آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 28 تیر 1400 07:56
«خبرشمال» به مناسبت پیروزی «قهرمان» در کن، از مصایب «فرهادی» بودن می‌نویسد؛

فضای کاملا «بسته» ذهن ایرانی


/ماه‌بانو صالح‌نژاد
اشاره: چند روز پیش بود که در همین صفحه از حضور «قهرمان»، تازه‌ترین ساخته «اصغر فرهادی»، کارگردان مطرح ایرانی در جشنواره بزرگ و مهم «کن» نوشتیم و حالا باید خبر دهیم که این «قهرمان» موفق به دریافت جایزه بزرگ هیات داوران جشنواره فیلم کن شد. شادی مردم و گروه همراه فرهادی به این بهانه بسیار طبیعی است و نیازی به نوشتن ندارد، اما آن‌چه غیرطبیعی است و باید نوشت، برخی بازی‌های با واژه‌ها و سختی‌های فرهادی بودن، حتی در موفق‌ترین روزهای زندگی کاری‌اش است.
مراسم اختتامیه هفتاد و چهارمین دوره جشنوار کن برگزار شد و نماینده ایران برنده جایزه بزرگ هیات داوران شد. فیلم «قهرمان» به کارگردانی اصغر فرهادی، توانست جایزه بزرگ هیات داوران جشنواره فیلم کن را از آن خود کند. فرهادی این جایزه را به صورت مشترک با فیلم «کوپه شماره شش» به کارگردانی «یوهو کاسمانن» فنلاندی دریافت کرد. جایزه نخل طلای بهترین فیلم نیز به فیلم «تیتان» ساخته «ژولیا دوکورنو»ی فرانسوی رسید. اصغر فرهادی در دوره‌های پیشین این جشنواره هم جوایز معتبری با دو فیلم «گذشته» و «فروشنده» کسب کرده است؛ از جمله جایزه بهترین بازیگری برای برنیس بژو، بازیگر زن فرانسوی «گذشته» که سال ۲۰۱۳ به نمایش درآمد و همچنین جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر جشنواره سال ۲۰۱۶، برای بازی شهاب حسینی در «فروشنده».
«قهرمان» پارسال در شهر شیراز به تهیه‌کنندگی مشترک اصغر فرهادی و الکساندر ماله‌گی مقابل دوربین رفت و به عنوان محصولی مشترک از کمپانی فرانسوی ممنتو فیلمز و فرهادی پروداکشن در جشنواره کن به نمایش درآمد. فیلم روایتگر نقش شبکه‌های اجتماعی، مقبولیت عمومی، عملکرد سازمان‌های مردم‌نهاد، بی‌اعتمادی روزافزون حاکم بر جامعه و شکاف عمیق اجتماعی در میان اقشار مختلف جامعه است. امیر جدیدی نقش مرد میانسالی به نام «رحیم» را بازی می‌کند که به خاطر بدهی مالی به زندان افتاده است. او در زمان مرخصی کوتاه مدتی تلاش می‌کند با پرداخت بخشی از بدهی‌اش، رضایت طلبکارش را که پیشتر نسبت خانوادگی با او داشته، جلب کند. کیفی که معشوقه او پیدا کرده، راه پرداخت این بدهی است. اما او وقتی متوجه می‌شود سکه‌های پیداشده برای پرداخت بدهی کافی نیست، تصمیم می‌گیرد کیف را به صاحبش پس بدهد. این اقدامش مورد توجه مسوولان زندان قرار می‌گیرد و آنها با دعوت از خبرنگاران صداوسیما، تلاش می‌کنند از او چهره‌ای مقبول نزد افکار عمومی بسازند، در حالی که در زندان تحت مدیریت آنها به تازگی یک زندانی به شکل مشکوکی کشته شده است. این اتفاقات سرآغاز بیان روایت پیچیده و به شدت درگیرکننده‌ای می‌شود. «قهرمان» از نظر ساختار و شیوه روایت، ادامه فیلم‌های قبلی اصغر فرهادی است. اینجا هم با داستان پرتعلیقی روبه‌رو هستیم که گره‌های معمایی‌ پنهان مانده‌اش به تناوب با درگیر کردن روانی تماشاگر باز می‌شود. منتقدان آقای فرهادی همچنان می‌توانند بگویند باز هم با یک فیلمنامه به شدت مهندسی شده روبرو هستند. شخصیت‌های فیلم، برخلاف چند فیلم اخیر فرهادی از «چهارشنبه سوری» به بعد، از طبقه متوسط نیستند. آنها از طبقه محروم جامعه، آشکارا درگیر با مشکلات اقتصادی تحمیل شده بر آنها هستند. اتفاق مهمی که در فیلم «قهرمان» رخ داده است حضور حکومت و نمایندگانش در مجموع حوادثی است که در فیلم می‌افتد. نمایندگانی از دو بخش بسیار مهم حکومت، بخش قضایی و رسانه‌ای در فیلم حضور دارند و آنها هم در چرخه دروغ و پنهان‌کاری که در فیلم دیده می‌شود، درگیر هستند و نگران از اعتبار و جایگاهشان نزد مردم، مهیب‌ترین عملکردها را دارند. چنین وضعیتی را در بعضی فیلم‌ها دیده‌ایم، اما تماشاچیان «قهرمان» می‌گویند این تصویر جدیدی از مسوولان است. قهرمان کیست؟ فرهادی در پاسخ به این پرسش، هرچند بر قضاوت جمعی کوتاه مدت و در مواردی سطحی جامعه در قهرمان سازی تاکید می‌کند اما سهم دولت را در این بی‌اعتمادی جمعی شکل‌گرفته اندک نمی‌داند و تاثیر اقدامات یک دولت بر مردمش را یادآور می‌شود. از سوی دیگر، شخصیت‌های اصلی «قهرمان» هرچند برای منفعت و دستیابی به موقعیت بهتر، دروغ می‌گویند اما میزان پایبندی آن‌ها به ارزش‌های اخلاقی و کرامت انسانی را می‌توان با یکدیگر مقایسه و ترتیب‌بندی کرد. یکی از مهم‌ترین تقابل‌های اخلاقی در این زمینه، در پایان فیلم شکل می‌گیرد که شخصیت اصلی فیلم بر سر اصولش با نماینده دولت درگیر می‌شود. «قهرمان» از نظر بسیاری بهترین فیلم اصغر فرهادی نیست اما می‌توان آن را صریح‌ترین فیلم کارنامه‌اش در تصویر تنش‌های و شکاف‌های اجتماعی و سیاسی در ایران دانست.. سینمای ایران پیشتر تنها یک بار با فیلم «طعم گیلاس» ساخته عباس کیارستمی به صورت مشترک با فیلمی ژاپنی به جایزه نخل طلا رسید. حالا فرهادی که پیش از این هم با دریافت دو جایزه اسکار پرافتخارترین سینماگر فعلی ایران محسوب می‌شد، تجربه شیرین جایزه کن را به ما هدیه داده است. این که حجمی از خشم و ناراحتی نسبت به یک اتفاق هنری که باید با خوشحالی و شعف درباره آن حرف زد، ریشه در چه دارد، نکته نوشتنی و مهمی است. گروهی فرهادی را با انواع و اقسام پرسش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی به چالش کشیده‌اند که چرا چنین هستی یا نیستی؟! چرا چنان کردی یا نکردی؟! چرا گفتی یا نگفتی؟! برخی دیگر به او انواع و اقسام تهمت‌ها را زده‌اند که او همیشه در حال کوبیدن طبقه متوسط جامعه است و احتمالا این فیلم هم در ادامه آنهاست، در حالی که هنوز «قهرمان» را تماشا نکرده‌ایم! از یک طرف دیگر مصاحبه او با نشریه ورایتی و اشتباه در ترجمه باز حاشیه‌ای دیگر را رقم زد که این بار نیروهای توئیتری و شبکه های اجتماعی به او حمله کردند که باعث شد فرهادی در جلسه مطبوعاتی فیلم به صراحت اعلام کند بخشی از صحبت‌هایش توسط ورایتی به اشتباه به انگلیسی ترجمه شده و او از کلمه سرکوبگر استفاده نکرده است. فرهادی گفت: « این تصور در دنیا وجود دارد (البته نه همه جا) که اصلا شبکه‌های اجتماعی در ایران وجود ندارد. مصاحبه کننده از این مساله شگفت زده شد و من گفتم که بله حتی به نظرم بیشتر در میان جوانان ما حضور دارد تا کشورهای غربی، چون فضای بسته‌ای وجود داشته که در ترجمه زده شده «سرکوبگر» اما حرف من «فضای بسته» بود، فضای بسته‌ای برای بیان نظرات! وقتی این فضا با شبکه‌های اجتماعی باز می‌شود، طبیعی است که نظرات در آنجا مطرح می شود». حالا بعضی با انتقادات کورانه نشان دادند حق با فرهادی بوده و فضای کشور ما برای بیان نظرات و حتی کسب افتخارات «بسته» است. انواع و اقسام سوالات هم مطرح شد؛ درباره این که چرا با امیر جدیدی و محسن تنابنده کار کرده، در صورتی که آنها بازیگرانی هستند که قبل تر با فیلم یا سریال‌های نزدیک به دولت فعالیت داشته‌اند و این فیلم نشان‌دهنده ضعف برخی نمایندگان دولت است و این‌جور جواشی دردسرساز. اصغر فرهادی یک فیلم ساخته است و در معتبرترین جشنواره سینمایی دنیا ارایه شده که از سراسر جهان فقط 20 فیلم در بخش مسابقه اصلی پذیرفته می‌شود و فیلم او یکی از این 20 فیلم است. تا همین جا اتفاق بزرگی رقم خورده بود و پیروزی «قهرمان» هم نهایت افتخار بود، مابقی ماجراها، فقط حاشیه است. بسیار بعید است که فیلمسازی از هر کشور دیگری موقع شرکت در جشنواره کن چنین فشاری را از طرف جامعه و فضای مجازی جامعه کشورش متحمل شود.
فرهادی یک فیلمساز است، نه ادعای فعال اجتماعی یا سیاسی دارد و نه چیز دیگری. او فیلم ساخته است و انتقاد به فیلم یا فیلم‌های او امری بسیار طبیعی و منطقی است، ولی این حجم از انتقاد، حمله، هجمه، پرسش های شخصی و تفتیش عقایدی، و ... به شخص او با هیچ معیاری نه قابل قبول است و نه قابل درک. برخی همچون «محمد رسول‌اف»، در واکنش به اظهارات اصغر فرهادی در خصوص همکاری با بازیگرانی که سابقه همکاری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دارند، نوشت که با این استدلال آیشمن هم فقط یک سرباز بود که می‌کوشید وظیفه‌اش را به خوبی انجام ‌دهد؛ فرهادی گفته بود که تنها نقش و بازی بازیگران در ایفای آن نقش برای او مهم است. رسول‌اف، کارگردان ایرانی، در توئیتی نوشت: «اگر هویت شغلی ‌ما حساسیت‌های ضروری انسانی‌مان‌‌ را از میان ببرد، تبدیل به شئ می‌شویم. «بازیگر، بازیگر است» ترویج و عادی‌سازی شی‌شدگی‌است». حالا ما می‌نویسیم که قیاس یک بازیگر و یک هنرمند با یک سرباز جنگی هم قیاس نادرست و تلاشی برای مغلطه است و هنر را با جنگ نمی‌توان مقایسه کرد.
هرچه بگوییم و بگویند، فرهادی «قهرمان»اش را ساخته و تا پیروزی در جشنواه کن پیش رفته و ما حالا تازه داریم یاد می‌گیریم با قهرمانان چگونه رفتار کنیم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی