آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 02 تیر 1398 11:40
«خبرشمال» درباره عقب‌ماندگی اغلب نمایندگان مجلس و متولیان فرهنگی از دغدغه‌های جامعه می‌نویسد؛

چایت را بنوش و شعار بده!

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: انگار همیشه می‌بایست اتفاقی در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی کشورمان رخ بدهد تا آنهایی که وظیفه و مسوولیت‌شان در چنین حوزه‌هایی است، به صرافت انجام کاری بیفتند و این، متاسفانه یک درد کهنه و مزمن در کشور ماست. اما اتفاق که افتاد، افتاده است؛ نمی‌شود زمان را به عقب برگرداند... .

درباره فرهنگ و اهمیت آن در پیشبرد امور و تسریع فرآیند توسعه در همه زمینه‌ها، بارها و به دفعات گفته‌اند و نوشته‌ایم. اینکه تا فرهنگ توسعه سیاسی و اقتصادی و غیره را ندانیم و اجرایی نکنیم، عملا موفقیتی نخواهیم داشت. اینکه تاثیر کار فرهنگی، نیاز به برنامه‌ریزی و تحقیق و مطالعه فراوان و نیز، صبر و ممارست و تعامل 
شایسته دارد. 
از طرف دیگر، برنامه‌ریزی و انجام درست امور فرهنگی، احتیاج به افراد و متخصصانی دارد که هم علم و دانش و تجربه کافی در این زمینه داشته باشند و هم دغدغه‌اش را. یعنی نمی‌شود با نگاه کاسب‌کارانه و با ژست‌های فرهنگی، به جنگ معضلات و نیازهای روز فرهنگی و اجتماعی رفت. یعنی حتی اگر به فرض محال تصور کنیم که در حوزه سیاست می‌توان با ژست‌ها و اداها و شعارها و وعده‌ها، به طور موقت گلیم خود را در این زمینه از آب بیرون کشید (که اغلب نمایندگان فعلی مازندران در مجلس این کار را خوب بلدند) این فرمول در حوزه فرهنگ نه تنها جوابگو نیست بلکه خیلی زود دست ما را رو می‌کند که چیزی در چنته نداریم و آن‌وقت، تاوان این بی‌مسوولیتی و تخصص نداشتن را، نسل‌های بعدی باید بدهند و وقتی موریانه آفت به شکل زنجیره‌ای و سلسله‌وار به جان فرهنگ یک سرزمین بیفتد، تخریبی ایجاد می‌شود که برای ترمیمش باید هزینه‌های گزافی را پرداخت کرد؛ هزینه‌هایی به قیمت بر باد رفتن یک یا چند نسل، به قیمت تاریخ... .
در این سال‌های اخیر به طور مداوم می‌بینیم و می‌شنویم که در حوزه‌های مختلف کشور، اتفاقاتی می‌افتند که اغلبشان از سر ناآگاهی و نداشتن شناخت کافی و تخصص است. یک روز می‌خواهند خشکی دریاچه ارومیه را با آب خزر مرتفع نمایند و روز بعد، سمنان را به قیمت خشکی مازندران، آباد کنند! یک روز با کسب یک جایزه هنری از جشنواره‌های جهانی (که تنها براساس استعداد و تلاش شخصی یک هنرمند به دست آمده) ادعای فتح فرهنگ و هنر دنیا را می‌کنند و هفته بعد، پس از روی دادن فاجعه‌ای در حوزه آموزش و پرورش، فریاد واسفا سر می‌دهند و از تدوین طرح سلامت و امنیت اخلاقی در جامعه می‌گویند و غیره و غیره. نکته اسف‌بارتر اما این است که تمام این ادعاها را، هم کسانی می‌کنند که نماینده مجلس و وزیر و وکیل و کارشناس امور مختلف فرهنگی و اجتماعی و ... هستند و هم، زمانی مطرح می‌کنند که اتفاق، رخ داده و رسانه‌های مجازی و حقیقی، تهِ تهش را درآورده‌اند و آش، حسابی شور شده و تازه، آقایان و خانم‌های مسوول و غیرمسوول یادشان آمده که؛ «ای وای، دیدی چی شد؟»! آن‌وقت به تکاپو می‌افتند که بیانیه بدهند و عکس بیانیه‌ها و اعتراض‌هاشان را در صفحات مجازی بگذارند و به تعداد لایک‌های اینستاگرامشان افتخار کنند! یک سری هم هستند که تنها توانایی و هنرشان در حوزه مدیریت سیاسی و فرهنگی، از خاطرات حضور و سفرشان به «بلگراد» و «ژنو» و «توکیو» و... گفتن است؛ آن هم در حالی‌که چای می‌نوشند و دارند به چشمان مخاطب خیره می‌شوند و غلو می‌کنند! 
در این میان اما چند کودک کار باید زجر بکشند، به چند نوجوان در مدارس باید تعرض شود، چند سد نابجا باید بر روی رودخانه‌ها ساخته شود و آمار طلاق تا چه اندازه باید بیشتر شود، سینما و تئاتر و کتاب و هنرمندان‌، چقدر باید درگیر مشکلات به ظاهر پیش پا افتاده اما عمیق شوند و مردم تا چه حد باید منتظر بمانند تا متولیان و نمایندگان و مسوولان و کارشناسان، زودتر به فکر بیفتند؟ دوستانی که به نظر می‌رسد همیشه از قافله اتفاقاتی که در حوزه مسوولیت‌شان است، عقب‌ترند و تا متوجه می‌شوند و می‌خواهند تکانی به خود بدهند، این قافله به سرعت نور از مشکلی به مشکل دیگر سفر می‌کند و این دوستان «همچنان دوره می‌کنند، شب را و روز را...».
در دوران نوجوانی و مدرسه رفتن، بالای برخی سوال‌های امتحانی، گاهی می‌نوشتند؛ «جای خالی را با کلمات و عبارات مناسب پر کنید»، و به نظر می‌رسد اغلب نمایندگان و مسوولان ما برای رفع دغدغه‌ها و مشکلات و نیازهای فرهنگی جامعه و مردم، ترجیح داده‌اند که از این روش استفاده کنند؛ پر کردن حفره‌های مشکلات با شعارها و بیانیه‌ها و عبارات مناسب!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی