آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 29 بهمن 1398 11:23
«خبرشمال» از برهم‌کنش انتخابات مجلس شورای اسلامی و فرهنگ می‌نویسد؛

همه می‌گویند دیگری بد است!

 
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد /


اشاره: فرهنگ را چه می‌دانیم، چه تعریفش می‌کنیم؟ هزاران جلوه و حرف از این واژه 5حرف می‌توان دریافت که در این صفحه ما همه تلاشمان بر این است هر حادثه را در حروف «فرهنگ» بازبینی کنیم؛ فرهنگ شهری، فرهنگ تماشا و حالا فرهنگ انتخاب شدن و انتخاب کردن. فقط چند طلوع تا انتخابات مجلس یازدهم باقی مانده و به چشم‌مان می‌آید جای خالی خیلی از وجوه فرهنگ؛ فرهنگ تبلیغ، فرهنگ زندگی شهری، فرهنگ سیاسی و البته برنامه‌هایی برای رشد آینده فرهنگ.

*بگو «ف» تا بروم...
فرای جانب‌گیری‌ها و این‌که کدام‌یک از نمایندگان را به نظرات خود نزدیک می‌بینیم یا امید پارلمان‌نشینی که را در سر می‌پرورانیم، باید واقع‌بینانه در نظر بگیریم این ضعف بزرگ همه کاندیداهای حال حاضر را که تا حال حاضر جز، انتقادات چیزی برای ارایه نداشته‌اند. در استانی که پر از هنرمندان و فرهنگ‌دوستان و فعالان فرهنگی است و ذوق هنری در دوردست‌ترین نقاط کوه و دشت و دریایش دیده می‌شود، تا امروز از زبان هیچ کاندیدایی برنامه‌ای اجرایی و آینده‌ساز برای فرهنگ و هنر ارایه نشده است.
در صحبتی قدیمی با یکی از قدیمی‌های مجلس که باز هم دلش نشستن بر صندلی سبز بهارستان را خواسته، به صراحت و اما به‌شرط عدم انتشار اعتراف کرد که کمیسیون فرهنگ، آخرین کمیسیونی‌ست که پس از تشکیل مجلس نمایندگان عضو می‌پذیرد و در جواب به چرایی این وضعیت از نبود امکان ارتباطات کشوری و درآمدزایی شخصی و سروکار داشتن با رقم‌های نجومی یا سفرهای متعدد خارجی گفت و دل ما کباب شد، نه برای این دوست خوب، برای فرهنگ مملکت!

*روایت از «ر»...
رنگ و بوی شهر را انتخاباتی کردن، کار این ستادهای بی‌هنر نیست؛ یکی مدام آهنگ‌های بی‌ربط و «دیس‌لاو» پخش می‌کند و دیگری مدام صدای سخنوری کاندیدایی را پخش می‌کند و همه این اتفاقات ناجور در دل اصلی‌ترین خیابان شهر می‌افتد. شب‌های پرترافیک که مردم جز فحاشی به خودشان و گذشته و آیندگان کاری از دستشان برنمی‌آید، فرش شدن خیابان‌ها با زباله ظروف پلاستیکی و کاغذهایی بی‌محتوا، ازدحامی بی‌سروته که امنیت عابران پیاده و حتی خودروهای پارک‌شده را به خطر می‌اندازد و حاصل جمع امثال چنین مواردی می‌شود خشمی درون شهروندان که دلیلش چیزی جز خودخواهی کاندیداهایی که به دنبال رای همین مردم‌اند نیست.
در رفتار پیش از انتخابات این کاندیداها، آینده خوبی برای مجلس یازدهم دیده نمی‌شود؛ کسی به فکر برگزاری مراسم و برنامه‌های سازنده یا ارایه برنامه‌هایی برای رفع مسایل و مشکلات مردم نیست، همه اما به فکر کوبیدن همدیگر هستند. از یادشان می‌رود چه مسوولیت‌های اجرایی در گذشته داشته‌اند و در دوران فعالیت‌شان چه حد از مردم و منافع آن‌ها بی‌خبر و رها عمل کردند و همه منتقد عملکرد قوه مقننه می‌شوند. تمام تقصیرها را به گردن دیگران و گذشتگان انداختن را چه خوب بود که با پذیرفتن اشتباهات و کم و کاست گذشته جایگزین می‌کردند تا باور کنیم در تقنین، عملکردی مردمی‌تر و درست‌تر خواهند داشت.

*حرف‌های «ه‍»...
«همه فکر و ذکر کاندیداها از کشاورزی و صنعت و مشکلات معیشت مردم است، در حالی که مردم استان مازندران ریشه تمامی افکارشان در فرهنگ و هنر است و برای حل مشکلات دیگر، کافی‌ست برنامه‌ای مدون  و زیربنایی برای فرهنگ‌سازی داشته باشند» این‌ها را از «عباس زارع» می‌شنوم. مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان مازندران که وقت گذاشتن و تلاشش در راستای رشد و تجلی فرهنگی مردمش، به دوران مدیریتش محدود نمی‌شود چراکه او پیش از این معاون این اداره و در دل امور بود. همین دلیلی‌ست که با او از جایگاه هنرمندان و فرهنگیان در انتخابات دوره‌های مختلف بپرسیم:
«به همان اندازه که مسوولان باید قدر فرهنگ و هنر این سرزمین را بدانند، فرهنگیان و هنرمندان نیز باید جایگاه خود را بشناسند. نباید فرهنگ را سیاست‌زده کرد اما در زمینه فرهنگی و هنری، مطالبه داشتن حق مردم ماست و همین مطالبه‌‎گری آموزش و فرهنگ می‌خواهد. تاثیرگذاری هنرمندان بر شهروندان به این دلیل است که از آنان امید تغییر و تاثیرگذاری بر شرایط جامعه می‌رود. باید قدر این قدرت را دانست و باز هم تاکید می‌کنم بدون سیاست‌زدگی، بر شرایط اجتماعی و سیاسیون اثر گذاشت».

*«ن» به نرخ دوران...
نبود تحلیل‌های واقعی و تعهد به اشغال در این دوران را می‌توان به‌وضوح به چشم دید؛ در این دوران اگر هر هنرمند و هر نویسنده یا منتقد یا خبرنگار، از دل و جان هرچه و هرکه را باور دارد به مردم معرفی کند و به این برهه پراهمیت و تعیین‌کننده به چشم درآمدزایی نگاه نکند، شاید خیلی از مشکلاتی که بیان کردیم دیگر وجود نداشته باشد.
اگر قلم تو زیباست و خوانندگانی دارد، اگر طرح‌هایی می‌زنی که چشم‌هایی را خیره می‌کنند، اگر می‌نوازی و مردم به تو گوش می‌سپارند، نسبت به این خواننده و تماشاگر و شنونده مسوولی، بیش از هر سیاست‌مدار و قانون‌گذار و دولت‌مرد. این روزها وقت پول درآوردن از فریبکاری سیاسیون نیست، وقت نوشتن و طراحی و نواختن آینده و سرنوشت مملکت ماست و کاش همانقدر که حواسمان هست؛ از قواعد کلام و وزن و مبادی خطوط و نت خارج نشویم، حواسمان به اخلاق و فرهنگ اثرگذاری نیز باشد.

*«گ»ره کور...
گاهی سخت‌ترین مسایل دنیا، آسان‌ترین جواب‌ها را دارند، مثل همین‌که می‌گویند بهترین سیاست، صداقت است. وقتی حرف پیروزی در انتخابات می‌شود و راه‌حل‌ها را روی میز می‌خواهند هزینه‌های میلیاردی، پرونده‌سازی و توطئه‌چینی برای رقبا و هزار جور فریب دیگر می‌تواند با یک راه‌حل ساده جایگزین شود. کافی‌ست مردم شهرت را بشناسی و هدفت خیر باشد.
چنان‌که زارع در صحبت‌هایش اشاره کرد: «توصیه من به داوطلبان محترم این است که گرچه تصور می‌کنند ارایه برنامه فرهنگی یا هنری، صرفا جلب نظر خواص جامعه است، باید بدانند مردم این استان چنان به ریشه‌های فرهنگی‌شان وابسته‌اند که برنامه‌ریزی و تبعیت و آینده‌نگری در زمینه رشد و گسترش این ریشه‌ها، نظر عموم مردم را جذب خواهد کرد و بر آینده انتخاباتی آنان اثرگذار خواهد بود».

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی