آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 20 خرداد 1400 09:38
تحلیل «خبرشمال» از تبلیغات غلط و قدیمی و بدون کارکرد اغلب نامزدهای دو انتخابات 1400؛

خودشان نیستند

/هومن حکیمی
اشاره: شبکه بی‌بی‌سی فارسی، اخیرا مستندی پخش کرده از فجایعی که در حوزه پلیس افغانستان رخ داده و در آن با گفت‌وگو با چند بانوی افغانی که به شکلی شنیع توسط چند مسوول و پلیس این کشور مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، به ابعاد فجیع این اتفاق می‌پردازد...

*اول
با دیدن بخش‌هایی از این مستند (نتوانستم به طور کامل ببینم چون بسیار آزاردهنده است و ذهنم را دوباره می‌برد سمت این بخش حقیقت که چقدر انسان می‌تواند مشمئزکننده باشد) مفهوم را در ذهنم پاره پاره می‌کنم و حالا درباره بخشی از آن می‌نویسم که می‌تواند غرورآمیز باشد و البته به فضای سیاسی این روزهای کشورمان هم ارتباط دارد.
از نظر من خانم‌هایی که با جسارت هر چه تمام مقابل دوربین این مستند نشسته‌اند و همراه با بغضی که گاهی به اشک می‌رسد، ماجرای این ظلم را به صراحت و حتی با جزییات تعریف کرده‌اند انسان‌های بزرگی هستند.
آنها خود خودشان هستند. از وضعیت تحقیرآمیزی که دچارش شده‌اند و اتفاقا در ایجادش هیچ اختیاری نداشته‌اند، بسیار آسیب دیده‌اند و گلایه دارند اما از آن فرار نمی‌کنند. مواجه شده‌اند با این فاجعه و حالا برای اینکه جلوی تکرارش را بگیرند، «مردانه» با تبعاتش هم مواجه شده‌اند و اینجاست که این اصطلاح «مردانه» رنگ می‌بازد یا جدا می‌شود از جنسیت.
تک‌تک این بانوان می‌توانند مسوولیت‌های اجتماعی حساسی را بر عهده بگیرند. می‌توانند وزیر و وکیل و... بشوند چون اهل مماشات و فرار و دروغ نیستند و استفاده از ظرفیت‌های فراوان چنین آدم‌هایی‌ست که می‌تواند هر جامعه‌ای را به تعالی برسانند...
*دوم
به دو مناظره تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری 1400 که نگاه می‌کنم، هیچ نکته‌ای که جذاب باشد و آدم را ترغیب کند که یکی نسبت به دیگری برتری دارد، به دست نمی‌آورم. حرف‌ها یا کلیشه‌ای و کلی‌ست یا بی‌ارتباط به فضای امروز و خواست و نیاز جامعه و وعده‌های‌شان عجیب و غریب و گاه غیرکارشناسی و غیرمسوولانه است.
درباره نامزدهای شوراهای اسلامی شهرها هم همین‌طور است؛ معرفی و تبلیغاتی قدیمی و کلیشه‌ای و شعارهایی اغلب مضحک و استفاده یا سوء‌استفاده از اتفاق‌هایی که در گذشته افتاده و ایجاد فضایی باسمه‌ای و پا در هوا که تهش هم عاقبتی برای مردم نخواهد داشت.
حالا اینکه فلان نامزد ریاست جمهوری چند کلاس سواد بیشتر ندارد یا دکترا دارد و...، چقدر اهمیت پیدا می‌کند وقتی امید در کمترین سطح ممکن وجود دارد و صداقت سال‌هاست که کیمیا شده است؟ این چیزها چقدر اهمیت دارد وقتی نگاه دگم در برخی همچنان وجود دارد و آخر وعده‌ای که می‌توانند بدهند افزایش یارانه به رقمی غیرمنطقی (که معلوم هم نیست منبع تامینش کجاست) ختم می‌شود که این هم یعنی، صدقه‌گرایی!
اینکه فلان نامزد مثل فیلم‌های هندی در پوسترهایش با انگشت یک جای دور را نشان می‌دهد و از سوابق نه چندان جذابش جلوی دوربین می‌گوید، قرار است چه طیفی را پای صندوق‌های رأی بکشاند و چه اثر مثبتی را به همراه بیاورد؟...
*سوم
از نظر من نامزدهای این دوره انتخابات کشور ما باید مستند پخش شده درباره تجاوز به خانم‌ها توسط پلیس افغانستان را با دقت تماشا کنند.
آنها باید درک کنند که مردم خسته و مستأصل امروز، نیاز به دیدن حقیقت با تمام تلخی‌اش و شنیدن ابعاد آن توسط نامزدها دارند و فقط این‌طوری‌ست که شاید بتوانند به تعدادی از آنها اعتماد کنند. چیزی که «حمید مصدق» سال‌ها پیش به درستی و زیبایی سروده بود را امروز می‌شود در فضای سیاسی کشور به خوبی احساس کرد و این آبی که رفته را با آبرویی که رفته باید پیوند داد و تلاش کرد دست‌کم قطره‌ای از آن به جوی بازگردد.
نامزدهای انتخاباتی مثل هر انسان دیگری ضعف‌هایی دارند و اشتباهاتی را در گذشته مرتکب شده‌اند و بهتر است امسال از این راه وارد شوند؛ صاف و صریح و صادقانه و پوست‌کنده، از ایرادهای‌شان بگویند و از اشتباهات‌شان و از مردم بخواهند به آنها فرصتی داده شود که جبران کنند، وگرنه یک مشت حرف تکراری و عکس و تکراری و رفتار کلیشه‌ای عصر حجری، هیچ چیزی را در هیچ کسی حتی قلقلک هم نخواهد داد...
*موخره
همچنان معتقدم که این دوره در انتخابات شوراهای شهرها، بهترین فرصت است که خانم‌ها سهم بیشتری داشته باشند اما دست‌کم در استان مازندران، تقریبا مطمئنم که این دوره هم بانوان ما هنوز نتوانسته‌اند و نمی‌توانند از ظرفیت‌شان بهره درستی ببرند؛ مگر اینکه این روزهای اخر منتهی به 28 خردادف معجزه‌‎ای بشود!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی