آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 18 فروردين 1399 08:02
«خبرشمال» با نگاهی به کتاب «هنر همیشه بر حق بودن» از معنای پیروزی در ایران می‌نویسد؛

آرتور بچه ناف فدک!

 
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

جدل مناقشه‌آمیز یعنی هنر بحث و گفت‌وگو به وضعی و با تکنیک‌هایی که آدمی، فارغ از درست یا نادرست بودن موضع و حرف‌هایش، کوتاه نیاید و در برابر فرد روبه‌رویش عقب‌نشینی نکند. جدل مناقشه‌آمیز را شاید من برای نخستین‌بار برای شما تعریف کردم اما اگر در ایران زندگی‌ می‌گذرانید، قطعا بارها با آن روبه‌رو شده و آشنایش هستید. روشن کردن صفحه تلویزیون در ایران، کار کردن در ادارات ایران، تقاضا و شکایت به دستگاه قضا در ایران و بسیاری فعالیت‌های روزمره چون ایستادن در صف نانوایی در ایران می‌تواند جدلی مناقشه‌آمیز در برابر شما قرار دهد.
«آرتور شوپنهاور» فیلسوف آلمانی یکی از بزرگترین فلاسفه اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید معرفی شده است اما در اثر منحصربه‌فردش، «هنر همیشه بر حق بودن» نشان می‌دهد جامعه‌شناس و طنزپرداز هم هست و می‌تواند با کنایه‌هایش به بسیاری از خوانندگان بفهماند چقدر شیوه بحثشان‌ بوی بدی دارد و بوی بدش را همگان حس می‌کنند حتی اگر به روی خود و او نیاورند. از طرفی با خواندن این کتاب دستمان می‌آید چه کلاه‌هایی و در چه سایزی بر سر ما گذاشته‌اند و ما با تصور ضعف استدلال در خودمان، تسلیم شده‌ایم.
شاید در هیچ‌جایی از دنیا به اندازه کشور عزیزمان ایران، خواندن این کتاب و آشنایی با فنون کثیف مباحثه الزام نداشته باشد. ما در ایران جای سقراط و افلاطون‌مان با سوفسطاییان عوض شده است؛ خطابه‌ها که در همه دنیا تنها تلاش مذبوحانه افراد برای ترغیب و اقناع محسوب می‌شوند، برای ما سند‌ و دستور محسوب می‌شوند، تکلیف روزگار و بازار ما در میان خطابه‌ها معین می‌شود. تجزیه و تحلیل خطابه‌ها که تمام سیاست ایرانی را شامل می‌شود، در منطق بی‌معناست و تبدیل شده‌ایم به سرزمینی که خوشبختی و موفقیت مستقیما از فریبکاری، فصاحت کلام و مناقشات در مجادله نتیجه می‌شود.
اگر کمی از طبع پست فاصله بگیریم و بچسبیم به انسانیت وجودمان، باید در هر بحث و جدلی به دنبال کشف حقیقت می‌بودیم، بدون این‌که مهم باشد حق با ماست یا دیگری. اما این‌روزها حتی در میان سخت‌ترین بلایا و چالش‌ها و حتی بالاترین مقامات و مردمان، دلمشغولی جز کشف راه اثبات خود ندارند، اثبات حق کار چه‌کسی‌ است را نمی‌دانیم. با بررسی چند مورد از راهکارهای فریبکاری شوپنهاور به‌وضوح سخنانی که در گوشمان از هر سو فرو می‌شود را می‌بینیم و البته شاید دانستن و دیدنش، حاصلی جز حرص خوردن نداشته باشد. با دانستن این نکته، راهکارها را در ادامه متن معرفی می‌کنم و قابل شما را هم ندارد؛
1. گستره‌ مصداق را بسط بده
2. از مشترک‌های لفظی استفاده کن
3. گزاره‌های خاص طرف مقابل را تعمیم بده تا ببازد
با این ترفندها به چیزی متفاوت از حرف اصلی طرف حمله می‌کنیم اما خودش نمی‌فهمد از کجا ضربه خورده است و چقدر این روش‌ها ایرانی امروزی است!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی