آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 25 بهمن 1396 07:32
حلیل خبرشمال از اقدام ارزشمند وزیرکار در بوسیدن دست کارگر مازندرانی در مقایسه با برخورد فرماندار نکا:

آقای فرماندار؛ یاد بگیرید!

خبرشمال/
همه ما بارها شاهد صحنه‌هایی بودیم که در آن، وزیر و وکیلی متواضعانه بر دستان کشاورز و کارگری گمنام، بوسه می‌زند و احتمالا از قبل، دوربین‌هایی مدرن با عکاسانی حرفه‌ای مهیا شده تا لحظه وقوع این عظمت را به خوبی ثبت و ضبط کنند و در آینده، برای مقاصد سیاسی از این لحظه استفاده ابزاری به‌عمل آورند.

اما کمتر اتفاق افتاد که کارگری، خودخواسته وزیری را درآغوش بکشد و بر سر و صورت او بوسه زند. آنچه که در قائمشهر اتفاق افتاد از این نوع بود. رفتار وزیر کار در قایمشهر، رفتاری برمبنای معیارهای دینی و اسلامی بود اما آنچه که موجب شد این رفتار در شبکه‌های اجتماعی به چشم بیاید و انگیزه ما برای نوشتن این تحلیل شود، رفتار سخیف وناشی از سرمستی فرماندار نکا با چند شهروند معترض بود که هیچ حقی برای اعتراض برایشان قائل نیست، داد می‌زند و هوار می‌کشد و از همه می‌خواهد«خفقان»بگیرند!

اما در رفتار نوع اول، حکایت از این قرار بود که در سفر اخیر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که با هدف سخنرانی در میدان امام خمینی و در میان راهپیمایی‌کنندگان یوم الله 22 بهمن صورت گرفت، ودر جریان یکی از افتتاح‌ها در قائمشهر، کارگری که یک تارموی سیاه در سروصورت خود نداشت، از غم نان و سختی معیشت، در میان سخن وزیر به اعتراض بلند شد و درحقیقت در میان سخنان وزیر ایجاد اختلال کرد.
مطابق معمول چنین صحنه‌هایی، همه تلاش داشتند کارگر را وادار به سکوت کنند و حتی در همین میانه، کارگر را تهدید کردند که در مراسمی که با حضور وزیر، استاندار، نماینده مجلس و بسیاری از مدیران و شهروندان حضور دارند و دوربین خبرگزاری‌ها روشن است، چنین اقدامی، نوعی اخلال در نظم و تشویش اذهان عمومی است. عده‌ای از ماموران انتظامات نیز با اشاره بانیان آیین افتتاحیه، خود را به کارگر می‌چسبانند تا اوضاع از کنترل آنان خارج نشود. 
اما در این میان اقدامی از وزیر محترم سر می‌زند که شاید ما نیز توقع آنرا نداشتیم چون پیشتر، کمتر دیده‌بودیم در مراسمی رسمی، وزیری چنین متواضعانه و از سر بزرگواری رفتار کند. اما برعکس ده‌ها خاطره داریم از مدیران ارشد و وزرایی که در چنین صحنه‌هایی، همانند فلان فرماندار توهین‌آمیز برخورد می‌کنند و یا همانند فلان وزیر، در نهایت بی‌تفاوتی از کنار درد و رنج مردم که به صورت گلوله‌های آتش از دهانشان بیرون میزند، عبور می‌کنند و در «تجاهل العارفی» سنگدلانه، خود را به ندیدن و نشنیدن می‌زنند.
در این میان اما جناب ربیعی، کارگر را به جلو فرا می‌خواند و ضمن اینکه او را گرم در آغوش می‌گیرد، تریبون را به ایشان واگذار می‌کند. کارگر رنجدیده، مشکل خود را با بیانی تند و ادبیاتی که قطعا تحت تاثیر زندگی سخت و تنگی معیشت اوست، بیان می‌کند. نکته‌ای که می‌تواند برای بسیاری از مدیران و ازجمله فرماندار نکا، درس اخلاق باشد این است که یکی از ماموران انتظامات سالن، خود را آرام به جایگاه می‌رساند، پشت سر کارگر قرار گرفته سعی می‌کند دستش را در بازوی این پیرمرد، قفل کند و او را به عقب بکشد، در این لحظه وزیر، با دستان خود، مامور انتظامات را به عقب هل می‌دهد و پیرمرد را آزاد کرده در آغوش می‌گیرد، بزرگوارانه چندین بار دست و صورت پیرمرد را می‌بوسد. کارگر درمانده، که خود از برخورد بزرگوارانه وزیر مات شد، علی ربیعی را در آغوش می‌گیرد و او را غرق در بوسه می‌کند. 
حقیقتی که در فراسوی این صحنه وجود دارد این است که اگر مدیری، نتوانست در همان لحظه مشکل یک شهروند را حل کند، دست کم می‌تواند و باید با یک برخورد انسانی و اسلامی، برایش حرمت قایل شود و همین نحوه رفتار، فرد معترض را از نظر
روانی آرام می‌کند.
در ادامه وزیر کار دولت دوازدهم، کارگر قائمشهری را به صندلی ردیف اول هدایت می‌کند و او را در کنار استاندار می‌نشاند. این برخورد انسانی و اسلامی علی ربیعی را مقایسه کنید با رفتار احمدی فرماندار نکا که در پاسخ عده‌ای معترض، نیش و پنجه نشان می‌دهد، داد می‌زند و تلاش می‌کند به همه ثابت کند قدرت مطلق 
شهرستان نکا، در دست اوست. با مقایسه این دو نوع رفتار، نتیجه می‌گیریم اگر احمدی، وزیر کار بود و پیرمرد کارگر قائمشهری، با آن ادبیات تند، سخنانش را قطع می‌کرد دو اقدام در آن واحد، انجام می‌داد، نخست اشاره می‌کرد و شاید خود راساً وارد عمل می‌شد و کارگر بیچاره را به شدت تنبیه می کرد، تا دیگر کسی جرات نکند در مقابل وزیر، اظهار وجود کند. سپس در همان لحظه «فی‌المجلس» دستور عزل مهندس اسلامی استاندار مازندران را می‌داد، چون اگر در جلسه‌ای با حضور وزیر اخلال ایجاد شد، مقصر استاندار است که با کوتاهی خود موجب شد هر کسی وارد جلسه شود! ما باید خدا را شکر کنیم که جناب احمدی، فرماندار نکا، استاندار یا وزیر نیست وگرنه معلوم نبود چه بلایی، بر سر شهروندان معترض می‌آمد! نکته دردناک اینجاست که هرچه غلامیان معاون سیاسی فرمانداری تلاش کرد با اشاره چشم و ابرو، به فرماندار بفهماند شان خود را با این قدرت‌نمایی و با این برخورد سخیف، تنزل ندهد، افاقه نکرد و احمدی، همانند چاله‌میدانی‌ها، پاسخ تمام معترضان را با داد و فریاد، داد، همه را منکوب کرد و به خیال خود، همانند فاتحان صحنه را 
ترک کرد و رفت. ای‌کاش یک نفر به ایشان یادآور می‌شد انتقاد و اعتراض حق و حتی تکلیف شهروندان است و در زبان دین، با عنوان «امر به‌معروف و نهی از منکر» واجب است و یک مدیر، در پاسخ به اعتراض به‌حق و حتی نابه‌جای شهروندان، وظیفه دارد در کمال آرامش و احترام، پاسخ بدهد و یکی از دلایلی که به مدیران در جمهوری اسلامی «مسوول» می‌گویند همین است که باید توسط شهروندان، مورد سوال واقع شود و موظف به پاسخگویی است نه مامور به لیچارگویی و فریادزدن بر سر بانویی محجبه و پیرمردی با موهای سفید و جوانان شهر.
درپایان لازم است به جناب احمدی فرماندار نکا متذکر شویم اگر استاندار مازندران مهندس مهرعلیزاده بود، حکم عزل فرمانداری ایشان نیز همانند فرماندارگلپایگان، در ساعت پنج عصر همان روز صادر می‌شد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی