• منتشر شده در شنبه, 24 شهریور 1397 11:27
طنز «خبرشمال» درباره یک واقعه تاریخی

آیا «مرمر» فقط یک حمام قدیمی است؟!

 
 
 
 

/هومن حکیمی


اجازه بدین همین اول یک اعترافی کنم؛ اگه خدای نکرده یه روزی منو حتی اشتباهی دستگیر کنن، فقط کافیه بهم بگن «خودتو معرفی کن»؛ سه سوته همه‌تون رو لو میدم و حتی کل قتل‌ها و سرقت‌ها و پول‌شویی‌ها و اعمال منافی عفت («منافی عفت» ناموسا شبیه اسم و فامیل نیست؟! مثل کامبیز دیرباز!) در استان مازندران رو طی این 40سال به گردن می‌گیرم! 
ولی خواستم بگم من از اون خونواده‌هاش نیستم که برادرم رو لو بدم! چیشی؟! من کِی گفتم شورای بابل؟! حرف چرا می‌ذارین توی دهنم؟! اون چیزی هم که در تیتر این مطلب مشاهده می‌کنید، ربطی به اون چیزی که تصور می‌کنید، نداره! بذارین براتون با یه مثال ساده توضیح بدم؛ روی آینه بغل اتومبیل‌ها چی نوشته؟ نوشته، اشیاء از آنچه که در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند که البته جمله خیلی طولانی و مزخرفیه! خب، دیگه چه خبر؟ خانواده خوبن؟! مام خوبیم، شکر! کی بابل می‌رید؟! چیزه، منظورم اینه که مازندران تشکیل شده از چندین شهر که همه‌شون هم برای ما عزیز هستند و این، ربطی به اختلافات بین آمل و بابل و ساری و نوشهر و بهشهر و... اینها نداره! و اصولا مشکلی که برای شورای یک شهری پیش اومده، ممکنه هر لحظه برای شورای هر شهر دیگه‌ای هم پیش بیاد! چرا؟ سوال احمقانیه، چون پیشآمده دیگه، پیش میآد دیگه!
راستی، گفتم قهوه، یاد مادر مرحوم «چاوز» افتادم! خیلی زن خوب و بی‌آزاری بود و اصلا تا حالا پاهاش به این آتلیه‌های عکس باز نشده بود! چیه باز؟! من کی گفتم «مرمر»؟! آزار دارین منو قاتی مسائلی کنین که به من ربط داره اما نداره؟! این چه عادت ناپسندیه که با مردم توی آتلیه قرار کاری می‌ذارین؟! تازه معمولا 6تا دوربین مخفی هم هست! چراااا؟! 6تا دوربین واسه ثبت یک اتفاق ساده؟! اسراف نیست واقعا؟!
تازشم توی ساری یک حموم قدیمی داریم که الان درحال انقراضه اما اسمش مرمره! خوب شد؟ همین رو می‌خواستین؟! اصلا هم توش دوربین نصب نشده که...! بعدشم بابل خیلی شهر خوبیه و سینما هنر و تجربه داره! آآآ مرررض نگیرین شما، خا می‌رفتین به جای آتلیه و فلان، سینما فیلم می‌دیدینا! («می‌دیدینا» هم شبیه اسمای خارجکیه! مثل «آلساندرو کاستاکورتا»!)
باز گفتیم مادر چاوز، یاد قهوه افتادم! قهوه خوبی بود و به موقع سِرو می‌شد و در زمان و مکان درست! این مکان درست، خیلی نکته مهمیه که دوستان در شوراها باید بهش بیشتر 
دقت کنن! بالاخره بحث خدمت‌رسانیه و باید به همه جنبه‌های خدمت‌رسانی دقت کرد، تا کار، کار خوبی از آب دربیآد، بزرگوار!
یه دوستی داشتم که الآن اون ورِ آب، در حال خدمت‌رسانی به خلق‌الله می‌باشد و خیلی دقت می‌کنه که به همه جنبه‌های خدمت، توجه کنه که کسی ناراضی نمونه!
 خب، این می‌تونه به‌عنوان یه الگو و مدل توسعه برای دوستان ما هم مورد بررسی قرار بگیره تا ما شاهد افزایش تعداد این خدمت‌رسانی‌ها باشیم! اییی، اشتباه شد، منظورم اینه که شاهد این‌جور خدمت‌رسانی‌ها نباشیم! 
خا این همه انواع خدمت‌رسانی وجود داره، اَد شما باید دست بذارین روی حموم مرمر؟!
بعدشم بارها گفتیم که دوستانی که تایید صلاحیت میشن دقیقا برای چه منظوری و چجوری تایید میشن که گاهی اینجوری میشه؟! یعنی جور بدی نیست ها ولی دیگه اینجور...؟!
آقا، عاقا، وقت من دیگه داره به پایان می‌رسه پس با ذکر یک نکته که شبیه یک خاطره‌س به پایان می‌روم؛ آخه یکی نیست به این 4نفر عزیز دل برادر شورای بابل بگه، یک شتر می‌ارزه، درست، ولی دیگه نه بیشتر که! شتر هم نشدیم لااقل...، اییی! باز داشتم قاتی می‌کردم مسائل رو با هم! شبتون شیک و بادوام!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی