آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 21 آذر 1398 11:51
طنز «خبرشمال» درباره جلسه فوق‌سری یکی از نامزدهای انتخابات مجلس مازندران؛

بگو با کی کجا رفته بودی؟

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: سیاست و سیاست‌بازی در آمریکا و اروپا و کشورهای احمق بیگانه لامصّب مثل سریال «خانه پوشالی» است ولی به ما که می‌رسد نمی‌دانم چرا تبدیل می‌شود به «پایتخت».

به این بهانه (نمی‌دونم چرا جدیدا برای نوشتن حتما باید بهونه‌ای پیدا کنیم!) خیلی سریع می‌روم سراغ انتشار یک گزارش خفن از یکی از جلسات فوق محرمانه یکی از نامزدهای انتخابات مجلس از حوزه ساری و میاندورود!
"آقای محترم، دهنت ر ِ ببند و گوش کن ببین من دارم چی بهتون میگم! اغصِر، تو ر ِ هم میگما، گاااوی؟! خا چی می‌گفتم؟ آها رِستِم! تو غِلط می‌کنی چایی ر ِ با نبات کوفت میکنی! تو باید کوفت ر ِ با نبات کوفت بکنی! این خیلی نکته مهمی هستش در انتخابات چون ما باید تغییرات زیادی ر ِ در استان ایجاد کنیم که قبلی‌ها نتونستن! مهم‌ترین تغییر هم این هستش که بتونیم تغییر ایجاد کنیم! هااای کامبیز، تو هم گاوی مگه؟ کلّه بیصّاحاب ر ِ از اون گوشی موبایل بیار بیرون گوش کن منه! همین کارا ر ِ کردین دوره قبلی من رآی نیاوردما! من خودم تهنایی پِنجاه تا رآی داشتم، این آقاهه شهرداره و شماها رای من ر ِ کم کردین! میفهمی یا بزنم توی سرت؟!
خا داشتم میگفتم، ببینید عزیزان من! انتخابات کلا دو حالت داره؛ یا میبری یا میباخی! اینکه چجوری میبری که اصلا مهم نیست! ولی اینکه چجوری میباخی خیلی مهم‌تره! مثلا خود بنده، من هر بار میباخم، بد میباخم ولی کم نمیارم! عمرا کم بیارم! چرا کم بیارم؟ مگه من‌ چیم از اون یارو کمتره که هی میبره؟! هان؟! با تواَم سلمون! تو ر ِ میگما! میگم چیم کمتره؟ چرا لالمونی گرفتی؟ چطور دوره قبل تا روز آخر بلبل زبون بودیا، تا من انتخاب نشدم گمب و گور شدی رفتی ددر دودرا! الان باز پیدات شدا! این ۴ سال کدوم قبرستونی بودی؟! تایلند بودی بی اخلاق؟! ماساژ؟!
خا همون جا میموندیا از همونجا نامزد شورای شهر پاتایا میشدیا! ماشالا همه متخصص، همه ماساژور، همه ۵ به‌علاوه ۱! سلمون، تو ر ِ بگم، این دفه اون دفه نیستا! حتی اون یکی دفه هم نیستا! این دفه این دفه هستش! این دفه من نه تنها پِنجاه تا رآی دارم بلکه بیشترم دارم ولی به ‌کس‌کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم! اصن من امسال میخوام چراغ خاموش حرکت کنم! میخوام با دنده ۲ برم جلو اَد یه روز آخر بذارم دنده ۵! بسّه دیگه این تاکتیک‌های مخسَره شماها! به گاو سور میزنین! همش هی انتظار دارین از آدم ولی هیچ غِلطی نمیکنین جز زرت و پرت! یکیش همین مژتبی! آااای مژتبی، با تواَم! ایشالا خناق بگیری خبر مرگ تو ر ِ بیارن! تو دوره قبل نگفتی ۶ هزارتا رآی میاری؟ خا کو پس؟ توو زنبیل گذاشته بودی ریخت؟! منه چی فرض کردی؟! فک کردی کی‌ای تو؟! من این همه هزینه کردم برای شما حیف نونا برای «نوید محمدزاده» هزینه میکردم تا الان مجلس که خوبه رفته بودم «اسگار»! ها چیشیه میخندیا؟! اسگار نمیدونی چیشیه خرفت؟! حق داری، حق داری! تو تهش تا چمازکتی رفتی و برگشتی، چه میدونی اسگار چیه! آقای محترم که شبیه شلمونی! اسگار جاییه که اغصر، این اغصر نه، اغصر فرهادی، اونجا کنسرت موسیقی پاپ اجرا میکنه و کلی هم وعضش خوب شده!
 حالا هرچی، ولش کنین! الان مسلِه مهم، مسلِه انتخاباته چون انتخابات مسلِه خیلی مهمیه وگرنه خود ِ انتخابات خیلی برای بنده به شخصه مهم نیست! اینو هیچوقت یادتون نره و اینو هم هیچوقت یادتون نره که هرگز یه ایرانی رو تهدید نکن، اگه هم خواستی تهدید کنی مثل بچه آدم تهدید کن، چرت و پرت نگو! با تواَم هستم فرشاد! گاوی؟ اون انگشت مزخرفت ر ِ تا حلق نکن توی دماغت نِفهم!
اَی خِدا! من چه گناهی کردما؟ من چیکار کردما؟ من زنگ خونه کی ر ِ زدما در رفتما؟ من کی از بالا پشت بوم، تف کردم رو سر مردی آ؟! چرا آخر عمری منه با اینا محشور کردیا؟! من گناه ندارم؟ من‌ پِنجا شصت تا رآی نداشتم؟! الان من با اینا برم به جنگ اونا که دهن مهن ما ر ِ سرویس میکننا! خا انصرافم نمیتونم بدما! مردم چی میگننا؟ جواب زنم ر ِ چیشی بدما؟ همسایه ر ِ چیشی بگما؟ اصن ایشالا عمر منه ۱۲۰ سال کنیا ولی من بالاخره که یکبار باید برم مجلسا! نباید برم؟! خا مجلس حق منه، سهم منه! چرا این حرف ساده منه نمیفهمین؟! چرا منه درک نمیکنین؟! چرا منه به قهقرا میبرین؟! هااای، ممرضا! گاوی؟! خا گلوم خشک شده بگو ۴تا چایی بیارنا! جوون مرگ بشی تو اسگار! 

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی