آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 21 خرداد 1398 05:44
یادداشت «خبرشمال» به احترام تئاتر و هنر نمایش؛

«کات» به زندگی روی صحنه

 
 
 
 

1
اولین بار که با تئاتر مواجه شدم، مربوط به سال‌های خیلی قبل و دور است. اسم نمایش را به خاطر ندارم اما به یاد دارم که بازیگرانش آنقدر از جمله‌های ثقیل و سخت استفاده می‌کردند و نمایش آن قدر پرتکلف بود که وسط اجرا، خسته شدم و از سالن بیرون آمدم. آن موقع هنوز زبان و گویش معیار و متن‌های کلاسیک ترجیح داده می‌شدند و سال‌ها باید می‌گذشت تا پای امثال «مارتین مک‌دونا» به تئاتر ایران باز شود یا مثلا «محمد یعقوبی»، اجرای مدرن‌تری از «خشکسالی و دروغ» را با بازیگران چهره و سینمایی به روی صحنه ببرد و «حسن معجونی» و «امیررضا کوهستانی» و غیره و غیره فضای تئاتر ما را تغییر بدهند.
اینها که گفتم البته سلیقه من است که آنقدر که سینما را می‌شناسم و پیگیرش بودم و هستم، تئاتر را به طور تخصصی نمی‌شناسم اما خب، یک همسر تئاتری دارم که به شکل حرفه‌ای به این هنر سخت و شیرین می‌پردازد! 
این هم که تئاتر، «کات» ندارد یعنی از نظر من چقدر می‌تواند ترسناک باشد اما به جایش این که زنده است یعنی مثل زندگی، سیال است و سراسر از آزمون و خطاهای لحظه‌ای. 
2
فراخوان جشنواره‌های تئاتر در گیلان و مازندران و به زودی در گلستان، منتشر شده و خواهد شد. تقریبا همه‌شان هم (با کمی این طرف یا آن طرف‌تر) در میانه‌های پاییز برگزار خواهند شد که ضمن حضور گروه‌های مختلف تئاتری و چند شب اجراهای جشنواره‌ای، از میانشان، آثاری برگزیده خواهند شد تا برای حضور در جشنواره تئاتر فجر بعدی، نماینده استان‌هاشان  باشند.
این اتقاق، رویداد مبارکی‌ست چون باعث می‌شود نشاطی در فضای تئاتری استان‌های شمالی کشور ایجاد شود و هنر نمایش جان بگیرد و دیده شود اما نکته‌ای که در مورد برگزاری جشنواره‌های سینمایی در این سه استان؛ با تمرکز به اکران همزمان فیلم‌های جشنواره فجر در شمال یا برگزاری جشنواره‌هایی مثل «وارش»، وجود دارد و به آن توجه نمی‌شود درباره تئاتر هم مصداق دارد.
مثلا در مازندران تا به حال 30 دوره جشنواره تئاتر برگزار شده است؛ یک سال‌هایی خیلی قوی و موثر و در دوره‌هایی نه چندان با کیفیت، و اتفاقا مسأله اصلی همین است که هیچوقت این موثر بودن گهگاهی و افت کیفیت‌ها مورد توجه برگزارکنندگان و متولیان تئاتر مازندران نبوده است. یعنی سال‌هایی بود که گروه‌های پر قدرت تئاتری در شهرهای مختلف مازندران فعالیت و اجرا می‌کردند و رقابت و رونق خوبی وجود داشت اما الآن مدتی‌ست که این‌گونه نیست. هیچ‌وقت هم غیر از تلاش‌ها و پیگیری‌های خود این گروه‌ها و به این در و آن در زدن‌هایشان که از کم بودن حمایت‌ها و امکانات، شکایت داشتند، مسوول و نهادی به طور جدی سعی نکرد که مشکلات تئاتری‌های مازندران را حل یا کم کند.
اتفاق‌ها، مقطعی و حمایت‌ها، مقطعی و اجراها و رونق تئاتر، مقطعی و... . این مقطعی بودن‌ها هم در نهایت باعث شده که از یک جشنواره تا جشنواره بعدی، دوباره همه چیز برود سر جای قبلی و این سیر افت پویایی تئاتر و مشکلات بچه‌ها، تکرار شوند. امیدوارم این دوره جشنواره تئاتر در مازندران و گیلان و گلستان، باعث شود که دست‌کم بخشی از این مشکلات برای همیشه برطرف شوند.

3
با همسرم که بدون اغراق یکی از نویسندگان برجسته تئاتر مازندران و کشور است و به کار آموزش هم مشغول است، خیلی وقت‌ها درباره تئاتر حرف می‌زنیم و بحث می‌‌کنیم؛ من از نگاه ژورنالیستی و او با نگاهی تخصصی، اما خوشبختانه یا متاسفانه در نهایت هر دو به این نتیجه می‌رسیم که اوضاع تئاتر مازندران چندان روبه‌راه نیست. برای بهتر شدن حالش هم نیازی نیست که معجزه‌ای اتفاق بیفتد و با برنامه‌ریزی درست و یک عزم جمعی می‌شود دوباره تئاتر استان را به نقطه اوج رساند.
اینجا اما به نظرم دو چیز باید حتما اتفاق بیفتند؛ مسوولان مرتبط با تئاتر، تکلیفشان را با تئاتر و با مسوولیت‌شان مشخص کنند و اهالی تئاتر هم با حفظ اصل رقابت، از خودزنی‌ها فاصله بگیرند.
امیدوارم همه ما یادمان باشد که دوران معجزه به پایان رسیده و همه چیز با تلاش و اراده، امکان‌پذیر است.

4
اولش گفتم که پرسیدن سوال درست، لزوما منجر به رسیدن به حقیقت نمی‌شود اما معنی‌اش این نیست که آدم، سوال درست را نپرسد! کمی توضیحش بر روی کاغذ سخت است اما با اینکه نوشتن یک متن درست و به روی صحنه بردن یک نمایشنامه حرفه‌ای، قرار نیست تماشاگر را حتما به حقیقت برساند ولی می‌تواند واقعیت‌ها را عیان کند؛ مثل اینکه چقدر جای خالی سالن نمایش استاندارد و تماشاگر تئاتربین و مسوولی که تئاتر را خوب و درست بشناسد، در مازندران و گیلان و گلستان خالی‌ست!
راستی، اینکه چه متن و تئاتری، «درست» است یا «نادرست» هم از آن دست چیزهایی‌ هستند که اگر حواسمان به آنها نباشد و معیارمان را برایشان براساس مطالعه و بررسی و شناخت نه چندان عمیق، درنظر بگیریم، هم باعث سوء‌تفاهم می‌شوند و هم جلوی تئاتر درست را می‌گیرند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی