آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 21 آذر 1398 11:48
نامه وارده یک معلم به «خبرشمال» در خصوص فیلم کوتاه تبلیغاتی یکی از نامزدهای مرکز استان؛

استجازه یعنی چه؟

 
 
 
 

امضا محفوظ/


سلام به مدیرمسئول و عوامل اجرایی روزنامه «خبرشمال»
نویسنده نامه معلم زبان و ادبیات فارسی از مازندران هستم و بیش از 25 سال به فرزندان سرزمینم یاد داده‌ام که «فارسی شکر است»، که «فارسی را پاس بداریم» چون زبان، ارزشمندترین ثروت هر ملتی است به این اعتبار که ابزاری برای انتقال
 فرهنگ است.
اگر زبان فارسی در برخی ادوار گذشته، تا شبه قاره هند رفت و اگر خواجه حافظ شیرازی سرود:
( شکر‌شکن شوند همه طوطیان هند //  زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود )
همه به دلیل فرهنگی بود که زبان فارسی، حامل آن فرهنگ غنی محسوب می‌شد. هیچ زبانی بدون توجه به فرهنگ غنی و ثروت فرهنگی که در فراسوی خود دارد، زنده نمی‌ماند. یکی از نکاتی که همواره به همه آموخته‌ام و بررعایت آن اصرار ورزیده‌ام همین امر بود که همه ما فارسی‌زبانان، از مدیر و معلم و استاندار و کارمند باید بر کاربرد درست زبان، اصرار ورزیم چون زبان، در دست ما یک امانت فرهنگی است و لازم است این امانت را همانند محیط‌زیست، پاک و پیراسته از آلودگی‌ها به آیندگان تحویل بدهیم.
بدیهی است در این بخش، تفاوتی بین نماینده و مدیر و معلم ریاضی یا معلم زبان و دابیات فارسی وجود ندارد و همه به یک اندازه در برابر پاس‌داشت و نگهبانی از زبان مادری خود مسئول هستیم به‌ویژه اگر این زبان، فارسی باشد که در تمام دنیا به ادبیات خود و بزرگان ادب شناخته شده است.
آنچه که موجب شد این نامه را برای شما بنویسم فیلم کوتاه تبلیغاتی یکی از کاندیداهای مرکز مازندران بود که با عنوان «استجازه» در شبکه‌های مجازی دست به‌دست می‌چرخد. من با یکی از اعضای تحریریه «خبرشمال» تماس گرفتم و پیش از تحویل این نامه، پرسیدم «استجازه یعنی چه؟» پاسخ دادند: یعنی طلب اجازه کردن یا
 اجازه خواستن.
سوال و اعتراض من این است وقتی عباراتی چون «رخصت طلبیدن» و یا «اجازه خواستن» در زبان رواج دارد و برای همه قابل فهم است چه نیازی به واژه دشوار و نامأنوس «استجازه» است؟
نکته دوم این‌که مشاوران فرهنگی این فردی که قصد کاندیداتوری دارد و مدعی کرسی نمایندگی پارلمان است چه کسانی هستند که در برابر این «خیانت آشکار به زبان معیار توسط وی» سکوت کردند؟ مهم‌تر از همه فردی که حق و حقوق زبان مادری خود را رعایت نمی‌کند و پا بر قواعد صریح زبان معیار خود می‌گذارد، چه تضمینی وجود دارد که فردا روزی که انتخاب شد، پا بر گُرده موکلان خود نگذارد؟
حقیقت تلخی  است که برخی سیاسیون ما کتاب نمی‌خوانند اما طَبَق طَبَق ادعا دارند و این کاندیدای محترم نیز اگر کتاب‌خوان بود، زبان معیار را می‌شناخت و این نکته ساده را می‌دانست که باید به زبانی سخن بگوید و واژگانی را به‌کار بگیرد که بخش اعظم اهل زبان، آن را دریابند و مثلاً از بغل دستی خود نپرسند: «استجازه یعنی چه؟». نکته مهم دیگر این است که کار اصلی یک نماینده مجلس، نوشتن قانون است، فردی که در این حد به واژگان زبان معیار خود آشنایی ندارد و تا این اندازه کم‌سواد است و احتمالاً تلاش دارد سواد پایین خود را  زیر پوششی از واژگان نامأنوس و ثقیل، پنهان کند  چکونه می‌تواند در فرایند قانون‌نویسی
موفق باشد؟                                                                                              
جای حیرت بیشتر آنجاست که کاندیدا محترم خود را نماینده کارگران می‌داند اما به ادبیاتی سخن می‌گوید که هیچ مناسبتی با ادبیات عامه جامعه و یا کارگران ندارد و افکار عمومی اینگونه نتیجه می‌گیرد که پوشیدن لباس کارگران و خود را نماینده کارگران نشان دادن، نوعی نمایش است و اساساً اگر فردی نماینده واقعی کارگران باشد، این موضوع باید توسط خود کارگران اعلام شود نه این‌که در ایام انتخابات، خود را نماینده کارگران بدانیم و در روزگارانی‌که مدیرکل در همین حوزه هستیم، هیچ کارویژه‌ای برای این طیف زحمتکش انجام ندهیم.
سخن پایانی این‌که به باور من فردی که در سخن گفتن نمی‌تواند خود را همگام و همراه با اکثریت مردم  نشان دهد و به زبانی که همه بفهمند، سخن بگوید،  فردای پس از انتخاب شدن و فتح کرسی پارلمان که روز عمل است، هرگز نخواهد توانست هم‌پای مردم باشد،  مردم نیز باید با دقت در همین جزییات، امروز به فردی رأی دهند که مصداق حقیقی گزینه اصلح باشد نه کسی که  با استفاده از «لطایف الحیل»  و به زور تلاش دارد خود را گزینه اصلح نشان دهد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی