«خبرشمال» کتاب «زمانی که یک اثر هنری بودم» را بررسی می‌کند؛

از خودکشی در کوهستان تا بازی در ساحل

 
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد /


«زمانی که یک اثر هنری بودم» نوشته «اریک امانوئل اشمیت» با ترجمه فرامرز ویس و آسیه حیدری توسط انتشارات  «افراز» به چاپ رسیده است.
اریک امانوئل اشمیت، دکترای فلسفه، نویسنده رمان و نمایشنامه و کتاب‌های فلسفه است که آثارش به بیش از 40 زبان زنده دنیا ترجمه شده و همچنین نمایشنامه‌هایش در سراسر دنیا به روی صحنه رفته است. بسیاری دلیل محبوبیت آثار او در کشورهایی با فرهنگ و تفکرات متفاوت را، الهام و برداشت‌های او از عناصر و شخصیت‌های متفاوت فرهنگی، آیینی و اساطیری است. چنان که در کتاب مورد نظر ما نیز تمامی اسامی ریشه اسطوره‌ای دارند و همچنین شخصیت‌ها، اسطوره‌های حیات‌یافته در قلمرو انسانی‌‌اند.
«زمانی که یک اثر هنری بودم» کتابی‌ست برای ترغیب انسان امروز به بازگشت به ریشه و تبار و آدمیت خود. کتابی که تماما از زبان شخص اول بیان می‌شود و خواننده را از خودکشی بر فراز کوهستان تا بازی با کودکانش بر لب ساحل دریا با خود همراه می‌دارد.   
 رمان از اوج ناامیدی و تمایل به خودکشی این شخصیت آغاز می‌شود و مردی با احوالی فرشته‌گونه به نجات او می‌آید تا بینش او درباره زندگی و هستی را برای همیشه دگرگون کند. این اتفاق، رویارویی مردی با قصد خودکشی و مردی با ادعای توانایی نجات، بر لب دره‌ای ژرف رخ می‌دهد که هر روز و هر شب میزبان خودکشی انسان‌های ناامید است و قربانیان زیادی را در خود بلعیده، چنان که این مرد فرشته‌گونه با نیت غریبش بسیاری را از این دره دور کرده و در جهان خود غرقه کرده است. این بیگانه از شخصیت ناامید ما می‌خواهد بیست و چهار ساعت به او فرصت دهد تا از تصمیم خودکشی منصرفش کند و با تسلیم شدن شخص، تمامی انسانیت و معنویت و جسمیت او را تحت سلطه خویش می‌گیرد.
با این کتاب، ارزش وجود جسم و جان انسان به ما یادآوری می‌شود و به همراه این شخص تجربه خواهیم کرد  که آدمی نه با تکامل و بی‌نقصی و تمامیت خود بلکه با پذیرفته شدن به همراه تمام نقص‌ها و اشتباهاتش شاد خواهد بود.
این کتاب در شهر کتاب ساری، در انتظار خوانده شدن است.