آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 25 مهر 1398 11:49
طنز «خبرشمال» درباره جوک‌های جدید بتّرکون این روزهای مازندران؛

دریای خزر را آسفالت می‌کنم!

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: یادتونه که یه روز یه بابایی می‌خواست بره تونس ولی هر کاری کرد، نتونس؟! ها، ها، ها! مردم از خنده! این جوک، تا چند روز پیش با فاصله، بهترین جوک تمام قرن‌ها بود اما به تازگی جایگاهش رو در صدر جدول از دست داد و عن‌قریبه که همراه با «استقلال» به لیگ آزادگان سقوط کنه!

اگه گفتین وقتی «روح‌الله زم»؛ این خائن اُسگل، بره پیش پدر بزرگوارش برای معذرت‌خواهی و حلالیت‎طلبی، خبرگزاری‌ها می‌تونن چه تیتری بزنن؟؛ «رونمایی از برند جدید نوشابه زم‌زم»! ها، ها، ها! مردین از خنده، می‌دونم، ولی مگه من با شماها شوخی دارم؟!
 الآن بعضی از نمایندگان مجلس ما در مازندران موقع اعتراض به تصویب انتقال آب دریای خزر به سمنان توی عکس‌ها خندیدن و می‌خندن. خب این دلیل میشه که شما فکر کنی اونها این مسأله به کف پاهاشون هم نیست؟ نخیییر! اشتباه می‌کنید دیگه! اونها به دلیل شدت ناراحتی و انزجار و عصبانیته که می‌خندن! مگه نشنیدین که گاهی وقت‌ها آدم در شرایط ناراحتی و عصبانیت می‌خنده؟ نشنیدین ناموسا؟! مثلا یکیش خود من. بنده در شرایطی که توی مراسم تشییع جنازه یک عزیزی (عاقاااا! منظورم از «عزیزی» شخص خاصی نیست! هر عزیزی منظورمه!) شرکت می‌کنم، نمی‌دونم چه مرگمه درست وقتی که همه گریه و زاری می‌کنن و خودشون رو به دیوار و درخت می‌کوبن (خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه! ایشالّا توی شادی‌هاتون جبران کنم!)، یاد خنده‌دارترین حرف‌ها و مضحک‌ترین موقعیت‌ها می‌افتم و خنده‌م می‌گیره! خب آیا این مسأله بدین معنی‌ست که بنده، از فراق یک عزیزی (تاکید می‌کنم مجددا که منظورم از «عزیزی»، هر عزیزی می‌تواند باشد!) ناراحت و پریشان احوال نیستم؟ نخیییر! قطعا این‌طور نیست ولی آن‌طور هم شاید نباشد!
اینه که خواستم عرض کنم که شما ذره‌ای شک نکنید که نمایندگان ما در داخل مجلس و نمایندگانی که بیرون مجلس هستند (!) همگی از اینکه انتقال آب دریای خزر نامه زده شده به وزیر نیرو (!) ناراحت و عصبانی و پریشان احوال هستند و احتمالا در صددند که کاری کنند! حالا اینکه کاری انجام نمیشه دلیلی بر بی‌خیالی این دوستان نیست و به این خاطره که کلا مدتیه در کشور ما مشکل و معضل بیکاری وجود داره!
یک مسأله دیگه‌ای هم که به ذهنم خطور کرد درباره انتخابات مجلس آینده اینه که به بعضی از این نامزدهای انتخابات در مازندران پیشنهاد بدم که الآن چون ماجرای دریای خزر خیلی روی بورسه و رأی‌خورش ملسه، وعده انتخاباتی‌شون و مانور تبلیغاتی‌شون رو به طرف خزر ببرن (به آدرس جاده فرح‌آباد، بین پیچ اول و دوم، دوربرگردن قبل پمپ‌بنزین، دور که زدین کوچه سوم، تالار پذیرایی مالاریا، فقط اینکه از پذیرفتن افراد زیر 14 سال معذوریم و درضمن، پذیرایی تنها به صرف شربت و شیرینی است، شام نیست اُزگل! ها، ها، ها...!) و مثلا وعده بدن که اگه منو انتخاب کنید، قول میدم کل دریای خزر رو آسفالت کنم که هم مشکل زیرساخت‌های مازندران حل بشه و هم دیگه دریای خزری نمونه که به خاطرش بین مازندران و سمنان و تهران دلخوری پیش بیاد! فقط اینو هم متذکر بشم که اگه یکی از این نامزدهای انتخاباتی مجلس در مازندران خواست این پیشنهاد رو از من بخره، درسته که بنده به خودم اجازه نمیدم که بابتش 600 میلیون تومن طلب کنم ولی ناموسا دیگه 350 میلیون که می‌ارزه که! فدا مدا!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی