• منتشر شده در چهارشنبه, 21 شهریور 1397 12:56
«خبرشمال» از «مارکت» فرهنگی مازندران با توجه به الگوی موثر شهرداری ساری می‌گوید؛

برای جوری بار نیست!

 
 
 
 

سرویس فرهنگی خب رشمال


 آنچه می‌تواند موجب ترقی در حوزه‌های مختلف شود، وجود نگاهی کلان همراه با توجه به جزییات است و دقیقا به همین خاطر است که برای برنامه‌های کلان اجرایی، پیوست‌هایی نیز بنا به موارد خاص و لزوم، در نظر گرفته می‌شود. کاری که به طور مثال در حوزه فرهنگ و نیز روابط عمومی شهرداری مرکز استان مازندران در سال‌های اخیر صورت گرفته و نتایج خوبی نیز به همراه داشته است.
 اگر بخواهیم واقع‌گرا باشیم (هرچند معمولا فقط ادعا می‌کنیم که رئالیست هستیم اما در عمل در خیلی موارد در عالم خیال و رویا به‌ سر می‌بریم) بازار و مارکت فرهنگ، امروز نقشی بسیار فراتر از آنچه در تعاریف کلی و آکادمیک و کلیشه‌ای ارائه می‌شود، بازی می‌کند اما نگاهی به برآیند عملکرد و خروجی فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی و هنری در استان، کمترین توجه را نسبت به این بازار گسترده نشان می‌دهد.
 کلیشه‌نگری یکی از اصلی‌ترین آسیب‌هایی است که در این‌باره به وفور در حوزه فرهنگ مازندران قابل لمس است. مثال ملموسی هم که این روزها با فرا رسیدن ماه ارزشمند محرم می‌توان به‌عنوان مصداق این ادعا منظور کرد، نگاه تکراری و غیرمتنوع است که در برنامه‌های فرهنگی و پیوست‌های آنها وجود دارد و عملاً در حوزه اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری و تبلیغات استان، نوآوری خاصی قابل مشاهده نیست. 
از سوی دیگر، نگاه سطحی‌نگری در سازمان‌ها و ادارات کل و غیره نسبت به فرهنگ وجود دارد که واقعا تعجب‌آور است؛ اینکه هر سازمان و اداره کوچک و بزرگ؛ تقریبا بدون برنامه و هدف مشخصی، بخش یا معاونتی فرهنگی در محدوده‌اش راه‌اندازی کرده و یک مسئول و چند کارمند و مقادیری منابع مالی برایش در نظر گرفته اما وقتی به خروجی این معاونت‌ها و بخش‌های فرهنگی در یک بازه زمانی مشخص نگاه می‌کنید، چیزی که بتوان به آن به معنای واقعی، اقدام و فعالیت فرهنگی موثر گفت، مشاهده نمی‌شود. در واقع وقتی که به ماجرا بیشتر نزدیک می‌شویم متوجه می‌شویم که این دوستان، به کلیت ماجرا نگاهی سوپرمارکتی دارند که فرهنگ و هنر برای جوری بار در آن لحاظ می‌شود نه به‌عنوان کالای اصلی و این‌طوری‌ست که وقتی یک مدیر می‌رود و نفر جدید می‌آید هم اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. مدیر جدید، از راه نرسیده مجبور است (واقعا مجبور است؟!) در افتتاحیه مراسمی که خودش نقشی در برگزاری‌اش نداشته حاضر شود و از اهمیت موضوع و مراسم و همایش بگوید و تا بخواهد در منصب و موقعیت جدیدش جا بیفتد، کلی همایش و برنامه مثلا فرهنگی از قبل مانده وجود دارد که باید در آنها هم حاضر شود و از اهمیت موضوع‌شان برای مدعوین بگوید!
 از این مثال‌هایی که نوشتم و از این مصادیق تا دلتان بخواهد وجود دارد و به همین خاطر است که وقتی در شهرداری ساری -از حدود ۶ سال پیش تا امروز- بخش فرهنگی فعال می‌شود و اغلب پروژه‌های شهری پیوست فرهنگی هم پیدا می‌کنند، ناگهان آن نگاه کلیشه‌ای مدیران فرهنگی اصلی مازندران نسبت به مقوله فرهنگی و هنر، بیشتر به چشم می‌آید و کم‌کم اوضاع به گونه‌ای پیش می‌رود که دیگر، دستگاه‌ها و متولیان اصلی حوزه فرهنگ و هنر مازندران و ساری توقع پیدا می‌کنند که شهرداری ساری و معاونت فرهنگی و روابط عمومی آن، چرخ فرهنگ و هنر را بچرخانند، چراکه خوشبختانه در نگاه شهرداری ساری، فرهنگ و هنر، برای جوری بار در این مارکت گسترده لحاظ نشده است و این‌طوری‌ست که بخش فرهنگی و روابط عمومی شهرداری ساری تبدیل به مکانی برای تحقق آرزوهای اهالی فرهنگ و هنر مازندران می شود. اتفاقی که اگرچه در کلیت مبارک و خوشآیند است اما این نگرانی را ایجاد می‌کند که شاید باید عادت کنیم و با این مسئله کنار بیاییم که در مازندران، آنهایی که وظیفه اصلی‌شان افزایش کیفیت و کمیت حوزه فرهنگ است به دنبال مسائل دیگری هستند و در نهایت علی می‌ماند و حوضش!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی