آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 16 آبان 1398 10:59
ارزیابی «خبرشمال» از نامزد های شاخص انتخابات مجلس در ساری و میاندورود؛

برگ های برنده و نگاه های عقب مانده

 
 
 
 


سرویس سیاسی/


اشاره: اسفند امسال، به دلیل انتخابات مجلس یازدهم، دیگر تنها یک ماه آخر سال و فقط معطوف به آماده‌سازی شب عید نیست. اسفند 1398، یک فرصت دیگر است برای اینکه مردم با انتخابی درست و به دور از احساسات و...، شرایط خود و جامعه را بهبود ببخشند.
ساری و میاندورود، متاثر از شرایط کلی کشور اما تحت‌تاثیر شرایط این دیار نیز کم‌کم آماده می‌شوند که پذیرای افرادی باشند که قرار است خودشان را و ما را محک بزنند. اینجا به طور خلاصه به احتمالات و افرادی که شانس بیشتری نسبت به دیگر رقبا دارند می‌پردازیم؛ با توجه به اینکه تا موعد رسمی ثبت‌نام نامزدها، سیب، می‌تواند هزاران بار بچرخد و بچرخد!

*عالیه زمانی
 کیاسری

دوره قبلی را اگر موعد امتحان این بانوی حوزه بهداشت و درمان بدانیم، امسال سال متفاوت و البته خطرناکی برای او خواهد بود. خانم زمانی که پسوندش او را به جریان نزدیک به شجاعی نزدیک می‌کند در دوره قبل نتوانست حمایت آن طیف را به شکل کاملی کسب کند و موفق نشدنش قابل انتظار بود.
امسال اما همچنان قصد دارد از خلأ وجود یک نماینده زن از ساری در مجلس بهره ببرد اما بی‌توجهی به یک نکته بسیار مهم دراین‌باره، احتمال موفقیتش را کم کرده است؛ در مازندران و ساری، تا به شکل عملی و دور از شعار به حضور پررنگ بانوان در سطوح بالای مدیریتی پرداخته نشود و در این راه جریان‌سازی موثر صورت نگیرد، بعید است که اتفاق جدیدی رخ بدهد. بانوان ما علی‌رغم داشتن توانایی‌های فراوان، هم خودشان و هم دیگران هنوز درگیر مناسبات سنتی و نگاه حداقلی هستند و شکستن این طلسم، دست‌کم در این دوره، رویایی دور به نظر می‌رسد.

*علی‌اصغر  یوسف‌نژاد

عضو هیأت رییسه مجلس و کسی که در دوره قبل، با رأی بیش از یکصد هزار نفری، نفر اول منتخب مرکز استان مازندران شد را نباید دست‌کم گرفت. هر چند این دو موردی که یوسف‌نژاد و طرفدارانش همچنان به آن می‌بالند، در ادامه ورودش به مجلس و کم‌کارکردی او نتوانست برایش تبدیل به نقطه قوت و برنگ برنده‌ای برای موفقیت در انتخابات پیش رو شود.
یوسف‌نژاد، علی‌رغم حضور در سطح بالای مجلس، نه توانست نقش یک نماینده فرا منطقه‌ای را ایفا کند و نه موفق شد از این حضور بلندمرتبه به نفع حوزه انتخابیه‌اش، امتیاز مناسبی بگیرد. نقش منفعل او در تصویب انتقال آب دریای خزر به سمنان و عدم توجهش به رونق اشتغال در مازندران و تا حدی مدیونی‌اش به طیفی از شهر ساری که کمکش به یوسف‌نژاد در کسب رأی یکصدوچند هزار نفری‌اش غیرقابل چشمپوشی‌ست، او را در وضعیتی کجدار و مریز قرار داده است. ضمن اینکه به نظر می‌رسد اگر شرایط به همین منوال پیش برود، اصلاح‌طلبان مازندران هم کمتر تمایلی به حمایت از یوسف‌نژاد خواهند داشت.

*شجاعی کیاسری
و دیگران


با احترام به دیگر نامزدهای احتمالی که اغلبشان جویای نام و دارای یک جور کم‌تجربگی واضح در چنین سطح کلانی هستند، حضور آنها تنها می‌تواند برای گرم‌تر شدن انتخابات تلقی بشود و اینکه شانسشان را امتحان کنند تا شاید در جایی دیگر برای آنها دستاوردی به همراه داشته باشد!
ضمن اینکه شواهد و قراین نشان می‌دهد که سید رمضان شجاعی کیاسری که صلاحیتش در دوره قبل برای حضور در انتخابات تایید نشد، امسال هم به دلایلی در انتخابات شرکت نخواهد کرد و از نامزد یا نامزدهای دیگری حمایت خواهد کرد!

*محمد دامادی


از معدود نماینــــدگان مازندران در مجلس است که به تناسب تخصص و تحصیلاتش در کمیسیون مجلس تاثیرگذار بوده است.
دامادی که همچنان جوان است، توانسته یک طیف همیشگی و تعداد مشخصی رأی را در این دو دوره‌ای که در مجلس بوده، حفظ کند و هنوز در بین عموم مردم، مورد توجه است. توانایی دامادی در ایراد نطق‌های موثر و به‌هنگام و آتشین و قایم نشدنش پشت دیگر نمایندگان، از او یک شخصیت و نماینده جسور ساخته که حتی اگر بخش‌های ظاهری‌اش بیشتر از باطنی باشد، باز هم اثرگذاری بیشتری برای مردم حوزه انتخابیه‌اش داشته. نقش پررنگ او در بهبود وضعیت راه و جاده‌ها و فرودگاه ساری، تسریع سرعت روند رو به جلوی وضعیت بهداشت و درمان مرکز مازندران و مهم‌تر از همه، تلاش و پیگری مداومش در جهت عدم انتقال آب دریای خزر به سمنان، کاریزماتیک بودن محمد دامادی را بیش از پیش عیان کرده و این، یکی از موثرترین برگ‌برنده‌های یک نامزد انتخابات مجلس است.

*بابایی کارنامی


مدیرکل سابق کار، تعاون و رفاه اجتماعی مازندران که هنوز خودش را از طیف و بدنه جامعه کارگر می‌خواند، در دوره قبلی انتخابات مجلس رأی نسبتا قابل توجهی را به دست آورد که البته برای ورودش به مجلس کافی نبود. او خودش دلیل عدم موفقیتش را این می‌داند که نتوانست رأی جامعه نخبه شهری را به دست آورد که ثابت می‌کند، تیم ستادی‌اش در ایجاد یک گفتمان جذاب و موثر و پایدار موفق نبوده است؛ اتفاقی که فعالیت‌های اخیر بابایی کارنامی و گروه همراهش را همچنان دور از گفتمان‌سازی موثر نشان می‌دهد. با این حال، نمی‌توان از شانس مجدد او برای دستیابی به یک رأی حدود 40 تا 50 هزار نفری، غفلت کرد.

*منصور علی زارعی


فرماندار سابق ساری که نقش پررنگی در استقلال میاندورود داشته، همان قدر که در حضور در انتخابات مجلس ثابت‌قدم است، دچار یک دوگانگی رویکردی‌ست که به جا مانده از تمایلش به نگاه احمدی‌نژادی‌ست!
 زارعی، این سال‌ها مدام در قالب یک منتقد سرسخت عمل کرده که از مهدی عبوری تا استاندار وقت مازندران و طیف شجاعی کیاسری و دامادی و یوسف‌نژاد و... را از دم تیغ انتقاد یک‌جانبه گذرانده است. او همان‌قدر که در مسأله حضور در انتخابات با کسی شوخی ندارد، در نقدهای تند هم بی‌تعارف است اما درباره او همیشه دو مسأله لاینحل وجود دارد؛ اول اینکه زارعی و طرفدارانش هیچ‌وقت به نقدهای دیگران جواب مستدلی نداشته‌اند و کلی‌گویی و گاهی درشت‌گویی کرده‌اند (نمونه‌اش همین مسأله زباله ساری و اطراف است که در زمان فرمانداری او هم لاینحل و مشکل‌ساز بود) و دوم، عقب ماندن زارعی از تحولات مدرن جامعه است که اگر کمی بخواهیم مغرضانه تعبیرش کنیم، می‌توان به آن دگماتیسم فرهنگی اطلاق کرد!
به نظر می‌رسد منصورعلی زارعی تا راه‌حلی برای این دو مورد پیدا نکند (به‌خصوص تطبیقش با شرایط روز و شناخت بیشتر و بهتر از مسأله فرهنگ و هنر) باز هم در گام‌های پایانی کم خواهد آورد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی