آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 28 خرداد 1398 10:25
«خبرشمال» اظهارات مصطفی کواکبیان در حاشیه همایش ضرورت انتقال آب دریای مازندران به سمنان را بررسی می‌کند؛

جانم فدای سمنان!

 
 
 
 

مائده مطهری‌زاده/


همایش «ضرورت انتقال آب خزر به سمنان» در حالی در روزهای گذشته در ایران (سمنان) برگزار شد که چندی پیش تعدادی از کارشناسان روس، کاهش سطح آب دریای خزر را «نگران‌کننده» توصیف کرد‌ه بودند.
بر اساس این گزارش «ادامه این روند، نه تنها خطری جدی برای اکوسیستم است، بلکه زندگی و فعالیت‌های انسانی در خزر و سواحل آن را با چالش روبرو می‌سازد» و آیا این بدان معنا نیست که هرگونه اقدام ایذایی علیه خزر همچون (طرح انتقال آب خزر به سمنان) در شرایط بغرنج کنونی وضعیت خزر را باید به عنوان تیر خلاصی به دریای مازندران به حساب آورد؟!
در میان سخنرانان همایش مزبور، اظهارات یک نفر بیش از بقیه در رسانه‌ها انعکاس یافت و آن فرد هم کسی نبود، جز مصطفی کواکبیان نماینده محترم سمنانی‌الاصل مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر!
این نماینده فعال و اصلاح طلب که پیش از این سابقه وکالت مردم سمنان و مهدی‌شهر در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه کاری خود داشته است طی اظهاراتی عجیب و احساسی (برخلاف موضع‌گیری‌های درست و منطقی خود درباره سایر مسائل مهم و روز کشور) چنان بر ضرورت انتقال آب دریای مازندران به سمنان تاکید می‌کند که گویی اصلا هدف از آفرینش دریای خزر، از ازل، تامین آب سمنان برای روزهای مبادا بوده است!

نمایندگانی که سعی در حذف ردیف بودجه انتقال آب خزر به سمنان را داشتند، عوام‌اند!
کواکبیان در همایش ضرورت انتقال آب خزر به استان سمنان که در سالن امیرکبیر دانشگاه سمنان برگزار شده بود، مخالفت‌ها با انتقال آب خزر را طبیعی دانسته و گفت: «بحث و مخالفت بر سر انتقال آب خزر به سمنان طبیعی است. این موضوع قبل از تصویب مجلس در سازمان برنامه و بودجه ردیف گرفته بود و برخی نمایندگان سعی در حذف آن ردیف داشتند که در حالت خوشبینانه می‌گویم که عوام‌اند!» ایشان یادشان رفته است که همه نمایندگان مجلس شورای اسلامی سمنانی نیستند که بخواهند همچون ایشان، منطق و ایران را فدای احساس و سمنان کنند و بنابراین، به کار بردن صفت «عوام بودن» برای نمایندگانی که همچون ایشان از سوی مردم حوزه انتخابیه خود رای آورده و راهی مجلس شورا شده و دارای بینش و نگرش مستقل و مخصوص به خود هستند، در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن یک «توهین مودبانه» بشمار می‌رود!
سهم 20درصدی ایران یا سمنان از دریای خزر!
کواکبیان با بیان اینکه رژیم حقوقی دریای خزر باید تصویب شود اظهار کرد:« بر اساس معاهدات بین‌المللی با وجود ۵ کشور حاشیه خزر حداقل ۲۰درصد سهم خواهیم داشت. این ۵ کشور توافق کردند که پای هیچ کشور دیگری نباید به این توافق باز شود.» عجیب است که آقای نماینده در حالی سرخوشانه و فاتحانه و پس از یک دودوتا چهارتای ساده، از سهم بیست درصدی ایران از دریای خزر سخن می‌گوید که در اندیشه‌اش، همین سهم اندک ایران از دریای مازندران را نیز به سمنان بخشیده است!

آب نقد دریای خزر، نذر پایتخت نسیه ایران؟! 
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنانش با گسترش مرزهای سمنان و گره زدن سرنوشت این استان به ایران تصریح کرد:« موضوع انتقال آب خزر یک بحث منطقه‌ای نیست و منافع ملی در انتقال آب خزر تقویت می‌شود.» البته جناب آقای کواکبیان در بخش بعدی سخنانش از چگونگی تقویت منافع ملی ایران با اجرای طرح انتقال آب خزر به سمنان اینگونه رمزگشایی می‌کند که:« استان سمنان یکی از گزینه‌های قطعی انتقال پایتخت است و انتقال پایتخت نیاز به آب دارد از طرفی استان سمنان به عنوان استان معین پایتخت باید تامین آب شود.» و پرسش اساسی اینجاست که وقتی موضوع انتقال پایتخت سیاسی ایران، مدتهاست از دستور کار دولت و مجلس به کلی خارج شده است، دیگر از کدام منظر می‌توان مبحث انتقال آب خزر به سمنان را موجب تقویت منافع ملی دانست و از آن فراتر، حتی در صورت به جریان افتادن دوباره موضوع انتقال پایتخت سیاسی به سمنان، چرا دریای خزر باید هزینه این اقدام پرهزینه، دیرهنگام و البته بدون پشتوانه کارشناسی و مالی را بدهد؟!

هشتاد هزار مازندرانی مقیم سمنان در برابر هشتاد میلیون ایرانی؟!
وی همچنین اضافه کرد:« ۸۰ هزار مازندرانی در استان وجود دارد و حداقل باید آب این عزیزان تامین شود.» و این در حالی‌ست که آقای نماینده فراموش کرده‌اند که دریای خزر نه تنها، فقط متعلق به مردمان سه استان شمالی و هشتاد هزار مازندرانی مقیم سمنان، نیست بلکه متعلق به همه هشتاد میلیون ایرانی و حتی آیندگانی است که هنوز پا به عرصه حیات نگذاشته‌اند و قطعا جناب کواکبیان در اعماق قلب و عقل خود به این موضوع واقفند اما چه کنند که عشق به سمنان، چشم اندیشه‌شان را نشانه رفته است!

تحریک حسّ ناسیونالیستی به روش کواکبیان!
کواکبیان با تاکید بر لزوم پیگیری‌های بیشتر و تسریع در امور اجرایی در این باره و با تحریک حسّ ناسیونالیستی مردم و مسئولان سمنانی، حرف‌هایش را اینطور پی می‌گیرد که :« متاسفانه مطالبه‌گری ما ضعیف است، اگر کرمانی‌ها و اصفهانی‌ها بودند آب را هم تا الان انتقال داده بودند!»
ایشان که تک تک سلول‌های بدن‌شان فریاد جانم فدای سمنان را سر می‌داد، باز هم در یک خطای استراتژیک و پرهزینه، آگاهانه یا ناآگاهانه سعی در تایید و تصدیق نگاه‌های جزیره‌ای و بخشی‌نگری‌های کُشنده در ایران را دارد! همان نگاهی که ایران را همچون گوشت قربانی می‌بیند که هرکس به فراخور قدرت و نفوذ و اعتبارش، از آن می‌کَنَد و بعد از آنکه گوشتش را خورد استخوانش را دور می‌اندازد!

هشدار به رییس جمهور سمنانی!
وی در پایان هم آخرین تیر سخنان خود را به سمت رییس جمهور سمنانی ایران نشانه رفته و گفت:« آقای رئیس جمهور! اگر این پروژه زمان شما اتفاق نیفتد پس چه زمانی باید انجام شود؟ در زمان هاشمی برای کرمان و در زمان خاتمی برای یزد چه اتفاقی افتاد؟ اگر اراده رئیس جمهور تقویت شود اراده سایر دستگاه‌ها نیز تقویت خواهد شد!»

سخن پایانی
کواکبیان زنجیره اشتباهات استراتژیک خود را اینطور تکمیل و بر یک باور قدیمی و غلط تاکید کرد که هر رییس جمهوری که در کشور به روی کار می‌آید در واقع نه رییس جمهور کل ایران که رییس جمهور زادگاه خود بوده و در واقع ریاست جمهوری فرصتی‌ست برای توسعه، پیشرفت، پیشبرد منافع و تحقق رویاها و آرزوهای دیرینه یک استان، یک شهر و یک محله! و از قضا همین نگاه مطرود و منسوخ، بزرگ‌ترین مانع و مزاحم اصلی پیشرفت و توسعه ایران بزرگ در طول همه این سال‌ها بوده و ما در پایان برای ایران بزرگ آرزو می‌کنیم که روزی رؤسای جمهور و نمایندگانی بر سر کار بیایند که به جای یک خانه، یک کوچه، یک خیابان، یک محله، یک شهر و یک استان در اندیشه آبادانی سرزمینی به قدمت و بزرگی ایران عزیز باشند...

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی