آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 26 خرداد 1398 10:20
یادداشت «خبرشمال» به بهانه رفتار ناپسند و دور از ادب مدیرعامل خانه مطبوعات مازندران؛

دست‌کم خدا را خوش بیاید!

 
 
 
 

من و برخی همکارانم در روزنامه «خبرشمال»، هم به دلیل وظیفه حرفه‌ای و هم به خاطر علاقه‌مندی به حوزه فرهنگ و هنر و رسانه، بخشی از نوشته‌هایمان معطوف به نقد این حوزه است. هرگز هم ادعا نداشتیم و نداریم که همه تحلیل‌ها و مطالبمان از صفر تا صد بدون ایراد بوده چون هیچکس در هیچ جایی کامل نیست. اما برای نوشته‌ها و نقدهایمان همواره دلیل داشته‌ایم و سعی کرده‌ایم علی‌رغم حتی انتقادهای تند، حرمت و شأن افراد را حفظ کنیم و جوری بنویسیم که در ابتدا «خدا را خوش بیاید» چون تنها با حفظ شأن حقیقی آدم‌هاست که هم می‌شود وجه حقوقی آنها را نقد کرد و امیدوار به ایجاد تغییر مثبت شد و هم مدعی داشتن رسالت فرهنگی بود.
ما معتقدیم که خانه مطبوعات مازندران در این سال‌ها هرگز نتوانسته خانه‌ای برای ارتقای وضعیت مطبوعات و رسانه‌های مازندران باشد. در تمام این سال‌ها هم عده‌ای به این خانه وارد شدند و رفتند و عده‌ای دیگر آمدند که خواهند رفت اما هیچوقت اتفاق تازه و خوشآیندی برای اهالی رسانه مازندران رخ نداد.
اغلب کسانی هم که در رأس این خانه قرار گرفتند گرچه هرکدام رزومه‌ای به‌عنوان فعال رسانه‌ای داشتند و دارند (که البته بر سر کیفیت این رزومه‌ها هم می‌شود بحث کرد) اما خروجی مدیریت‌شان در خانه مطبوعات چندان رضایت‌بخش نبوده است.
برای اینکه بی‌انصاف نباشیم (و البته به قول فرمایش مدیرعامل فعلی خانه مطبوعات استان، مزخرف و اراجیف‌نویس نباشیم!) این را هم باید گفت که باعث بخشی از مشکلات امروز جامعه رسانه مازندران، خود اهالی رسانه مازندران هم هستند که خیلی‌هاشان دانش و تخصص و علاقه‌ای ندارند و از بد حادثه یا به دلایل دیگری وارد عرصه رسانه شده‌اند و بعضی‌ها هم معمولا مصلحت‌ها را فدای منفعت‌ها می‌کنند. این رویکرد در یک روند مدت‌دار، منجر شده به اینکه توقع اغلب مدیران از رسانه‌های مازندران به سخیف‌ترین و پایین‌ترین حد ممکن برسد و حتی سطح توقع‎ها و مطالبات خود اهالی رسانه نیز.
در این فضا هم خیلی طبیعی‌ست، تعدادی که اهل مطالعه و بررسی و آگاهی باشند و دلشان بخواهد مصلحت در حوزه فرهنگ و هنر و رسانه، با منفعت، سر بریده نشود و نقد را جزو لاینفک ارتقا و توسعه بدانند، در ذهن مدیران کوتاه‌قامت فرهنگی، هیولا یا دیو دو سر باشند که باید با آنها برخورد شود!
روزنامه «خبرشمال» به گواه آمار و مستندات و نتایج، در این سال‌ها اگر نگوییم برترین اما یکی از برترین‌های حوزه رسانه مکتوب شمال کشور بوده است و این حق را داشته و دارد که براساس قانون و رعایت کردن موازین و اصول حرفه‌ای، پیگیر مسائل مختلف مازندران و شمال کشور باشد و موضعی را درباره موردی، اتخاذ کند.
بنابراین درک این مطلب که فعالیت‌های خانه مطبوعات مازندران در بیشتر موارد مورد تایید ما و به نفع جامعه رسانه استان نیست، نه دشوار است و نه غیرقانونی و نه چیزی فراتر از رسالت و وظیفه حرفه‌ای ما. ضمن اینکه برای‌مان در این مجموعه فرقی نمی‌کند که چه کسی مدیر فلان قسمت فرهنگی و رسانه‌ای است چون آنچه اهمیت دارد عملکرد مدیران است نه قیافه و اسم و اتوموبیلش!
«خبرشمال» به دفعات در این سال‌ها مطالبی را در نقد عملکرد خانه مطبوعات مازندران نوشته و منتشر کرده که خوشبختانه در آرشیو موجودند! همواره هم مجموعه خانه مطبوعات را به شکل کل و نه جزء مورد انتقاد قرار داده و هرگونه کاستی را به پای همه خانه گذاشته و نه شخص خاصی چون معتقدیم، برآیند یک مجموعه است که اهمیت دارد و یک دست، هیچگاه صدا ندارد.
آخرین مطلب نقادانه ما هم چند روز پیش با تیتر «این خانه متروک است» بوده؛ به قلم یک نویسنده خوشنام و باسابقه عرصه مطبوعات مازندران و کشور، که مطالعه آن ثابت می‌کند، از ابتدا تا انتهایش با دلیل و مصداق بوده است (که البته طبیعی‌ست یک نوشته مستدل همراه با سند باشد). پیگیری وضعیت مطبوعات و رسانه مازندران (تاکید می‌کنم که این، یکی از اصلی‌ترین وظیفه‌های ماست) نگارنده را بر آن داشت که دیروز با مدیرعامل خانه مطبوعات مازندران، تماسی تلفنی برقرار کنم و درباره مسائل مربوط به حرفه‌ام و جشنواره و... سوال‌هایی را از ایشان بپرسم اما در کمال شگفتی مواجه شدم با فرمایش(!) ایشان که من و همکارانم را در «خبرشمال» متهم کرد به نوشتن «اراجیف» و «مزخرف» و... ما را دلیل بخشی از مشکلات در حوزه رسانه استان معرفی کرد و قبل از اینکه پاسخ من به این ادعای کذب را بشنود، گوشی را قطع کرد!
شکی نیست که یک مدیر این اختیار را دارد که نسبت به مسأله‌ای موضعی داشته باشد یا حتی عملکرد و رویکرد یک مجموعه مرتبط با حوزه مدیریتش را قبول نداشته باشد اما قطعا «علی یوسفی» که مدیرعامل خانه مطبوعات مازندران خوانده می‌شود، نمی‌تواند مروج «لمپنیسم» در رسانه باشد! 
اینکه چگونه است که مدیریت خانه‌ای که می‌بایست حامی حقوق هم‌صنفانش باشد و به شکل طبیعی در ابتدا باید آداب کار رسانه‌ای و تعامل و روابط عمومی و... را بداند، بر عهده کسی‌ست که چنین رفتار و ادبیاتی دارد، نکته‌ و سوالی‌ست که پاسخش گرچه چندان دشوار نیست اما واقعا جای تأمل دارد. چرا که ما را مواجه می‌کند با مسأله‌ای دیگر؛ خانه‌ای که متولی اصلی‌اش درکی از کار درست رسانه ندارد و نقد حرفه‌ای را برنمی‌تابد و پاسخش به جای استدلال، هتاکی است، اصلا چرا وجود دارد و سوال دیگر اینکه؛ مسوولان ارشد مازندران کی قرار است سر و سامانی به این وضعیت اسفناک خانه مطبوعات بدهند و سره را از ناسره جدا کنند؟
ضرب‌المثل‌های قدیمی را که مرور می‌کنیم، گنجینه‌ای از درک و آگاهی در آنها موج می‌زند که هنوز هم کاربردی و قابل استفاده هستند. من البته و قطعا هیچ خصومتی با شخصیت حقیقی آقای مدیرعامل خانه مطبوعات ندارم و نمی‌دانم بر او چه گذشته است که خروجی رفتارش با همکارانش چنین تاسف‌آور شده است اما برای اینکه حسن نیتم را به او نشان بدهم و متوجه بشود که خطابم، وجه حقوقی ناخوشآیند اوست، از امروز پیگیر خواهم شد تا بدانم روز تولدش چه تاریخی‌ست تا کتابی را با موضوع مثل‌ها و متل‌های تاریخ و فرهنگ سرزمینم به او هدیه بدهم. شاید این‌جوری باعث شود تا در جایی و مسندی دیگر، به درد او بخورد و قدر موقعیت و عافیت را بهتر بشناسد؛ حتما می‌دانید که در کشور و به‌خصوص استان ما، مدیر مانند انرژی از بین نمی‌رود، بلکه از مسوولیتی به مسوولیت دیگر منتقل می‌شود! 

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی