آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 20 مرداد 1398 10:04
یادداشت «خبرشمال» به بهانه صحبت‌ اخیر امام جمعه موقت محترم ساری درباره خبرنگار؛

ما را به خیر شما امید نیست

 
 
 
 
هومن حکیمی/

اشاره: رسانه‌های مکتوب و مجازی ما خیلی بیچاره شده‌اند. هر کسی از راه می‌رسد یک نظری درباره‌شان می‌دهد. یکی از روی ناچاری، یکی از سر دلسوزی، یکی برای اینکه نشان بدهد چقدر می‌فهمد و دیگران نمی‌فهمند... و خیلی‌ها به این دلیل که فکر می‌کنند نظر دادن درباره رسانه، نیازی به تخصص خاصی ندارد و کار رسانه‌ای کردن مثل «پوست کندن نارنگی و پرتقال» است!
یک بار نوشته بودم که مهم‌ترین معضل موجود در فضای رسانه کشور و به‌خصوص مازندران، وجود و حضور نگاهی‌ست که جماعت رسانه و خبر و... را یک مشت آدم سطحی و ضعیف و به لحاظ مالی در مضیقه می‌بیند. اینها که گفتم البته که تا حد زیادی درست است اما اینکه بخش زیادی از اهالی رسانه، اینگونه که برخی می‌پندارند شده‌اند، محصول آدم‌های اشتباهی‌ست؛ مسوول و مدیر اشتباهی و اهل رسانه اشتباهی. 
در مراسم نماز جمعه اخیر ساری، «حجت الاسلام محمد قاسمی»؛ امام جمعه موقت شهرمان، یک روز بعد از روز خبرنگار، صحبت‌هایی را به این مناسبت بیان کردند که اگرچه نگارنده کوچک‌ترین شکی نسبت به هدف این صحبت‌ها که حمایت از اهالی رسانه بوده، ندارد اما کوچک‌ترین شکی هم ندارد که با شنیدنشان باید احساس تاسف کرد. (در بهترین حالت)
آقای قاسمی بعد از اینکه فرمودند «خبرنگاران در سخت‌ترین شرایط میدان‌داری کرده و مطالبات مردم را به گوش مسوولان می‌رسانند»، اجازه ندادند که کلامشان در جان و روح شنونده منعقد شود و بلافاصله با بیان اینکه «برخی مسوولان نسبت به این قشر (خبرنگاران) بغض و کینه دارند، از مدیران خواستار شد تا نسبت به این قشر کم درآمد توجه بیشتری داشته باشند و برای معیشت‌شان چاره‌ای بیندیشند چرا که آنان زبان گویای مردم هستند»!
توجه کردید؟ ما رسانه‌ای‌ها خیلی آدم‌های خوبی هستیم و در سخت‌ترین شرایط میدان‌داری می‌کنیم... و البته کم‌درآمدیم و باید دل دیگران برایمان بسوزد و برای 
معیشت‌مان چاره‌ای اندیشیده شود!
من و آن دسته از همکارانم که ادب را بلدیم و آگاهی را دوست داریم و عاشق شغلمان هستیم، اما برای این نگاه و این صحبت‌ها و این تحقیر شدن‌ها و دوستی‌های خاله خرسه پاسخ داریم.
ما البته هرگز کسی را تحقیر نمی‌کنیم و از اینکه دلمان برای کسی بسوزد متنفریم و اگرچه نقد می‌کنیم و می‌نویسیم، هدفمان رسیدن به مقام و منصب بالاتر یا استفاده از رانت و ترساندن مسوول و مدیر نیست. 
ما تشکل و صنف داریم که باید در این مواقع که تحقیر می‌شویم و دیگران دلشان برای‌مان می‌سوزد، بیاید وسط و جلوی تحقیر و دلسوزی را بگیرد اما چون اغلب اعضایش از همین جنس مدیران و مسوولان هستند، کاری برای ما نمی‌کنند و این‌طوری‌ست که من و همکاران آگاهم، مجبوریم خودمان جواب بدهیم.
وقتی هم که پاسخ می‌دهیم، از طرف همین نگاه غالب بدون تخصص تکدی‌گرای مثلا دلسوز که حتی دلسوزی را هم بلد نیست، متهم می‌شویم به تندگویی و سیاه‌نمایی!
مثل آن خانم تقریبا محترمی که یک روزی متاسفانه نماینده مجلس این کشور بود و فیلم‌ها را بدون تماشا کردن، متهم به سیاه‌نمایی می‌کرد (چه اصطلاح کودکانه‌ای) و مجوزشان را باطل.
این روزها البته فرصت خیلی مناسبی‌ست برای بزرگوارانی همچون آقای قاسمی که تازه به این صرافت بیفتند که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران، چه آدم‌های «میدان‌دار» اما کم‌مقدار و مستضعفی هستند و چه جالب که این عزیز روحانی، در طول سال فراموش کرده که باید به ما توجه شود و معیشت‌مان نجات پیدا کند!
آقای قاسمی عزیز البته در کلیت حرف درست گفته؛ تعداد زیادی از ما رسانه‌ای‌ها آدم‌های فقیری هستند اما نه فقط به لحاظ مادی. منظورم آن دسته افرادی هستند که با زور و فشار و رانت و سفارش وارد عرصه رسانه شده‌اند تا اتفاقا حامی و پیش برنده همین نگاه بدون تخصص و شبه‌دلسوزانه و تکدی‌گرا باشند و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران واقعی را منزوی کنند. اینها واقعا فقیرند چون نه بویی از دانش و مطالعه برده‌اند و نه از حرمت چیزی می‌دانند. با یک کارت هدیه ناقابل، شارژ معنوی (!) می‌شوند و با کارت هدیه‌ای بیشتر، حاضرند تا همکار آگاهشان را از هستی ساقط کنند.
نمی‌دانم آیا آقای قاسمی با این‌گونه رسانه‌ای‌ها برخوردی داشته یا نه ولی حتما ایشان به‌عنوان امام جمعه مرکز مازندران که بخشی از کارش رصد اوضاع و احوال مردم است، از وجود و حضور این انگل‌های اجتماع باخبر است. 
پس اینکه آنها چرا همچنان حضور دارند و به کارشان ادامه می‌دهند، سوال بی‌جوابی‌ست که احتمالا مدیران و مسوولان ما باید جوابش را بدانند. 
همان مدیران و مسوولانی که آقای قاسمی از آنها خواسته تا فکری برای فقر معیشتی خبرنگاران بکنند! آن هم بدون توجه به نکته‌ای دیگر؛ فرض می‌کنیم برای فقر معیشتی خبرنگاران، چاره‌ای اندیشیدید، با فقر مفتضحانه ذهن و اندیشه چه خواهید کرد؟

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی