آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 23 شهریور 1396 10:53
خبرشمال از نکوهش برخی از پرسش‌ها در اولین روز آشنایی کودکان با مدرسه گزارش می‌دهد

چشمان دانش‌آموز را با برخی پرسش‌ها تَر نکنید

 

 
 

خبرشمال / مائده مطهری زاده

خاطره اولین روز مدرسه برای همه ما از بیادماندنی ترین و شیرین‌ترین خاطرات زندگی است. اولین معلم، اولین دوستان و همکلاسی‌ها، اولین باری که در صف ایستادیم و اولین باری که بر روی نیمکت در کنار همسالان جای گرفتیم. اولین معلم، اولین مدیر و اولین ناظم! خلاصه همه چیز بوی تازگی می‌داد! اما همین داستان خاطره انگیز و زیبا برای برخی کمی تلخ آغاز شد.

* پدر محمد
پدر محمد، از رفتگران زحمتکش شهرداری است. او سا‌ل‌هاست که در خیابان‌ها جارو به دست می‌گردد و تمیزی را برای خیابان‌های شهر به ارمغان می‌آورد.
او به شغل خودش افتخار می‌کند و تنها فرزندش، محمد هم هیچگاه از اینکه پدرش یک رفتگر ساده شهرداری است، غمگین و ناراحت نبود.

* اولین روز مدرسه برای محمد چگونه گذشت؟
روزها گذشت و گذشت تا اینکه محمد که دیگر حالا هفت سال تمام داشت، به همراه مادرش، راهی مدرسه شد. خنکای نسیم صبحگاهی اول مهرماه، گونه‌هایش را نوازش می‌داد و او را برای یک شروع تازه آماده می‌کرد.
اولین تصویر مدرسه برای محمد، بسیار عجیب و البته جذاب بود. او بچه‌های زیادی را می‌دید که همچون او به همراه والدین‌شان، به مدرسه آمده بودند. برخی‌هایشان، که گویی با محیط مدرسه از قبل آشنایی داشتند، شیطنت‌های کودکی‌شان گل کرده بود و مدرسه را روی سرشان گذاشته بودند.
اما محمد که تنها نظاره‌گر این جست و خیزهای کودکانه بود، دست در دست مادرش گذاشته و از کنار او جُم نمی‌خورد تا اینکه بالاخره صدای اولین زنگ مدرسه در گوشش طنین انداز شد.
مادرش که زن مهربان و سختی کشیده‌ای بود، با یک بوسه مادرانه بر پیشانی محمد، از او خداحافظی کرد و رفت. محمد هم که تا آن زمان کمتر ساعتی را به دور از مادر سپری کرده بود، با بغض اندکی در گلو، به دوستان دیگرش در صف ملحق شد.
صف اولین روز مدرسه، با صحبتهای مدیر و برگزاری جشن آغاز سال تحصیلی، طولانی و خسته کننده شده بود. اما به هر حال، بعد از ساعتی زنگ بعدی هم به صدا درآمد و بچه‌ها در داخل صف‌های در هم تنیده، راهی کلاس‌هایشان شدند.

* خوشحالی از دیدن پسر همسایه 
محمد هم که بعد از دیدن پسر همسایه اندکی از بغض‌هایش را فروخورده بود، دست در دست او بر روی یکی از نیمکت‌ها جای گرفت. کلاس، خیلی شلوغ بود و بچه‌ها از سر و کول هم بالا می‌رفتند، تا اینکه مبصر کلاس که از مقطع پنجم ابتدایی، انتخاب شده بود، با گفتن برپا، ورود معلم را به بچه‌ها اطلاع داد و کلاس به یکباره ساکت شد. خانم معلم، زن مهربانی به نظر می‌رسید. این را می‌شد از لبخند بسیار ملیحی که بر لبانش نقش بسته بود، فهمید.

* شغل پدرتان چیست؟!
او ابتدا خود را به بچه‌های کلاس معرفی کرد و بعد از دانش‌‌آموزان خواست تا یک به یک خود را معرفی کرده و در انتها شغل پدرشان را نیز بگویند. اما محمد که دوست نداشت، شغل پدرش را در کلاس با صدای بلند اعلام کند، از این موضوع ناراحت شد.
بچه‌ها یکی یکی بلند شده و بعد از معرفی خود، شغل پدرشان را اعلام می‌کردند تا اینکه نوبت به محمد رسید.
*خنده‌های یواشکی به شغل پدر محمد
محمد، بعد از معرفی خودش، شغل پدرش را با صدایی که انگار از ته چاه در می‌آمد، اعلام کرد و معلم نیز که موضوع را فهمیده بود، از کار خودش پشیمان شد و این در حالی بود که دیگر، کار از کار گذشته و کلاس، پر از خندههای یواشکی شده بود! خاطره اولین روز مدرسه برای محمد و بسیاری از بچه‌ها می‌تواند بسیار شیرین‌تر از این اتفاق بیفتد، به شرط آنکه ما نسبت به عواقب رفتارها و گفتارهایمان، آگاهی بیشتری پیدا کنیم.

*اولین برخورد بسیار مهم است
ایمان کامل، روانشناس تربیتی، در این باره به خبرشمال گفت: اولین برخورد در شکل‌گیری هر نوع ارتباطی، بسیار مهم و حیاتی‌ست که شامل مجموعه‌ای از رفتارها و گفتارها و حتی پوشش مناسب می‌شود.
*خاطره اولین روز حضور در مدرسه
این روانشناس، دوره اول ابتدایی و به ویژه روز اول مدرسه را یکی از بزنگاه‌های اصلی در زندگی اجتماعی هر فردی دانست و خاطرنشان کرد: معلم اول ابتدایی، علاوه بر رعایت آراستگی و شان و منزلت خویش، باید به گونه‌ای رفتار کند که دانش‌آموزان در همان نگاه اول، به مدرسه و فضای آموزشی آن دلبسته شده و خاطره خوشی از اولین حضورشان در مدرسه در ذهن آنها نقش بندد.

* نقطه شروع بسیار مهم
کامل، با تاکید بر اینکه دانش‌آموزان، تقریبا 5 تا 6 ساعت از بهترین ساعات روزشان را به مدت9 ماه، در مدرسه می‌گذرانند، تصریح کرد: معلم، اولین فردی است که یک کودک، برای اولین بار در فضایی خارج از فضای امن خانه و خانواده، با او آشنا می‌شود و بنابراین، نقطه شروع این آشنایی در دراز مدت بسیار حائز اهمیت است.

* آموزش نحوه آماده‌سازی کودکان برای ورود به مدرسه به اولیاء
این روانشناس، در ادامه به لزوم بکارگیری خلاقیت در میان معلمان و همچنین ضرورت آماده‌سازی کودکان برای ورود به محیط جدید (مدرسه) توسط اولیاء نیز اشاره و تاکید کرد: مدارس ما نیز می‌توانند با دعوت از والدین و آموزش نحوه آماده‌سازی کودکان برای ورود به مدرسه، در یک روز قبل از اول مهرماه، در به وجود آمدن یک احساس تعلق پایدار در کودکان، سهم بسزایی را ایفا کنند.

دوست داری در آینده چکاره بشوی؟!
کامل، همچنین درباره نوع سوالات معلمان اول ابتدایی برای آشنایی بیشتر با دانش‌آموزانی که به تازگی وارد مدرسه شده‌اند نیز گفت: خوب است معلمان به جای پرسیدن سوال «شغل پدرت چیست؟!» که می‌تواند یک سوال چالشی و مبهم برای برخی از کودکان در نظر گرفته شود، با پرسش «دوست داری در آینده چکاره شوی؟» علاوه بر شکل‌گیری یک نگرش و زاویه نگاه تازه به جهان در اذهان کودکان، دلیل تازه و روشنی برای یادگیری را به آنان القاء کنند.

* کلام آخر
معلمان گرامی اول مهر نزدیک است! لطفا شغل پدرها را از آنها نپرسید! وقتی هنوز احترام ‌به همه شغل‌ها و پدرها را یاد دانش آموزانتان نداده‌اید! 
حالا قصه چشمان یتیمی که از نعمت داشتن پدر محروم است، بماند

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی