• منتشر شده در شنبه, 25 خرداد 1398 10:12
تحلیل «خبرشمال» درباره اهمیت سفر اخیر استاندار مازندران به تنکابن و مسأله منطقه آزاد تجاری مازندران به‌عنوان دو دستآورد بزرگ؛

شیمیِ «یسنا» و دقت به جزییات

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: دوربین‌ها و صدای «چیک‌چیک» مدام شاترها، حضور خبرنگاران و... در اطراف مسوولان، می‌تواند گاهی آدم را وسوسه و «وَرِ» بدبین ذهن را فعال کند؛ اینکه نکند باز هم با یک شوی تبلیغاتی دیگری مواجهیم (رییس دولت عدالت‌محور را که یادمان نرفته؟!). اما مجید حسین‌زادگان؛ استاندار مازندران، خداراشکر، فرسنگ‌ها و کیلومترها دور است از ژست‌های پوپولیستی و متظاهرانه... .

2
بالأخره انگار طلسم اعلام منطقه‌ آزاد تجاری در مازندران به‌پایان رسیده است- هرچند طبق معمول زمزمه‌هایی مبنی‌بر مخالفت هم به‌گوش می‌رسد-، اما اگر تعریفی را که سازمان توسعه‌ صنعتی ملل متحد برای منطقه‌ آزاد تجاری دارد، لحاظ کنیم درمی‌یابیم که با مسئله‌های مهم‌تری دراین‌باره در مازندران مواجهیم؛ «منطقه‌ آزاد تجاری، به‌عنوان محرکی است در جهت تشویق صادرات صنعتی». البته که این، یکی از تعاریف کلی است که برای این مقوله به‌کار می‌رود، اما در ادامه وقتی به جزییات مهمی همچون تطبیق منطقه‌ آزاد با جغرافیای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نقطه‌ موردنظر، انتخاب براساس زیرساخت‌های مناسب، پویا بودن در راستای اهداف و داشتن دورنمای مشخص، دارا بودن امنیت اقتصادی و غیره برمی‌خوریم، آنگاه است که می‌توان به این نتیجه رسید که می‌بایست مکث و تأملی قبل از اعلام این منطقه (مناطق) در مازندران داشته باشیم. زنجیره‌ای از نکاتی استراتژیک که تا به شکل اصولی و کامل حل نشوند و با یکدیگر اتصالی منطقی برقرار نکنند، نمی‌توان چندان خوشبین بود که چنین انتخابی تأثیر سریع میان‌مدت و بلندمدتی بر روی توسعه و رفاه مازندران داشته باشد. اشتباه نکنید؛ این نوشته قرار نیست گرد یأس بپراکند بلکه می‌خواهد واقعیت‌هایی را نشان بدهد که می‌بایست در تمام این مدتی که کشمکش بر سر انتخاب یک منطقه‌ خاص در مازندران وجود داشت، فکری به حال آنها می‌شد؛ یعنی خیلی قبل‌تر از حضور مجید حسین‌زادگان
 در استانداری.
 متأسفانه مازندران هنوز در مبنایی‌ترین حوزه‌ها مانند جاده‌ها و راه‌های مواصلاتی و امنیت آنها، ایجاد محیطی جذاب و امن در جهت افزایش رغبت سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای سرمایه‌گذاری، ایجاد زیرساخت‌ها و فرصت‌های کلی و جزیی اشتغال‌زایی، همدلی و همگرایی قطعی بین مسوولان مختلف برای رونق توسعه و مسایلی از این‌دست، دچار اشکال و نقص است. اینکه در این سال‌ها هم هربار درباره اعلام یک منطقه در مازندران، مخالفت‌هایی شنیده می‌شد نیز، بیشتر در ادامه‌ همان ضرب‌المثل معروف «دیگی که برای من نمی‌جوشد...» است. آن‌وقت با تمام این کاستی‌ها انتظار داریم انتخاب یک منطقه، معجزه کند؟ دلمان می‌خواهد که استاندار مازندران، بار تمام کمبودها را یک‌تنه به‌دوش بکشد؟ که مازندران را «گلستان» کند؟ سرمایه‌گذاری که ترغیب شده است تا در یک حوزه‌ خاص در استان سرمایه‌گذاری کند و مواجه می‌شود با هجمه‌هایی که از داخل استان نسبت به او و کارش انجام می‌شود- بارها نمونه‌هایش را شاهد بوده‌ایم- به صرف یک انتخاب، اعتمادش دوباره جلب می‌شود؟ جالب است که در کشور ما و به‌خصوص در مازندران، خیلی وقت‌ها می‌خواهیم که از کل به جزء برسیم! و هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که حتی در یک شرایط آرمانی فرضی- که در مازندران بیشتر شبیه به رویاست-، در اغلب موارد به‌ویژه در مواردی همچون توسعه، قطعات پازل باید از ابتدا به انتها چیده شوند. قاعده‌ هِرمی را فراموش کرده‌ایم؟ یا مثل اغلب وقت‌ها به تصمیمات ناگهانی و «حالا شروع می‌کنیم، بعدش خدا کریم است»، دلخوشیم؟ این همه سال را صرف «بشوَد، نشوَد»های بی‌فایده کردیم درحالی‌که در تمام این مدت غافل بودیم از اینکه به جزییات مهم بپردازیم تا هنگامی که به توافق درباره‌ اعلام و انتخاب منطقه‌ آزاد تجاری در استان رسیدیم، هم تکلیفمان معلوم باشد و هم در مبنایی‌ترین پارامترها دچار دست‌انداز نشویم. 
مثال ساده‌‌ای به نظر می‌رسد اما فردی را درنظر بگیرید که سال‌ها آرزوی داشتن اتومبیلی شخصی را داشته است و وقتی بالأخره موفق می‌شود با وام بانکی و طرح «لیزینگ» و غیره به آن دست یابد، تازه یادش می‌آید که رانندگی بلد نیست و گواهینامه ندارد. برای رخ دادن معجزه- حتی اگر به آن دلخوش باشیم- مقدماتی لازم است و مثل هر چیز مهم دیگری، برنامه‌ریزی، انتقادپذیری و تحمل دور یک میز نشستن و انجام کار گروهی، می‌توانند کمک قابل توجه‌ای به مازندران کنند تا داشتن یک منطقه‌ آزاد تجاری تنها بر روی نقشه نباشد و باعث نتیجه‌ای درخور شأن و لیاقت مردم استان بشود.
باور کنید که وقتش است، یک چیزهایی را بالأخره باور کنیم.

1
سفر اخیر استاندار به تنکابن و ملاقات مردمی او با افرادی که بدون درنظر گرفتن معیارهای چندش‌‌آور مرسوم، همه اهالی محترم این دیار هستند و هرکدام دچار مشکلی بودند را به جرأت می‌توان یکی از بزرگ‌ترین دستآوردهای حسین‌زادگان دانست؛ چیزی در اندازه‌ اهمیت منطقه آزاد اقتصادی مازندران یا نگاه فراشهری و کلی او به استان... .
«یسنا»ی کوچک آنقدر معصومانه خواسته‌اش را با لحن شیرین کودکانه‌اش به استاندار می‌گوید و مجید حسین‌زادگان آن‌قدر پدرانه به حرف‌هایش گوش می‌کند و با او صحبت می‌کند که  حضور ده‌ها دوربین و چیک‌چیک مدام‌شان هم نمی‌تواند خللی در میزان «رئالیته»ی این صحنه ایجاد کند. اتفاق و حسّ ناشی از آن، طبیعیِ طبیعی‌ست و ذوق و اشک حاصل از خوشحالی دخترک شیرین شمالی ما از اینکه استاندار، مشکل کار پدرش را مرتفع کرده، هم.
اینها حاصل یک بده‌بستان در لحظه و از پیش مقرر نشده است که کسانی که سینما و تئاتر را می‌شناسند، خوب درکش می‌کنند. 
مازندران قطعا به توسعه سیاسی و اقتصادی و... احتیاج دارد اما «شیمیِ» رخ داده بین حاج مجید حسین‌زادگان و یسنای شیرین، ما را امیدوار می‌کند؛ به اینکه آن فاصله‌ کذایی بین مسوولان و مردم -که اگر از بین برود، بسیاری از مشکلات حل خواهند شد- با رفتار و کنش صادقانه استاندار مازندران دارد از بین می‌رود.
مجید حسین‌زادگان تا امروز کارهای مثبت زیادی انجام داده اما همان‌طور که اشاره شد، «اتفاق تنکابن» یکی از بهترین دستآوردهای او برای مازندران است که اگر از طرف نخبگان مازندران به طور اساسی مورد بررسی قرار بگیرد (آن هم زمانی که بیش از همیشه به توسعه فرهنگی و اعتمادسازی نیاز داریم) هیچ جریان پوپولیستی و حتی حضور ده‌ها دوربین و صدای چیک‌چیک شاترها و... توان مقابله با آن را نخواهد داشت و مازندران را با قدم‌های بلندتری به سوی توسعه همه‌جانبه پیش خواهد برد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی