آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 18 دی 1397 10:48
درباره چالش‌هاي مدیریت شهری؛

اشتغالزایی و توسعه پایدار

 
 
 
 

/سینا معماری


جامع‌ترین محصول تمدن بشر شهرها هستند و به نوبه خود در فرآیند توسعه، سهم مهمی را در ارتقای تمدن ایفا می‌کنند. گسترش شهرنشینی و به دنبال آن مشکلات خاص زندگی شهری بیش از پیش توجه به راهبردها و چاره‌های سودمند را برای بهینه‌سازی زندگی شهروندان ضروری ساخته است. 
امروز شهرها با توجه به رشد جمعیت با مشکلات زیادی همچون حاشیه نشینی، آلودگی‌هاي محیط شهری، بیکاری و... روبه‌رو هستند. بر این اساس کشورهای توسعه نیافته و حتی در حال توسعه از شرایط خاصی برخوردار بوده و دامنه مشکلات یاد شده در آنها بسیار گسترده تر است. از طرفی دیگر طرح‌های شهری نیز به دلایل گوناگون ساختاری قادر به حل این مشکلات نيستند و با توجه به مشکلات موجود، متخصصین شهری به سمت طرح‌های راهبردی و استراتژیک سوق پیدا کرده‌اند.
 امروزه در کشور ما توجه به مدیریت شهری، به‌عنوان پایه و اساس توسعه زیربناهای اقتصادی در جوامع در حال توسعه محسوب می‌شود . بنابراین ضرورت توسعه و مدیریت شایسته در تخصیص امکانات و استفاده از پتانسیل‌ها و دانش علمی مناطق شهری از اولویت‌های امور مدیریتی به شمار می‌رود . 
برنامه‌ریزی به‌عنوان مؤثرترین ابزار مقابله با مشکلات پیچیده و ارائه راه‌حل‌های کلیدی در مدیریت بحران شهری و امر تخصیص امکانات، مورد پذیرش قرار گرفته است. نكته‌اي که طی دهه‌های اخیرمورد توجه کشورهای توسعه یافته به خصوص کشورهای در حال توسعه بوده است. 
شهرداری‌ها به‌عنوان‌ يکي از متوليان اصلي در شهرها که زيرساخت‌هاي مناسب براي بسترسازي و توسعه انرژي‌های نو را دارا هستند با عنايت به در اختيار داشتن بيشترين فضاي عمومي ‌و مشارکتی شهر، سيستم‌هاي حمل و نقل عمومي، نظارت بر ساخت و سازها و غيره مي‌توانند در توسعه انرژي‌هاي نو و تجديدپذير مهمترين نقش را ايفا نمايند. بدون تردید اقتصاد شهری و اشتغالزایی و به تبع آن مديريت شهری، نقش بسزايي در تحقق‌ يا عدم تحقق برنامه‌‌ها در سطح ملی دارد.
سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در همه اجزای شهر و مديريت شهري قابل اجرا است . از توليد تا مصرف، از فرهنگ تا صنعت، از تبليغ تابلوي شهري تا ساخت و ساز منطبق با الگوهاي بهينه مصرف، مصالح و انرژي و الگوهاي بهينه حمل و نقل تا شيوه‌هاي مديريت پسماند، همگی قابل الگوسازي و مصداق سازي در اقتصاد مقاومتي است. 
با توجه به اینکه گستره فعاليت‌هاي شهرداري‌ بر سبد اقتصادی مردم بسيار وسيع و دوسويه است، بنابراین لازم است شهرداری خدماتی ارائه ‌دهد و بخش‌هاي مختلف سلامت،  کارآفرینی و اشتغال و آموزش، صنعت و بازار را پر رونق و تقويت نمايد و بسترساز کارآفريني در جامعه باشند. از طرفی شاخص‌های درست یک شهر پایدار که متناسب با اهداف توسعه پایدار در شهرهای ایران باشد تاکنون تعریف نشده است و مدیریت شهری ما با تعریف درست و عملیاتی این شاخص‌ها آشنا نیست. در طرح‌های جامع که هنوز هم علی‌رغم گذشت سال‌های زیاد کماکان سایه خود را بر توسعه کالبدی شهرهای کشور حفظ كرده‌اند، سرانه کاربری‌ها كه به‌عنوان شاخص توسعه تلقی می‌شوند اصولا  ناکافی و ناکارآمد بوده‌اند.
  در این میان از بزرگ‌ترین مشکلات و چالش‌های ما در اداره شهرها عدم اجرای صحیح و کامل قانون و نیز ضعف در برنامه‌ریزی شهری می‌باشد. 
در کشور ما متاسفانه با پدیده قانون‌گریزی روبه‌رو هستیم و بسیاری از اوقات به دلیل عدم اجرای قانون با مشکلات گوناگونی مواجه می‌شویم و عموما به جای تلاش برای عمل به قانون، بروز مشکلات را به قوانین موجود نسبت می‌دهیم. در حالی‌که تنها پس از عمل به قانون و اجرای صحیح آن می‌توان با تحلیل علمی و کارشناسی نقاط ضعف و قدرت آن را مشخص نمود و برای اجرای آن اقدام کرد. مشکل عبور از قانون امروزه متاسفانه تبدیل به یک فرهنگ قوی در جامعه ما شده است که بسیاری از ذی‌نفعان را شامل می‌شود. 
برای حل این مشکل باید آموزش و فرهنگ‌سازی را به‌عنوان یک ضرورت در دستور کار خود قرار دهیم تا از آسیب‌های ناشی از قانون‌گریزی در توسعه شهرها جلوگیری نماییم. از طرف دیگر ضعف در برنامه‌ریزی و برنامه‌پذیری مدیران شهری علی‌رغم ادعاهای بزرگ، همچنان مشهود و عمومی‌ست.
 متاسفانه ساختار اداری ما به گونه‌ای‌ست که امکان برنامه‌ریزی منطقه‌ای به مفهومی که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته مشاهده می‌شود، وجود ندارد. بنابراین ما راهی نداریم جز اینکه با توجه به سیاست‌های کلان بالادستی، فعالیت‌های خود را در شهرها با رعایت چند موضوع مهم به انجام برسانیم. 
نخست اینکه مدیریت شهری ما بپذیرد که هرگونه اقدام ثمربخشی صرفا از دل برنامه‌ریزی شهری و مدیریت مبتنی بر برنامه حاصل خواهد شد.
دوم، باید تا زمان تعیین تکلیف نحوه وصول درآمدهای پایدار در شهرها به‌ویژه کلان‌شهرها حمایت مادی و معنوی خود را به منظور ایجاد تعادل میان هزینه و درآمد ادامه داده و تقویت نماییم.
سوم اینکه شاخصه‌های یک شهر مطلوب و شاخص‌های مربوط به کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و به تعبیری بالابردن سطح ایمنی، بهداشت و حفاظت از محیط زیست را به‌عنوان حق شهروندی تبیین كنيم.
چهارم، باید از حضور سازمان‌های مردم‌نهاد در کمک به مدیریت شهری و تشویق و تحرک بدنه اجتماعی و به نوعی اشتغالزایی استقبال كنيم و به‌ویژه دولت باید تشویق و تقویت این سازمان‌ها را به‌عنوان بستری برای ایجاد مسئولیت‌پذیری مردم در زندگی شهری و تعهد متقابل حکمران و شهروندی از طریق آموزش تقویت نماید.
در نهایت شهرداری‌ها به دلیل محدودیت در منابع، بايد در مصارف جاری خود بازنگری جدی داشته باشند و با شناخت ظرفيت و باورها و توانمندي‌های داخلی،  اشتغالزایی کارآمد و با آموزش‌های برنامه‌ریزی شده از نیروهای خام، استفاده كنند و با استقبال از نیروهای متخصص و تأثیرگذار در سایر دستگاه‌ها و تسهیل اداری انتقال، جذب و به کارگیری توان بالای تجربی آنان را در نظر قرار دهند. همچنين مقابله جدي مديريت شهری با تجمل‌گرايی و فساد و رشوه، تلاش و همت براي ارتقاي کيفيت خدمات عمراني-فنی و فضای سبز، ايجاد زيرساخت لازم براي مشارکت مردم در اداره شهر و ايجاد مديريت ‌يکپارچه شهري از جمله ضرورياتی است که شهرداری‌ها بايد به منظور تحقق اقتصادی پویا و با کنش بالا در تولید و اشتغال مورد توجه قرار دهند و با نوگرایی و پرهیز از ماندن و درجازدن و بهره‌گیری از روش‌های مانده و کهنه و به اصطلاح محافظه‌کاری، موانع توسعه را حذف و امحا كنند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی