• منتشر شده در سه شنبه, 22 آبان 1397 08:40
طنز «خبرشمال» درباره اينكه پلنگ ما رو ول كرد ولي خاشقچي نه؛

«نبايد بشود» يعني«بايد نشود»؟!

 
 
 
 


/هومن حكيمي
اون شوخي معروف رو شنيدين كه ميگه؛ «يارو مي‌خواس بره تونس، هي نتونس هي نتونس اما بالاخره تونس!»؟ كه انصافا شوخي لوس و بي‌مزه‌ايه. الآن يه ورژن ديگه‌اي ازش اومده بدين مضمون؛ «ميز شام رو چيدم، ظرفارو رو كه آوردم، مادرم گفت، ئه، چرا فقط چنگال آوردي، پس قاشقچي؟ بعدش من ياد مرحوم خاشقچي افتادم و اشك توي چشمام حلقه زد»!
يعني خواستم بگم كه من اسير اين ذوق و سليقه و حس طنزپرداري مردم‌مونم! خيلي در لحظه و آن‌لاين، مزاح، توليد و توزيع مي‌كنن و مرزهاي طنز رو درمي‌نوردند! منتهي معمولا ديگه شورش و گندش رو درميآرن! در مورد همين مرحوم مغفور، آقا جمال خاشقچي، اينقدري كه مردم و رسانه‌هاي ما درگيرش بودن، ملت عربستان درگير نبودن. يعني مورد داشتيم طرف از يكي از عزيزان عربستاني پرسيده كه؛ «نظرتون درباره اين قتل ظالمانه چيه و چرا ترامپ موهاش قرمزه و چرا بن‌سلمان وقتي كت و شلوار مي‌پوشه اينقدر عوض ميشه؟»! و اون عزيز اهل عربستان بعد از اينكه طبق عادت در جواب سوال گفته «ماذا فازا؟»، ابراز تعجبش رو از شنيدن اين سوال نامربوط به شكل زشتي نشون داده كه طبعا شما نبايد انتظار داشته باشين كه من در اين رسانه مردمي، درباره‌ش توضيح بدم!
اين مسئله البته يك مسئله جهانيه ها! ربطي به خاورميانه نداره ها! در مازندران هم هست ها! در گيلان هم هست ها! در گلستان هم هست ها! همين اطرافمون ها! حتي خيلي خيلي نزديك‌تر ها! 
يعني مثلا ممكنه يكهو برخورد كنين با جمله‌اي كه عضو كميسيون بهداشت مجلس فرمودن به اين مضمون؛ «هيچ فردي نبايد براي تامين معيشت خانواده، ناچار به فروش كليه شود» كه نشان از عمق ميدان و وسعت ديد اين نماينده محترم شمالي دارد! يا مثلا ممكنه در همين حين كه درگير هضم چنين فرمايش مبسوطي هستين، بازم يكهو برخورد كنيين با جمله گهربار بعدي كه يكي ديگه از نمايندگان مجلس شمالي فرمودن بدين شكل؛ «تريبون‌هاي رسمي نبايد به ابزار انتقام‌جويي تبديل شود»، كه طبيعتا آدم از شنيدن و خواندنش دچار رعشه و شعف ناشي از خوشحالي و ذوق و اميد مي‌شود! يا حتي مورد داشتيم كه يك آدم مطبوعاتي كه رسالت خبرنگاري و كلي استعداد و ذوق و سليقه و فلان و بيسار دارد، در نشريه‌اش كه خيلي هم نشريه خوبي مي‌باشد و بااينكه از 8 صفحه فقط يك صفحه (نهايتا) مطلب توليدي دارد و بقيه‌اش توليد رپرتاژ و آگهي و مزايده و مناقصه است، هر روز در يك نيم‌ستون به طور مفصل و مبسوط مسائل كلان استان را تحليل مي‌نمايد! يعني اگر اينكه يك نفر در حد يك نيم‌ستون كه با ريزترين فونت ممكن، مي‌‌شود 300 كلمه، هر روز مسائل كلان استان را رصد مي‌كند، شگفتي نيست، پس چي شگفتي است؟! اونوقت شما انتظار داري كه چي يعني چي؟!
يعني ما آخرش نفهميديم كه وقتي يكي از مسئولان عزيز مي‌گويد «نبايد بشود» يا «بايد بشود»، اين را كي بايد انجام بدهد يا ندهد؟! و باز هم يعني، الآن ما مقصر اين هستيم كه «بايد»، «نبايد» مي‌شود يا «نبايد»، «بايد» نمي‌شود و اينها؟! دقيقا مثل اينكه نمي‌دانيم ترامپ، خاشقچي را گيم‌آور كرده يا بن‌سلمان؟ يا ترامپ به بن‌سلمان گفته طرف رو بفرسته به ديار باقي يا بن‌سلمان از خاشقچي خواهش كرده كه بميره تا عربستان جلوي ترامپ ضايع نشه؟!
راستي يك سوال مهم و پاياني؛ مگر نه اينكه عربستاني‌هاي عزيز در زبانشان «چ» ندارند؟ پس چرا به جمال خاشقچي، نمي‌گويند خاشق«ج»ي؟!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی