• منتشر شده در پنج شنبه, 20 تیر 1398 09:25
یادداشت «خبرشمال» درباره واکنش «محمد دامادی» در جلسه اخیر کارگروه رفع موانع تولید استانداری مازندران؛

جنگل، قانون و باز هم جنگل

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: زمانی به شدت منتقد «محمد دامادی»؛ نماینده محترم مردم ساری و میاندورود در مجلس شورای اسلامی بودم، همان‌طور که در این سال‌ها به دلیل حرفه‌ام و نیز به دلیل وجه انسانی، منتقد خیلی‌های دیگر و شرایط، بوده‌ام و هستم. امروز که فیلم واکنش این نماینده مجلس در برابر فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها را دیده‌ام، دیگر نه فقط منتقد یک شخص خاص (شخصیت حقوقی‌اش، نه شخصیت حقیقی‌اش) که منتقد کلیت مجلسی هستم که در آن، افرادی می‌توانند تغییرات عجیب و غریبی را در فرآیند انسانی جامعه ایجاد کنند. تغییراتی که اگرچه گاه ناخوشآیند هم هستند اما جذابیت هم دارند؛ می‌دانم که توضیحش به شکل نوشتار دشوار است اما سعی می‌کنم توضیح بدهم!

*اگر پروانه‌ای در گوشه‌ای از جهان پر بزند
«اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیاره زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود. اثر پروانه‌ای به این معناست که تغییر جزیی در شرایط اولیه می‌تواند به نتایج وسیع و پیش‌بینی نشده در ستاده‌های سیستم منجر گردد و این سنگ بنای تئوری آشوب است».
اولین بار با خواندن مصاحبه جذابی که بعد از اکران فیلم «گذشته» با «اصغر فرهادی» در ماهنامه «فیلم‌نگار» انجام و منتشر شد، با «اثر پروانه‌ای» آشنا شدم. آنجا فرهادی در جواب به پرسشی که «چطور شد این فیلم را در فرانسه ساخت» که اشاره داشت به تفاوت‌ها و شباهت‌های فرهنگی فرانسه و ایران، پاسخ جالبی داد که خلاصه‌اش این است؛ هر رفتاری که ما انسان‌ها در هر جای جهان و با هر مقام و شغل و تحصیلات و سرمایه‌ای که داشته باشیم، انجام می‌دهیم، بر وضعیت و سرنوشت مردمان دیگر اثرگذار خواهد بود.

*دلیل بی‌اعتمادی ما 
خود ماییم
«ابوالفضل ابوترابی» نماینده عضو جبهه پایداری اخیرا گفته که برخی نمایندگان در هنگام استیضاح برخی وزیران، آپارتمان می‌گیرند تا استیضاحشان را پس بگیرند. این را کسی گفته که خودش هم نماینده است و البته قطعا به این معنا هم نیست که همه نمایندگان مجلس شامل حال این ادعای خطرناک می‌شوند اما حتما به این معنا هست که این اتفاق صورت گرفته است.
من در جایگاهی نیستم که به شکل تخصصی به مبحث قضایی این ادعا ورود کنم اما در جایگاهی هستم که انتظار داشته باشم صحت و سقم این ادعا هر چه سریع‌تر مشخص شود و در جایگاهی هستم که امروز، نسبت به مجلسی که درونش از این دست اتفاق‌ها رخ می‌دهد یا دست‌کم چنین شائبه‌ای درباره‌اش به دفعات ایجاد می‌شود، بی‎اعتماد باشم.
بی‌اعتمادی هم وقتی ایجاد شود و کسی برای رفع آن تلاشی نکند و برایش اهمیتی قائل نشود، به تدریج تبدیل به سمّی مهلک خواهد شد و بعد، آتشی افروخته می‌شود که در آن، تر و خشک باهم می‌سوزند.

*این جنگل چوب خورده
«محمد دامادی»، «قطعا» نماینده تعداد زیادی از مردم این کشور در مجلس شورای اسلامی است و «حتما» هم دلش می‌خواهد که اوضاع زندگی مردمی که به او رأی دادند، بهتر شود و «مسلما» برای اینکه تغییری در شرایط زندگی مردم به وجود بیاورد، در این سال‌ها تلاش‌هایی هم انجام داده است.
اینکه الآن وضعیت زندگی بسیاری از مردم ساری و میاندورود و شهرهای دیگر مازندران تعریفی ندارد هم «البته» تنها به محمد دامادی ارتباط ندارد چون ساری یک نماینده دیگر و مازندران، چندین نماینده دیگر هم دارند که آنها هم مسوول و مقصرند. 
مازندران هم سال‌هاست که جنگل دارد و سال‌هاست که دارد جنگل‌ها و محیط زیستش را ذره ذره از دست می‌دهد. طبیعت و جنگل و دریای مازندران هم غیر از اینکه یک موهبت الهی هستند، بخشی از اشتغال و اقتصاد مردم این دیار را تامین می‌کنند (می‌کردند؟!)، یعنی این ماجرا، چیزی نیست که یک‌دفعه و یک‌شبه به وجود آمده باشد و جنگل‌ها و مراتع و... مازندران، مدت‌هاست که دارند «چوب می‌خورند» و کسی به شکل جدی به فکرشان نیست اما مسأله من در این یادداشت، چیز دیگری‌ست... .

*«سرهنگ عباس‌نژاد»ها هم بی‌تقصیر نیستند
بعد از دعوای کلامی صورت گرفته در جلسه اخیر کارگروه رفع موانع تولید در استانداری مازندران، متنی در فضای مجازی منتشر شده که عینا آن را می‌آورم:
«دفاع جانانه سرهنگ عباس‌نژاد؛ فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها از جنگل‌های هیرکانی و قلدری نماینده مجلس در برابر او...؛
جناب آقای نماینده مجلس که اکنون ژست حمایت از جنگلبانان و قرقبانان شرکت چوب و کاغذ مازندران را گرفته‌ای، مگر در زمان تصویب بودجه سال 98 شما نماینده مجلس نبودی؟! چرا همان زمان از بودجه 180 میلیارد تومانی مورد نیاز برای پرداخت حقوق و مزایای نیروهای حفاظتی جنگل‌های شمال که از سوی سازمان جنگل‌ها به دولت ارائه شده بود دفاع نکردی؟ چرا برای انواع و اقسام موسسات مذهبی صدها میلیارد تومان بودجه را تصویب کردید اما وقتی به محیط زیست و منابع طبیعی که می‌رسید بودجه کم می‌آورید؟!».
متن، کاملا مدافع فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌هاست و به شکل واضح، بار حقوقی هم دارد چون دارد اتهامی را نسبت به یک نماینده مجلس مطرح می‌کند؛ نماینده‌ای که البته به خاطر مقامی که دارد دارای برخی مصونیات حقوقی هم هست.
درباره ادعای صورت گرفته در متن مورد اشاره، البته شخص نماینده یا تیم حقوقی‌اش در صورت لزوم باید پاسخ بدهند اما ما به‌عنوان مخاطب باید یاد بگیریم و آگاه باشیم که در چنین ماجراهایی که به شکل ماهوی یا ذاتی دارای جذابیت هستند (به‌خصوص برای رسانه‌ها) یک‌طرفه به قاضی نرویم. مثلا من می‌توانم از سرهنگ عباس‌نژاد بپرسم که؛ سلام جناب سرهنگ! آیا حال شما و همکارانتان در سازمان، خوب است؟! آیا در تمام این سال‌ها، حال جنگل‌های ما خوب بوده و نیروهای شما کارشان را همیشه به موقع و به درستی انجام داده‌اند؟
خب خواستم نشان بدهم که در روابط انسانی، همیشه دو طرف ماجرا مقصرند؛ حالا یکی بیشتر و یکی کمتر.

*مجلس، انتخابات، مردم، مردم و مردم
انتخابات قرار نبود و نیست، امکانی برای سوء‌استفاده‌ها و سوء‌برداشت‌ها باشد. انتخابات قرار بود و است که شکلی (ژستی) دموکراتیک به وجوه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما بدهد و تعریف خلاصه‌ای باشد -شاید- از مردم‌سالاری دینی. انتخابات قرار بود و است، متر و معیاری باشد برای سنجش آدم‌ها؛ آدم‌هایی که قرار بود و است از طریق آن، بروند در مجلس یا شورا یا... و برای ما تصمیم بگیرند و برای ما تلاش کنند و برای ما دل بسوزانند و برای ما بخندند و گریه کنند. این‌طوری‌ست که می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و بیشتر افتخار کنیم که اهل ایرانیم و مسلمانیم و به فلانی‌ها رأی داده‌ایم و به رأی دادنمان افتخار کنیم.
 «این‌طوری» ولی با این‌طوری، جور درنمی‌آید چون اثر پروانه‌ایِ دعوا و گرفتن آپارتمان و هر چیز کوفتی دیگر، کارش را می‌کند و تاثیرش را می‌گذارد. من، اثر پروانه‌ای را تجربه کرده‌ام و دیگران هم حتما اما اینکه ما چیزی را که واقعیت و حقیقت دارد، لمس کرده‌ایم ولی فراموشش می‌کنیم یا به روی خودمان نمی‌آوریم، یعنی در مرحله خطر قرار گرفته‌ایم.

*«دامادی»  توهینی نکرد
 اما این هم رسمش نیست
بخش پایانی آن متن را هم در پایان این یادداشتم می‌آورم:
«آقای نماینده محترم!
فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها هر که باشد و هر انتقادی نیز به او داشته باشیم، اما نماینده جنگلبانان مظلوم ایران است؛ لطفا به متولی حفاظت از انفال، توهین نکنید.»
اینکه نماینده مجلس می‌تواند در جلسه‌ای صدایش را بالا ببرد، نمی‌دانم درست است یا نه ولی قطعا غیرقانونی نیست. ما همه در هر جایگاهی که باشیم، حق داریم گاهی عصبانی بشویم و فریاد بزنیم و همه‌مان هم بارها این کار را کرده‌ایم، پس تو را به خدا مثل این بچه‌های بی‌منطق رفتار نکنیم و با «بولد» کردن اغراق‌آمیز رفتار دامادی و زور زدن برای اینکه عصبانیتش را به توهین ارتباط بدهیم، دایه مهربان‌تر از مادر نشویم. محمد دامادی می‌توانست و باید بهتر رفتار می‌کرد اما شما اگر توهین خاصی در این فیلم منتشر شده دیده‌اید، حتما یکی از حواس پنج‌گانه‌تان مشکل دارد! 
و ای کاش وقتی به این حدود دویست و هفتاد نماینده فعلی مجلس رأی می‌دادیم، بیشتر حواس‌مان را جمع می‌کردیم و البته یادمان نرود در همین مجلس شورای اسلامی، به شکل‌های متنوع و متعددی، تا به حال به ما توهین شده است و از هیچ‌کدام‌مان صدایی هم برنخاسته است!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی