• منتشر شده در دوشنبه, 26 شهریور 1397 06:39
مخترع جوان قائمشهری و برنده مدال نقره المپیاد مخترعین تورنتو در گفت‌وگو با خبرشمال

شاید صدای موفقیت‌هایم از دور خوش‌تر است

 
 
 
 

خبرشمال / مائده مطهری‌زاده


موفقیت؛ نه تصادفی است و نه معجزه‌‌ای! به ویژه  وقتی بارها تکرار شود، نشان از حقیقتی ناب دارد.
چاووش عزیزی کوتنایی نیز از آن دسته آدم‌های موفقی‌ است که با درخشش چندباره‌اش در المپیادها و جشنواره‌های معتبر داخلی و بین‌المللی، این مهم را به اثبات رسانده است.
این جوان موفق

قائمشهری که تا قبل از این توانسته بود در آوردگاه‌های علمی بسیار مهمی چون، المپیاد مخترعین کیش، ایران (سال 1389)، المپیاد مخترعین نورنبرگ، آلمان (سال 2011)، المپیاد مخترعین ژنو، سوییس (سال 2014)، جشنواره بین‌المللی اختراعات ویژه، ایران (سال 1395)، به جوایز و مدال‌های ارزشمندی دست یابد، در روزهای گذشته نیز توانست، گردن‌آویز نقره المپیاد مخترعین تورنتوی کانادا را از آنِ خود کرده و کلکسیون افتخاراتش را کامل‌تر کند.
چاووش عزیزی در این باره با بیان اینکه سه سال را در شهر ایذه و بر روی دستگاه‌های حفاری در جریان پروژه سد کارون 4 کار می‌کرده است، به خبرشمال گفت: من در تمام طول آن سه سال، در فکر ابداع شیوه‌ای جدید و اختراع دستگاهی هیدرولیک یا نیمه هیدرولیک بودم، بلکه با کمک آن بتوان، اندکی از فشار بر روی نیروی انسانی در آن شرایط سخت کاری کاست؛ تا اینکه بالاخره توانستم با کمک برادر عزیزم، بامشاد عزیزی کوتنایی که فارغ‌التحصیل رشته برنامه‌نویسی است و در حال حاضر در آمریکا اقامت دارد، دستگاه تمام هوشمندی را بدون کمک مالی از شخص یا سازمان دولتی و غیردولتی(بخش خصوصی) اختراع کنم که همان اختراع، حالا این‌طور شگفتی‌ساز شده است.
عزیزی، با اشاره به اینکه برای شرکت در المپیاد مخترعین تورنتو، به مبلغی پول برای هزینه‌های رفت و برگشت نیازمند بودم، ادامه داد: به رغم همه تلاش‌هایی که کردم، متاسفانه یا خوشبختانه کسی برای کمک به من در این زمینه داوطلب نشد و من در نهایت نتوانستم به صورت فیزیکی در جشنواره حضور پیدا کنم.
عزیزی در پاسخ به این پرسش که چرا می‌گویید، خوشبختانه، توضیح داد: خوشبختانه به این خاطر که زیر دِین شخص خاصی قرار نگرفتم و مجبور نشدم برای ادای دِین به آن فرد یا افراد، نامی از آنها ببرم.
چاووش عزیزی، در ادامه با اشاره به اینکه به دلیل عدم حضور فیزیکی، ناگزیر، کلیت طرح را به شکل اینترنتی برای سایت جشنواره ارسال داشتم، گفت: هیات داوران از عدم حضور من به عنوان ایده‌پرداز طرح، به شدت متعجب شده بودند و به همین دلیل، ناچار شدم تا با استفاده از نرم‌افزار Skype با هیأت برگزارکننده المپیاد ارتباط برقرار کنم که کار توجیه علمی طرح، از نیمه‌های شب تا بامداد به طول انجامید.
عزیزی، که این همه اظهار ارادت و ابراز محبت به یک جوان در آنسوی مرزهای سرزمینی یک کشور را وصف ناشدنی و غیر قابل چشم‌پوشی عنوان می‌کرد، ادامه داد: چگونه است که من و امثال من در کشورمان این‌گونه غریب و گمنام مانده‌ایم، اما افرادی فرسنگ‌ها آنسوتر از ایران، اینگونه مشتاقانه و مشفقانه ما را به نام صدا می‌زنند و موفقیت‌هایمان را جشن می‌گیرند؟!
این جوان موفق مازنی با بیان اینکه در طول سال‌هایی که گذشت، شرایط کاری و تحصیلی هر روز سخت و سخت‌تر شد، توضیح داد: اما من هرگز دست از تلاش‌هایم در این مدت برنداشتم و هر بار با دیدن مشکلات و موانع جدید، مصمم‌تر از روز قبل در جهت کسب موفقیت‌های بیشتر، گام برداشتم.
در آخرین گفت‌و‌گوی ما با چاووش عزیزی کوتنایی، متوجه شدیم که او چشم امید از ایران برداشته و قصد دارد برای ادامه تحصیل، بار سفر بسته و به آمریکا، همان جایی که برادرش مشغول کار و تدریس است برود.
عزیزی در این باره هم به خبرشمال گفت: رفتن یک کلمه است و به نظر راحت می‌رسد، اما در واقع برای رفتن باید اسباب سفر هم فراهم باشد و این‌طور نیست که یک شبه بار سفر ببندی و بروی؛ البته من هنوز بر سر حرف خودم هستم و بی‌شک هر زمان که شرایط برای رفتن مهیا شود، ایران را با همه مهر و عشقی که به آن دارم ترک گفته و به دنبال سرنوشت و آینده‌ام می‌روم، چون واقعا دیگر انگیزه‌ای برای ماندن در کشورم برایم باقی نمانده است.
چاووش کوتنایی که از بدعهدی‌ها دل پردردی داشت، ادامه داد: تا قبل از کسب موفقیتم در المپیاد اختراعات نورنبرگ، قانونی وجود داشت، مبنی بر اینکه دانشجویان مخترع، می‌توانند بدون کنکور به دانشگاه رفته و در مقطع کارشناسی ارشد، ادامه تحصیل بدهند اما درست بعد از کسب موفقیتم در این المپیاد، این قانون به کلی حذف شد؛ عجیب اینجا بود که وقتی برای پیگیری‌های بیشتر، به دانشگاه مراجعه می‌کردم، به من گفته می‌شد :« شرط معدل، در این باره وجود دارد و از  آنجایی که شما به سقف معدل دست نیافتید، ما قادر به پذیرش شما نیستیم.» البته تنها همین هم نبود؛ بعضی‌ها هم، تحصیل در دانشگاه غیرانتفاعی را مانع از پذیرفتن من در دانشگاه دولتی مازندران می‌دانستند و خلاصه اینکه من به رغم کسب موفقیت‌های بزرگ در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی اختراعات نتوانستم از این مزیت بهره ببرم!
او ادامه داد: نمی‌دانم، شاید به این دلیل که ما نخبگان علمی، اهل لابی‌گری نبوده و با آدم‌های سیاسی نشست و برخاست نداریم و اهل زد و بند نیستیم، ما را نمی‌بینند یا بهتر است بگوییم نمی‌خواهند که ما را ببینند. این جوان مخترع قائمشهری با بیان اینکه چرا با وجود این‌همه تفکرات و ایده‌هایی که در سرم چرخ می‌خورد، باید هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزم، بلاتکلیف باشم و ندانم که قرار است روزم را چگونه به پایان ببرم، گفت: وقتی هستیم،ما را نمی‌بینند، شاید با رفتن‌مان به چشم بیاییم؛ نمی‌دانم، شاید صدای موفقیت‌هایم از دور خوش‌تر است!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی