آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 18 تیر 1398 10:31
جمعی از کارگران پروژه بیمارستان 220 تختخوابی خاتم‌الانبیای بهشهر:

پس از یازده سال مزد ما خانه نشینی‌ست؟!

 
 
 
 

 مائده مطهری‌زاده/


کسی چه می‌داند زمانی که یک پروژه بزرگ ملی و استانی به اتمام می‌رسد، چه تعداد کارگر و بنا و نقاش ساختمانی و... در آن نقش داشته‌اند؟!
کسی چه می‌داند به سرانجام رسیدن یک طرح عظیم عمرانی و... که سال‌ها به طول می‌انجامد، ثمره کار و تلاش چند نفر از کارگران سختکوش و پرتلاش است که عمر خود را پای آن گذاشتند تا در یک روز و یک ساعت و یک دقیقه و یک لحظه مبارک، توسط تعدادی از مسئولان محترم، روبانی قیچی بخورد و عکاسان زیادی آن لحظه باشکوه را ثبت ‌کنند و تمام! همانطور که در یک روز و یک ساعت و یک دقیقه و یک لحظه مبارک، در سال‌ها پیش، کلنگ پروژه موردنظر خورده شده بود و عکاس‌های خبری و خبرنگاران، یک قاب خوب از مشارکت مسئولان در مراسم کلنگ‌زنی ثبت کرده بودند و تمام.

افتتاح بیمارستان 220 تختوابی خاتم‌الانبیای بهشهر  
در روزهای گذشته معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی مازندران از افتتاح بیمارستان 220 تختخوابی خاتم‌الانبیای بهشهر، پس از گذشت 11 سال، خبر داد.
این بیمارستان که کلنگ آن در سال 87 زده شده بود، در طرح اولیه تحت عنوان بیمارستان 160 تختخوابی شناخته شده و بنا بود در عرض 4 الی 5 سال ساخته شود که در نهایت بعد از گذشت 11 سال، بالاخره با عنوان بیمارستان 220 تختوابی خاتم‌الانبیای بهشهر در دست بهره‌برداری قرار گرفته است.

یعنی اینجا دیگر پایان کار ماست؟!
اما این خبر خوش در حالی در رسانه‌ها دست به دست می‌شود که تعدادی از کارگران این پروژه بزرگ بهداشتی و درمانی، اکنون نگران آن هستند که مبادا بعد از گذشت 11 سال کار مستمر و مداوم، به یکباره آنجا را برای همیشه ترک گویند و کسی هم حالی از آنها که عمرشان را بر سر افتتاح این پروژه گذاشتند نپرسد!
یکی از کارگران دغدغه‌مند که می‌خواست نامش فاش نشود در این باره به خبرشمال گفت:«پروژه بیمارستان 220 تختخوابی خاتم‌الانبیای بهشهر، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های استان در سال‌های اخیر بوده است. پروژه‌ای که در ابتدا قرار بود پنج ساله ساخته شود، اما در نهایت 11 سال به طول انجامید و کارگران بسیاری را با انواع تخصص‌ها و مهارت‌ها از بنا و گچ‌کار و نقاش ساختمان و جوشکار و برقکار و... به سوی خود فراخواند. در طول این یازده سال، خوشبختانه بسیاری از کارگران این پروژه، توانستند با کمترین دغدغه‌ای از بابت بیمه، حقوق و دستمزد، مشغول کار بوده و شرمنده زن و بچه‌شان نباشند؛ اما حالا با اتمام کار این پروژه بزرگ در استان، بسیاری از این کارگران نگران آینده شغلی خود هستند! نگران روزهای بازگشت به دوران بیکاری و بی‌پولی و پریشان حالی و شرمندگی در برابر اهل و عیال خانه!»
او در ادامه با اشاره به اینکه بسیاری از این کارگران در کار خود کاملا حرفه‌ای و ماهر هستند، می‌گوید:«بعضی از این افراد دیگر سنی از آنها گذشته است و دنبال یک شغل ثابت و پایدار می‌گردند تا بازنشستگی راحت‌تری داشته و مجبور نباشند سرِ پیری جوابگوی این کارفرما و و آن پیمانکار باشند و برخی‌‌هایشان هم به تازگی صاحب زن و فرزندی شده‌اند و دوست دارند آینده خود و خانواده‌شان را روشن‌تر از گذشته بسازند؛ اما متاسفانه آنطور که پیداست، کسی گوشش بدهکار ما نیست و گویی بعد از اینهمه سختی و مشقت برای ساخت این بیمارستان، اولین نفراتی هستیم که باید آنجا را برای همیشه ترک گوییم!»
این کارگر سختکوش و پرتلاش ادامه می‌دهد:« این روزها دیگر کار پیدا نمی‌شود، چون پروژه‌ای نیست! چون پول نیست و دست و دل هیچ پیمانکاری به کار نمی‌رود و با این اوضاع وخیم مالی دولت، هم چشم‌مان آب نمی‌خورد که به این زودی‌ها پروژه‌ای در این حد و اندازه‌ در استان کلید بخورد تا عده‌ای کارگر زحمتکش را مشغول به کار کند و این یعنی آینده شغلی کارگرانی مثل ما در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته و این تازه اول بدبختی‌های ماست! و مسلم است بیکاری که باشد، بی‌پولی، اعصاب‌خُردی، نگرانی و استرس و هزار بدبختی دیگر را نیز به دنبال خواهد داشت.»
او با بیان اینکه گوش ما از حرف‌های قشنگ و وعده‌های رنگ به رنگ پر است، می‌گوید:«تعدادی از ما کارگران در پروژه دانشگاه علم و فناوری مازندران (بهشهر) نیز به کار گرفته شدیم، اما بعد از اتمام پروژه، هیچ یک از ما برای کار در دانشگاه فراخوانده نشده و دست از پا درازتر به خانه بازگشتیم تا کی دوباره برای کار در پروژه‌ای فراخوانده شویم!»
او تاکید می‌کند:«ما توقع زیادی نداریم و از دکتر شاعری نماینده محترم بهشهر، نکا و گلوگاه و رییس شبکه بهداشت بهشهر نیز درخواست کردیم با توجه به تخصص، مهارت و کارآمدی بسیاری از ما کارگران، دست‌کم برای کار در بخش خدمات و تاسیسات بیمارستان، ما را در اولویت قرار دهند، اما هرکدام از این مسئولان محترم، با توجیهاتی از این دست که هرچیز قانونی دارد و باید آزمون استخدامی برگزار شود و... ما را از سر خود باز کردند و ما نمی‌دانیم با این میزان مهارت و تجربه و تخصص در کار، تا کی باید دربدر یک شغل ثابت و پایدار برای خود باشیم و از پروژه‌ای به پروژه دیگر منتقل شویم؟!»

سخن پایانی 
به واقع آیا وقت آن نرسیده است که به جبران این اندازه از تعهد و پایبندی و کارآمدی کارگران زحمتکش این خطه، مسئولان مربوطه، دست‌کم یک بار به جای در اولویت قرار دادن همسر و فرزند و اقوام و دوستان و آشنایان، از این عزیزان که سال‌ها وقت و عمر گرانمایه‌شان را برای به ثمر رسیدن این پروژه بزرگ استانی گذاشتند، دعوت به همکاری کنند؟!
آیا نمی‌شود در سال‌هایی که به نام حمایت از تولید و سرمایه و کار ایرانی نامگذاری شده است، اندکی هم به فکر آینده شغلی کارگرانی باشیم که هرچند به لحاظ مالی، هشت‌شان گروی هشتادشان است، اما در کار، چنان ثابت قدم و کارکشته و متعهد هستند که کمتر مسئولی به گرد پایشان هم می‌رسد؟!
کاش دست‌کم این بار، کارگران همچنان با رضایت خاطر، مشغول کار باشند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی