• منتشر شده در چهارشنبه, 24 خرداد 1396 07:28
خبرشمال به بهانه صعود تیم ملی ایران با درخشش سردار شمالی به جام جهانی 2018 گزارش می دهد

تکرار پیروزی با سردار شمالی

خبر شمال / مائده مطهری زاده

فوتبال یکی از پرطرفدارترین و مفرح‌ترین ورزش‌ها در تمام دنیاست. این رشته، ورزش اول اکثر کشورها محسوب می‌شود و به همین خاطر نیز بیشترین توجهات، چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی، متوجه این ورزش است و بنا بر همین توجهات، سالهاست که به ویژه در سطح ملی به یکی از تجلی‌گاه های اصلی تبلور ارزش های ملی- میهنی تبدیل شده تا جایی که کشورها با هر پیروزی که کسب می کنند سراسر، شادی و نشاط می‌شوند و احساس شور و شعف تمام وجودشان را فرا می گیرد.  از همین روست که اغلب کشورهای دنیا سعی می کنند تا با گسیل تمام ظرفیت های مادی و معنوی خویش، از تمامیت این ورزش ملی که حالا دیگر به یک سمبل ملی- میهنی نیز تبدیل شده است حراست کنند.

* فوتبال و رابطه آن با غرور ملی 
فوتبال، شادی و غرور ملی کلماتی هستند که وقتی در کنار هم می آیند، یک زنجیره کامل را تشکیل می دهند. اینگونه است که برخی این ورزش را بُعد ملی آن، در کنار زبان و فرهنگ و تمدن ملی قرار داده اند، چرا که می تواند در بهترین شکل خویش، مظهر اتحاد و یکپارچگی ملی و تقویت کننده وحدت و انسجام آحاد ملت است.

*فوتبال و رابطه آن با سیاست
اما این ورزش روح‌افزا و امید‌‌‌‌‌‌‌‌‌آفرین، علاوه بر آنکه روح امید و شادی و نشاط را در جامعه تزریق می‌کند، خود، نیز برای سرپا ماندن و امیدزایی و تولید نشاط بیش از پیش، به یک موتور محرکه نیاز دارد و آن هم سیاست کاری دولت هاست. شاید در نگاه اول، این موضوع بی معنی به نظر بیاید که چگونه می شود، سیاست به فوتبال مربوط باشد؟ اما واقعیت آن است که فوتبال همانقدر که تاثیر گذار است، بشدت نیز تاثیر پذیر است. در طول سالهایی که از عمر فوتبال در عرصه های مختلف منطقه ای و جهانی می‌گذرد، برخی از کشورها که شعله های جنگ بر خرمن زندگانی شان افتاده بود، نیز در عرصه حضور یافتند و بعضا نیز نتایج دلچسبی را بدست آوردند که در جای خود بسیار قابل ملاحظه نیز بوده است. 
این کشورها که با بازی های مقتدرانه شان ثابت کرده بودند، صحنه رقابت های ورزشی نیز می تواند به صحنه نبرد با دشمن تبدیل شود، با هر چه که در توان داشتند، به میدان آمدند تا در زندگی ستیزانه‌ترین شرایط کشورشان، پیام آور صلح و عشق و امید به آینده باشند. همین چند سال پیش و درست در شرایطی که کشور عراق در آتش جنگ و اشغال می سوخت، تیم ملی اش، موفق می شود علیرغم همه فشارها و استرس هایی که به دلیل وضعیت جنگی کشورش بر روی دوشش بود، به یک پیروزی شیرین و مقتدرانه و البته باورنکردنی دست یابد و جام قهرمانی آسیا را بر روی سر ببرد که این اتفاق، در نوع خود اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر بود! و بسیاری از کشورها مات و مبهوت مانده بودند که چگونه کشوری که در جنگ همه چیزش را باخته، به چنین برد خارق العاده ای دست می یابد و این نبود مگر، با قدرت عزم و اراده ای که در میان تک تک اعضای تیم ملی عراق از کادر فنی گرفته تا اعضای اصلی و ذخیره تیم و... موج می زد تا نشان دهند چگونه می توان با اتحاد و انسجام و اراده و پشتکار، پشت هر شکستی را به خاک مالید و پیروز شد.

* صعود تیم ملی ایران به جام جهانی 2018 روسیه 
برد مقتدرانه و پیروزی شیرین و دلچسب تیم ملی ایران در برابر ازبکستان، علاوه بر آنکه تا حدود زیادی مدیون و مرهون تلاش های تک تک اعضای تیم ملی از صدر تا ذیل بوده است، حاصل امیدآفرینی و شادی و نشاطی بوده است که از پیروزی شیرین مردم ایران در روز بهشتی اردیبهشت و انتخاب عقلانیت و تدبیر سرچشمه می گیرد.  بی شک مردم ایران، لایق چنین پیروزی بزرگ و زیبایی بوده اند. آنها بذر امیدی را که در بیست و نهم اردیبهشت ماه در خاک زرخیز و پرمهر ایران کاشته بودند، برداشت کردند و چه محصولی بهتر از این؟! قطعا پالس ها و سیگنال های مثبتی که از سیاست داخلی و خارجی هر کشوری به بخش های مختلف آن سرایت می کند، اثرات بسیار زیادی بر تمامی جنبه ها می گذارد و اگر این پیام ها مثبت باشد، نتیجه آن نیز مثبت است و اگر منفی باشد اثر آن نیز منفی خواهد بود. به نظر می رسد ورزش، این روزها، به یکی از بازوان قدرتمند دیپلماسی تبدیل شده و هر قدر که دیپلماسی فعالتر باشد، موفقیت های ایران در میادین و مجامع جهانی درخشان تر خواهد بود.
اما این روزها، ورزش، به ویژه فوتبال، هووهایی دارند که به خون شان تشنه اند و آن هم نیست مگر خشونت و افراط گرایی که در سطح جهان با حضور گروهک تروریستی داعش و داعش مسلکان شاهد آن هستیم. متاسفانه اینان که از شادی و نشاط، بویی نبرده اند، با هر چه که شادی آفرین و هیجان انگیز باشد، از اساس مخالفند و این مخالفت شدید اللحن خویش را از طریق آتش افروزی در برخی زمین های فوتبال بزرگ دنیا و با انفجارهای متعدد و مهیب نشان می دهند که باید گفت آنها هر قدر هم که قدرتمند باشند، در برابر قدرت آحاد ملت های جهان که به اندازه پشیزی نیستند.

* کلام آخر
اما سخن آخر را رو به جریان تندرو و افراطی داخلی اینگونه خواهیم گفت که: شما که شکست دردمندانه استقلال را به اعتبار حمایت سرمربی این تیم از ناحیه دولت می دانستید، حالا خوب است که انصاف را رعایت کرده و پیروزی مقتدرانه تیم ملی را به اعتبار حمایت اکثریت ملت سرافراز از رییس جمهور منتخب را نیز از جانب دولت بدانید که البته این به عدالت نزدیکتر است!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی