• منتشر شده در دوشنبه, 19 شهریور 1397 11:59
طنز «خبرشمال» درباره اینکه چه کنیم تا تعطیلات تابستانی به نمایندگان مجلس بچسبد؛

استفاده از چسب رازی با «ز» دسته‌دار (ظ)!

 
 
 
 

/هومن حکیمی


یک شیر پاک خورده‌ای فکر کرد که دفتر روزنامه ما به اداره‌کل آموزش و پرورش مازندران وصل است، پس انشای طفل نوگل خندانش را برای ما ارسال نمود تا ما به دست مدیرکل محترم برسانیم ولی زهی خیال باطل! ما عادت داریم که از افراد و امکانات به‌عنوان ابزار استفاده بنماییم، پس نامه را عینا منتشر می‌نماییم و بعد داخل سطل زباله می‌اندازیم؛ البته جهت فرهنگ‌سازی!
«به نام خدا
البته واضح و مبرهن است که هر کسی به تعطیلات نیازمند می‌باشد، علی‌الخصوص جفتشون! اما به هر ترتیب، من از دبیرمان خیلی ممنونم که برای انشا، این موضوع جذاب تعطیلات تابستانی نمایندگان زحمتکش مجلس را به ما داد. حالا کاری نداریم که دادن، انواع مختلفی دارد و مثلا یک زمانی بابا آب داد و نان داد اما الآن نه آب دارد که بدهد و نه نان! و باز هم کاری نداریم که ما رأی دادیم اما آنها ندادند؛ یعنی به رأی‌مان وقعی ننهادند و ندانند! و باز هم کاری نداریم، چون اصولا کاری و شغلی برای انجام دادن نداریم و دوستانی که رفتند مجلس و قبلش به ما وعده ایجاد اشتغال دادند، هیچ کار خاصی در این زمینه ندادند؛ یعنی نکردند! و همان‌طور که اشاره کردم بالاخره این نمایندگان هم انسان هستند و نیاز به مسافرت و تفریح و آرامش دارند و اینکه آنها اعتقادی به اینکه ما نیاز به آرامش و استراحت و کار و سفر داریم، ندارند دلیل نمی‌شود که دو هفته مجلس را تعطیل نکنند و به عشق و حال نپردازند!
اینجا البته در مورد موضوع انشا، می‌توان خیلی ساده‌گیری کرد و مثلا در پاسخ به اینکه «چکار کنیم که تعطیلات به نمایندگان بچسبد»، از چسب رازی یا راضی یا راظی یا حتی زکریای رازی (از نوع بدون الکلش البته!)استفاده کنیم و بنری را با جمله «نمایندگان زحمتکش، تشکر تشکر» چاپ نماییم و با چسب‌هایی که اسمش را آوردم به پشتشان بچسبانیم! پیشنهاد من البته برای این کار، استفاده از چسب راظی می‌باشد چونکه «ز» آن دسته‌دار است و قاعدتا بهتر می‌چسبد!
یک راه دیگر هم این می‌باشد که در موقع استراحت نمایندگان در این تعطیلات دوهفته‌ای، کاری به کارشان نداشته باشیم که اصولا هم در حالت و روز غیرتعطیل و طبیعی نیز نمی‌توانستیم کاری به کارشان داشته باشیم و اینها، اما ناموسا این دوهفته‌ای اصلا کاری به کارشان نداشته باشیم! آنها هر وقت وقتش شد، خودشان یاد ما می‌افتند و کاری به کارمان خواهند داشت؛ نگران نباشید! بالاخره انتخابات دوره بعدی مجلس نزدیک می‌باشد و گذر پوست به دباغ‌خانه می‌افتد و اگر به آنجا نیفتد، به غسال‌خانه که می‌افتد، نمی‌افتد؟!
نکته دیگر در این رابطه نیز این می‌باشد که وقتی نمایندگان در تعطیلات به شهرهایشان برگشتند، هِی مزاحمشان نشویم و تا دیدیمشان به آنها نگوییم که «آقای محترم! کو اون وعده وعیدهات؟»! یا مدام مثل خرمگس معرکه وارد بازدیدشان از فلان روستا و بهمان دهیاری نشویم و به میزان رأی‌هایشان در انتخابات بعدی صدمه وارد نکنیم! (البته امکان دارد برنگردند به شهرهایشان و یک‌سره از همان تهران بروند به کشورهای بیگانه چون معمولا یکی دوتا از فرزندانشان در آن کشورهایی که برای ما اَخ هستند در حال ادامه تحصیل و کسب روزی حلال هستند و تازه برای ما دعا هم می‌کنند در اوقات فراغتشان!) 
نکته دیگر هم اینکه اگر فرزند یکی از نمایندگان را لب مرز با کلی چمدان سکه و دلار گرفتند، سریع تعمیمش ندهیم به بقیه نمایندگان، چون فرزندان اغلب این دوستان معمولا چوپان هستند و از دلار و سکه و اینها سر درنمی‌آورند! 
خب، این بود انشای من درباره موضوع تعطیلات تابستانی نمایندگان محبوب و زحمتکش ما در مجلس که امیدوارم آقای مدیرکل و نمایندگان استان با خواندنش ذوق کنند و یک کاری برای پدر من و پدر «مرتضی» و پدر «فرهاد» و پدر «فتح‌الله» و پدر «مجید» (این مجید نه، پدرش مایه‌داره چون فامیل آقای «م.د» هستش!، «مجید فداکار» منظورمه) و پدر بقیه دوستان و هم‌کلاسی‌هایم که به آنها رأی دادند اما هنوز بیکارند و دیگر نان ندارند و آب ندارند که بدهند، بکنند.
با تشکر؛ عباس معصومی!»

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی