‌آیند که در مسیر نخبگی قرار گرفتند و درصورت ادامه این مسیر که از آن با عنوان «فرایند نخبگی» یاد می‌شود  و با رسیدن به سطح مورد نظر در تعریف پیش‌گفته، «نخبه» محسوب خواهند شد، به بیان واضح این عزیزان نیز «نخبگان بالقوه» هستند.
همچنین یک  فرد نخبه در هر حوزه‌ای خواه سیاسی، خواه اجتماعی، خواه فرهنگی باید بتواند، پدیده‌ها را در سطوح مختلف و حتی داخلی و بین‌المللی بررسی کند و آینده را از پیش ببیند و راهکارهای هوشمندانه برای مدیریت حوادث و پدیده‌ها در راستای ارتقای سطح زندگی بشر ارائه کند.
در تمام دنیا به دنبال چنین افرادی می‌گردند تا به‌عنوان «نخبه» آنان را جذب کنند و از توان‌شان برای ساختن امروز و فردای کشورخود و جهان، بهره ببرند.
اگر ملاک و مبنای ما، تعریف مورد نظر در بنیاد ملی نخبگان باشد، باید اعتراف کرد که تعداد نخبگان استان، به معنای حقیقی کلمه، انگشت‌شمار است.
اما ظاهراً در استان مازندران، به‌صورت فله‌ای نخبه تولید می‌شود تا جایی‌که به گفته مدیر مجمع عالی نخبگان مازندران تنها در یک ماه، 150 نخبه شناسایی و شناسنامه‌دار شد و حتی در جمع نخبگان برگزیده دیدم افرادی که در تمام عمر خود حتی یک کتاب نخوانده‌اند و منشأ حرکت و جهش در حوزه‌ای نبوده‌اند.  جالب‌تر آن‌که  این افراد اجازه دارند دیگران را به‌عنوان نخبه انتخاب و به آنان جایزه بدهند و این نکته برای من بسیار عجیب است.
آنچه که من به‌عنوان یک معلم سخت‌گیر دریافته‌ام این است که گویا هیچ  مکانیسم و معیاری در این استان برای شناسایی و گزینش  نخبگان واقعی وجود ندارد و نکته‌ای که در این جلسه گفته شد غالب نخبگان از مازندران به تهران می‌روند و در ادامه نیز نامی از آنان نمی‌ماند دراین است که این افراد «نخبه» نبودند، بلکه به ابتدای فرایند نخبگی، رسیدند اما در ادامه موفق به طی کردن کامل آن و رسیدن به درجه نخبگی نشدند.
نکته بعدی که در حاشیه این همایش جالب بود این بود که افراد گزینش شده نیز «چهره» بودند و نه نخبه. وقتی سطح داوران و گزینش‌کنندگان پایین باشد، سطح  انتخاب‌شوندگان نیز تنزل خواهد کرد و یک بار دیگر با احترام به چهره‌های حاضر در این همایش،   تأکید دارم بر اینکه این افراد مصداق «نخبه» نبودند.  
آخرین نکته این‌که اگر سخن رییس مجمع عالی نخبگان را بپذیریم و مازندران را استانی پُرنُخبه بدانیم که در حوزه‌های مختلف از  محیط زیست و  زیست‌فناوری تا   کشاورزی و نرم‌افزار و پزشکی نخبه داریم، چرا با این‌همه نخبه حال و روز ما این است و فی‌المثل  موضوع محیط‌زیست در مازندران در حال تبدیل شدن به یک گره کور و غیرقابل بازگشت است و وجود این نخبگان چرا به دردهای استان درمانی نبوده است؟
در پایان برای سومین بار تأکید می‌کنم غالب افراد حاضر در این نشیت و حتی اعضا و مدیران مجمع عالی نخبگان مرکز استان، چهره‍های زحمت‌کشی هستند که احتمالاً  دغدغه توسعه استان دارند اما «نخبه» نیستند و این همایش نیز همایش نخبگان نه که همایش چهره‌ها بود.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی