آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 16 مهر 1398 12:19
تحلیل «خبرشمال» درباره نحوه سنجش و رتبه‌بندی مطبوعات؛

«چورنالیسم» به جـای ژورنالیسم!

 
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد/


اشاره: ژورنالیست مردم را از وضعیت جامعه آگاه می‌کند. این ساده‌ترین و درست‌ترین ولی نه فراگیرترین تعریف ژورنالیسم است. سردبیر «تایمز» می‌گوید که کار مطبوعات «افشاگری» است و روزنامه خبر جهان «نیوز اف د ورلد» شعاری قدیمی دارد که به خواننده وعده می‌دهد هر آن‌چه را به زندگی بشر مربوط می‌شود در این روزنامه می‌یابند. آیا ژورنالیسم تنها مجموعه‌ای از پاسخ‌ها به پرسش‌هایی چون {چه‌کسی؟ چگونه؟ چه‌چیزی؟ چرا؟ کجا؟ و چه‌زمانی؟} را شامل می‌شود؟

اردیبهشت امسال اداره كل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طرح «رتبه‌بندی نشریات شامل روزنامه‌های سراسری و منطقه‌ای، استانی و محلی» را دوباره به اجرا درآورد و با اعلام اینكه اجرای طرح رتبه‌بندی روزنامه‌ها در دستور كار این اداره ‌كل قرار گرفته، از مدیران مسوول روزنامه‌ها و صاحب‌نظران درخواست كرد نقطه‌نظرات كارشناسی خود را در خصوص شیوه‌نامه رتبه‌بندی روزنامه‌ها كه در وب‌گاه معاونت مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی این وزارتخانه منتشر شده، اعلام كنند تا این نظرات پس از جمع‌بندی‌ نهایی برای اطلاع عموم رسانه‌ها
 منتشر شوند.
طرح‌ رتبه‌بندی روزنامه‌ها با رویكرد ارتقابخشی به كیفیت‌ محتوایی و شكلی روزنامه‌های كشور به طور كامل توسط انجمن صنفی روزنامه‌های غیردولتی اجرا و نتایج آن برای انتشار در اختیار اداره كل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی قرار گرفت.
به این بهانه «خبرشمال» بار دیگر ارزش‌های کاری خود را به تماشا و نقد نشسته و تعاریف اولیه یک رسانه ارزشمند را به خود و همکاران
 یادآوری می‌کند.
*روزنامه به مثابه
 یک قلمرو همگانی
این‌ مهم که «چه کسی چه مطلبی را به چه کسی از طریق چه کانالی می‌گوید و این گفته چه تأثیری دارد؟» الگویی به نام مدل ارتباطات «انتقال» است که ارزش یک رسانه را تا حدودی معین می‌سازد، اما این تنها نگاهی یک‌طرفه از فرستنده سوی گیرنده است. آیا مخاطب یا همان گیرنده چنین منفعل است یا که در دنیای پیچیده ارتباطات امروزه مخاطب فعال می‌تواند از طریق تجربه و ادراک شخصی خود، برداشتی کاملا متفاوت و معانی گوناگون از دیگران و حتی نویسنده مطلب ارایه دهد.
 هر یک از ما در گردونه تفکر این نشریه، شهر و حال و هوایش را به رنگی متفاوت از دیگری به تماشا نشسته‌ایم و برای تصویر کردن این رنگ برای خواننده‌مان زبانی مخصوص خود داریم. چه انتظاری‌ست که مخاطب و دیدبانی هزارتویش، درست همان دریافتی را داشته باشند که مقصود هر یک از ما به عنوان نویسنده آن کلمات بوده است؟ خلاصه‌اش این که ما بر «قلمرو همگانی» چه تأثیراتی می‌گذاریم و از این قلمرو چه تأثیری می‌پذیریم؟
منظور از «قلمرو همگانی» فضایی‌ست که شهروندان آگاه بتوانند با هم در مورد مسایل مختلف گفت‌وگو و از همه‌چیز انتقاد کنند، بنابراین مطبوعات و در کلیت، رسانه‌، در این فضا مشغول زیست و فعالیت می‌شود و همچنین مطبوعات، خود به مثابه یک فضای همگانی به مردم قلمرویی برای اظهار نظر، اظهار وجود و نقد خودشان، رسانه و حتی حکومت ایجاد می کنند.

*جایگاه ما
 در مسیر آزادی مطبوعات
مطبوعات همواره در تلاش‌اند تا به شعار «مطبوعات آزاد» دست یابند، که در فضایی لیبرال هرکسی بتواند بدون کسب اجازه از سران قدرت حرفش را در یک نشریه بزند و کسی هم برای عوض کردن حرف و نظرش به او فشار اضافه نیاورد. آیا هدف انتشار روزنامه درآوردن پول است یا دایر شده‌اند که مردم در جریان رویدادها قرار بگیرند و در واقع دیده‌بانی برای مردم باشند، بر عملکرد دولت و رفتارهای دولتمردان نظارت کنند و از شهروندان وطن‌شان در برابر کسی که بخواهد از قدرتش سو استفاده کند، با اطلاع‌رسانی و بیدار کردن هموطنان دیگر حمایت کنند؟ مطبوعات آزاد واقعی یعنی روزنامه‌ها هم به مثابه یک «قلمرو همگانی» مطالبی را منتشر کنند که موثق و قابل اعتماد برای مردم باشند و نه تنها یک دیدگاه بلکه از انواع دیدگاه‌های آگاهانه حرف‌هایی درخور احوال همشهریان منتشر کنند.
این که این امر چقدر در چهارچوب بازار آزاد و همزمان با درآوردن پول مناسب و امنیت زیست در سایه حکومتی که نقدش می‌کنیم ممکن شود، هنر یک ژورنالیست و تفاوت سخن او مثلا با یک راننده تاکسی است که همه‌چیزی را به باد انتقاد گرفته و تاکسی شهری‌اش را یک «قلمرو همگانی» می‌داند.
ژورنالیسم در فضایی بکر و خالی از گوناگونی معضلات پدید نمی‌آید. مطبوعات با انواع و اقسام محدودیت‌ها، اعمال نفوذها و تهدیدهای بالقوه برای توسل به زور، انواع محدودیت‌های قانونی و رسمی روبه‌رو می‌شوند و در عین حال محدودیت‌های دیگر چون زمان، منابع، موثق بودن مطالب، مخاطب و دیدگاهش، سبک و سیاق سخن و همچنین سفارش‌دهندگان آگهی‌های بازرگانی در جدال هستند. تصمیم چگونه کنار آمدن با چنین محدودیت‌هایی، تسلیم شدن یا تحمل فشار یا فدا شدن برای تحقق هدفی که دارند، همواره در زندگی یک ژورنالیست یک مسأله خواهد بود و این یک دغدغه هنرمندانه‌ست که در وضعیت ژورنالیست به اوج
خود می‌رسد.

*نقش مخاطب
 در ارزشمندی رسانه
جدا از همه ماجراهای فعالیت ژورنالیست، مخاطب و خواننده روزنامه، تعیین‌کننده بخش بزرگی از خروجی ژورنالیسم است. برخی ژورنالیست‌ها جرأت می‌کنند که خوانندگان‌شان را افرادی کودن و ابله به شمار آورند و به بهانه عدم توجه و فهم مخاطب در شغل‌شان کوتاهی یا ساده‌انگاری می‌کنند. خبرها و گزارش‌های جدی و ارزشمند را کنار می‌گذارند چرا که برای «مخاطب عام» غیرجذاب است، در حالی که ژورنالیسم چنان به مخاطب و بلوغ فکری ایشان وابسته است که چنین برخوردی عملا انکار ارزش خود فعالیت ژورنالیست است. رسالت رسانه‌ای همچون روزنامه که چنین نزدیک به زندگی روزمره مردم است، به جای ناامید شدن از مردم و پیدا کردن راه حل برای جلب توجه بازار سرمایه، یافتن راهی برای شناخت هرچه بیشتر مخاطب و برنامه‌ریزی درست برای رشد فکری و روانی ایشان است. اگر روزنامه همچون رسانه‌های دیگر به سراغ گزارش مسایل مورد علاقه عام مردم یا گروه خاصی از نظام سرمایه برود و هیچ روند فرهنگی، هنری، اجتماعی، روانی، فلسفی و هزاران موضوع انسانی دیگر را طی نکند، عاقبت جامعه را به دست باد سپرده و نه تنها نقش خنثی در روند بر باد رفتن ارزش‌های انسانی در جامعه دارد بلکه نقش مخرب
خواهد داشت.

*این‌ها همه درست، اگر به دست مردم رسد!
 از دیگر عناصر مهم ارزشمندی یک رسانه مطبوعاتی چون روزنامه، نحوه انتشار و برنامه‌ریزی درست برای انتقال روزنامه به مخاطب است. روزنامه مانند دیگر رسانه‌ها نمی‌تواند با یک چینش ثابت در انتظار توجه مخاطب در گوشه‌ای از یک کانال یا یک نرم‌افزار جا خوش کند، بلکه نیاز به مطالعه دقیق از نحوه توزیع و تیراژ مناسب برای توزیع در مناطق مختلف از لحاظ جغرافیاست.
روزنامه‌ای که به دست بخش بزرگی از شهروندان نرسد، یا علاقه‌مندان استفاده از این رسانه به عنوان «قلمرو همگانی» در زندگی اجتماعی‌شان به آن دسترسی آسان ندارند، در دکه‌های نزدیک نمی‌بینندش یا برای خریدش باید مسافتی بیهوده طی کنند، در واقع در عین خدمت به مخاطب او را مورد ظلم قرار داده است. روزنامه به مثابه محصول ژورنالیسم، نه کالایی‌ست که مشتری اگر خواستارش باشد به دنبال آن به هر سو بدود، بلکه نوعی از خدمات و آموزش و پرورش اجتماعی‌ست که تمام مردم شهر «حق» استفاده از آن را دارند.
چنین ملاک‌هایی، ارزشمندی یا بی‌خاصیتی یک رسانه در اوضاع و احوال شهر و زندگی شهروندان را تعیین می‌کند و هزارتوی پیچیده‌ای که مخاطب و ژورنالیست را به هم می‌رساند، از تک تک این موانع گذر می‌کند. هر ژورنالیست و هر مجموعه انتشارات تلاش دارد که به نحوی جایگاه خود را در این شهر آشوب بیابد اما اینکه چقدر رسالت خود را به‌عنوان یک نویسنده و یک خبرنگار می‌شناسیم و چقدر به آنچه که شناختیم پایبندیم، نه بی‌ارتباط با رتبه‌بندی‌های اداری، بلکه در زمزمه‌های کوچه و بازار مردمان شهر و میزان هدایت نگاه شهروندان به مسایل مورد بحث در این نشریه است.
امید است که جایگاه روزنامه‌ها در رتبه‌بندی اداری و رسمی به جایگاه آن‌ها در ذهن و قلب مردم نزدیک و نزدیک‌تر شود و ویژگی‌هایی که به شکل کوتاه برشمردیم، مورد وثوق و توجه جدی مسوولان مرتبط فرهنگی کشور و مازندران قرار بگیرد تا به مرور تفاوت میان آنها که می‌اندیشند و براساس این اندیشیدن، تولید محتوا می‌کنند و نیز به اندازه توان و دانش خود، برای مخاطبانشان احترام قائلند، با غیر اینها مشخص شود.
*چورنالیسم اصطلاحی‌ست ساختگی به معنای سرهم‌بندی کردن مطالب و انتشار بی‌وقفه آنها

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی