آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 28 آذر 1396 07:07
فرهنگ به مثابه‌ی سُس روی سالاد؛

2 به‌علاوه‌ی 2 مساوی با 4 نیست


خبر شمال / 
صحبت فرهنگ که به میان می‌آید، وقتی که در مازندران پای صحبت اهالی فرهنگ و مردم علاقه‌مند به این حوزه و مسئولین مرتبط می‌نشینیم، انگار داریم درباره‌ی یک چیز بدیهی حرف می‌زنیم. یک چیزی شبیه اینکه «2 به‌علاوه‌ی 2 مساوی‌ست با 4»! جمله‌ی مبنایی و مشترک اغلب این صحبت‌ها هم این است؛ «مازندران و سابقه‌ی تاریخی‌اش و مردمش، آکنده از فرهنگ و هنرند»، گزاره‌ای که اگرچه شاید یک روزی درست بوده، اما امروز در استان دریا و جنگل، خبر چندانی از آن نیست. این گزاره در ابعاد کشوری هم به همین اندازه نادرست است و طبیعی هم است چون مسئله‌ی فرهنگ کاملا همگن و برخاسته از کلیت هنجارها و نابه‎‌هنجارهای یک سرزمین است و این، درست برخلاف رویه‌ای است که مسئولین فرهنگ کشور و استانمان در حوزه‌ی فرهنگ برگزیده‌اند، چراکه این تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان، مجمع‌الجزایری رفتار می‌کنند، مجمع‌الجزایری تصمیم می‌گیرند و البته که مجمع‌الجزایری هم انجام می‌دهند. هر کس نگاه و سلیقه‌ی خودش را از فرهنگ و هنر دارد. یکی اقتصاد فرهنگ را ارجح می‌شمارد، دیگری اصلا این حوزه را شبیه به ویترین می‌پندارد که در آن می‌شود پکیج‌های جذاب و خوش آب و رنگ را به مشتری ارائه داد و او را مرعوب کرد. یک نفر دیگر کلا فرهنگ و هنر را ابزار دشمن می‌انگارد و دلش می‌خواهد ریشه‌ی هرچه فرهنگ و هنر است را بخشکاند و... . در این میان، هنرمندان و فرهنگیان مازندران هم که از دیرباز به دو دسته‌ی فرهنگی واقعی و شِبه فرهنگی تقسیم شده‌اند، یا باید سرشان به کار خودشان باشد و مدام تولید کنند و حمایت نشوند و سرخورده شوند یا به «فاز» دیگری بروند و اصلا تغییر کاربری بدهند! از فرهنگ و هنر گفتن و نوشتن، البته که هنوز شیرین و جذاب است اما نه برای کسی که این حوزه را دوست دارد و کاملا می‌شناسَدش بلکه برای آنهایی که فرهنگ و هنر، برایشان حکم سُس سالاد غذایشان را دارد. و همین‌ها هم هستند که تا ازشان انتقاد می‌کنی، اول یک حالت مظلومانه‌ای بر چهره‌شان نقش می‌بندد و بعد، اولین جمله‌ای که بر زبانشان جاری می‌شود این است؛ «البته مستحضرید که مازندران دارای سابقه و قدمت فرهنگی بسیار زیادی است»! من اگر آنجا باشم، حتما اول سعی می‌کنم خشمم را فرو بنشانم و بعد دست گوینده را بگیرم و او را همراهم ببرم و زباله‌هایی زا که در طبیعتمان به امان خدا رها می‌کنیم، خاک خوردن کتاب‌ها در کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها، انزوای هنرمندان واقعی مازندران و ده‌ها مشکل دیگر فرهنگی را نشانش بدهم.ر هرچند مطمئنم آن موقع هم تغییری در چهره‌ی مظلومانه‌ی مسئول فرهنگی محترم به وجود نخواهد آمد چون همچنان معتقد است که فرهنگ در مازندران و ایران، چیزی شبیه این جمله است؛ «2 به‌علاوه‌ی 2 مساوی با 4 است».

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی