• منتشر شده در چهارشنبه, 19 تیر 1398 11:11
«خبرشمال» پیش‌شرط‌های تداوم طرح تنفس جنگل را بررسی می‌کند؛

6 نکته باریک‌تر ز مو اینجاست!

 
 
 
 

 مائده مطهری زاده/


اکنون که جنگل‌های هیرکانی به ثبت جهانی رسیده است، یک پرونده هنوز بر روی میز سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور باز است که باید هرچه زودتر تکلیف آن روشن شده و برای همیشه به دغدغه‌های مربوط به آن پایان داده شود و آن هم  پرونده طرح تنفس جنگل‌های شمال یا همان مدیریت پایدار جنگل است! موضوعی که مدتهاست که ذهن مسئولان کشور و سه استان شمالی را درگیر کرده و از آن هم مهم‌تر ذهن کارکنان و کارگران شرکت‌های عمده بهره‌بردار چوب که هنوز به درستی نمی‌دانند آیا مجاز هستند از درختان شکسته افتاده و ریشه‌کن شده جنگل‌های شمال استفاده کنند یا نه و در صورت عدم مجاز بودن برای برداشت درختان قطع‌ شده و شکسته افتاده و ریشه‌کن شده، آیا دولت با شُل کردن سر کیسه، جهت واردات چوب خواهد توانست چرخ این کارخانجات را مثل سال‌های قبل به گردش درآورد که با این اقدام نه سیخ بسوزد نه کباب؟! یا نه.

طرح تنفس برای همیشه ماندگار خواهد شد
بنا به تعبیر رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، که در جلسه کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید مازندران با محوریت (رفع موانع فراروی تولید صنایع چوب و کاغذ استان) سخنرانی می‌کرد:« ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی اتفاقی بی‌نظیر برای ملت ایران است که با این اقدام طرح تنفس و ممنوعیت برداشت چوب از جنگل‌های شمال کشور برای همیشه ماندگار و اهمیت آن دوچندان شده است.»
خلیل آقایی، در این جلسه با بیان اینکه تنها راه برای رونق تولید کارگاه‌ها و کارخانه‌های مصرف کننده چوب در کشور واردات و زراعت چوب است، اضافه کرد:«هیچ کس حق ندارد طرح تنفس جنگل را زیرسوال ببرد و همه باید بدانند که این طرح، تنها یک طرح پنج ساله نیست بلکه باید تداوم داشته باشد و هم باید قبول کنیم که برای تامین چوب واحدهای تولیدی راهی غیر از واردات و زراعت نداریم.»

6 نکته درباره اظهارات رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور
اما همین چند جمله این مقام مسئول، از چند جهت قابل تفسیر و بررسی است.
نخست آنکه تب تند زود سرد می‌شود! دوم آنکه هر طرح ملی قطعا منتقدین منصف و دلسوزی دارد که باید ضمن رعایت اخلاق حرفه‌ای، به سخنان منطقی‌شان گوش و نواقص را برطرف کرد. سوم آنکه تداوم این طرح، کاملا به نحوه و چگونگی اجرای آن بستگی دارد و چنانچه احیانا در آینده دور یا نزدیک، از اهداف از پیش تعیین شده خود، عدول کرده و یا ریل اصلی خود خارج شود، قطع و یقین باید در فکر طرحی جایگزین و مطلوب بود و بنابراین، وحی منزل پنداشتن این طرح به همان اندازه خطرناک است که مطرود کامل اعلام کردن مطلق آن! چهارم آنکه موضوع برداشت درختان شکسته افتاده و ریشه‌کن شده نیز باید یک بار برای همیشه حل و فصل شود و اجماع و توافقی میان آنها که معتقدند نفس وجود درختان شکسته افتاده در جنگل، نه تنها هیچ ایرادی ندارد، بلکه حضور این درختان به طور طبیعی و اکولوژیکی، دارای منفعت برای سایر درختان است و آنها که اعتقاد دارند، درختان شکسته افتاده، یکی از عوامل اصلی بالا رفتن قدرت تخریب سیل از بالادست می‌شود، صورت گیرد؛ چنانکه یکی از تبصره‌های اصلی طرح تنفس جنگل نیز از ابتدا اجازه حق برداشت درختان شکسته افتاده ریشه‌کن شده توسط نیروهای بهره‌بردار (مجریان طرح جنگلداری) بوده است. پنجم آنکه موضوع واردات چوب توسط دولت، با این اوضاع وخیم مالی، اندکی بعید به نظر می‌رسد و بنابراین، تا زمانی که دولت در عمل به زیر بار این تعهد نرفته است، دلخوش داشتن به موضوع واردات چوب اندکی سهل‌اندیشی است و ششم آنکه برخی از کارشناسان و متخصصان جنگل، نگاه مثبتی به موضوع زراعت چوب ندارند به این دلیل که معتقدند که باز شدن پای برخی درختان غیرجنگلی در جنگل به معنای چراغ سبز نشان دادن به ورود برخی آفات و قارچ‌ها و... در جنگل‌هاست.
در پایان، خوب است تا قبل از آنکه خیلی دیر بشود، طرح تنفس را اصلاح کرده و یا طرحی را جایگزین کنیم که علاوه بر حفاظت تمام عیار و منطقی از جنگل‌های زیبای شمال به ویژه (جنگل‌های هیرکانی)، راه را بر فعالیت قانونی شرکت‌های بهره‌بردار چوب نیز نبندد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی