آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 10 آبان 1396 06:18
گزارش خبرشمال به بهانه هفته مطبوعات

روزنامه‌های محلی، سنگ زیرین آسیاب مطبوعات در ایران

 

 

 

خبرشمال / گروه فرهنگی

نمایشگاه مطبوعات، هر ساله با حضور بسیاری از مؤسسات مطبوعاتی، روزنامه‌ها، هفته نامه‌ها، دو هفته نامه‌ها، ماهنامه‌ها، دو ماهنامه‌ها، فصلنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری و اطلاع رسانی، تشکل‌های عضو شورای هماهنگی تشکل‌های مدیریتی مطبوعاتی و شورای هماهنگی تشکل‌های روزنامه نگاری، صنایع خدمات مرتبط با حوزه رسانه و اطلاع رسانی (چاپ، کاغذ، توزیع، کانون‌های ‌آگهی و تبلیغاتی، موسسات آموزش‌های تخصصی، نرم افزارهای اطلاع رسانی و ...)، روابط عمومی دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و نمایندگی‌های رسانه‌های خارجی در تهران برگزار می‌شود.
در این نمایشگاه که بزرگ‌ترین گردهمایی مطبوعاتی در سطح ملی محسوب می‌شود، تقریبا قریب به اتفاق همه آنها که به نوعی در عرصه رسانه قلم و قدم می‌زنند، حاضر می‌شوند تا علاوه بر به نمایش گذاشتن تلاش‌های یکساله خویش در این عرصه، از تلاش‌ها و کوشش‌های دیگران نیز باخبر شوند.

مبارزه با خطوط قرمزداران مصنوعی
تلاشی یکساله برای عمق بخشیدن و نگاهی ژرف در اقیانوس اخبار و حوادث و وقایع اتفاقیه یک کشور بی ‌شک کار ساده‌ای نیست و یقینا کار برای رسانه‌هایی سخت‌تر می‌شود که هیچگاه حقیقت عینی را در پای مصلحتِ پوشالی برخی از خطوط قرمزداران مصنوعی ذبح نکرده و همواره سعی‌شان بر این بوده که اخبار درست و موثق را از معتبرترین منابع خبری اخذ و به در اسرع وقت به اطلاع عموم برساند، چه آنکه در زمانه‌ای که اخبار از درست ونادرست، خبر و شایعه، در کوتاه‌ترین زمان ممکن به دست مردم می‌رسد، نباید از قافله عقب ماند و کاری کرد که مردم فکر کنند، دیگر جایی برای خبرگزاری‎ها و رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب وجود ندارد.

* نقش و جایگاه رسانه‌ها در تمییز اخبار درست از نادرست
از قضا ما برخلاف دیگران که نقش مطبوعات را در عصر سرعت ارتباطات، نقض و نفی می‌کنند، معتقدیم: آنگاه که آب، گِل آلود می‌شود و یا هوای تازه پر از گرد و غبار می‌شود، (انتشار اخبار سریع، اما غیرموثق توسط شبکه‌های مجازی) اینجاست که نقش رسانه‌های واقعی در جایگاهِ تمییز دهنده اخبار درست از نادرست، مشخص می‌شود. بنابراین، اینکه گفته شود، جایگاه رسانه‌ها در شرایط حاضر، رو به افول است، اصلا درست نبوده و نیست!

* ضرورت یک منبع قابل اتکاء و پایدار مالی
اما یکی از اساسی‌ترین معضلاتی که حیاتِ رسانه‌ها را به شدت تهدید می‌کند، نبود استقلال مالی آنهاست؛ فقدان یک منبع قابل اتکاء و پایدار مالی که بتواند رسانه‌ها را در همه شرایط حمایت کند! 
چرا که رسانه‌ها برای تاثیرگذار بودن و وقایع‌نگاری نیازمند بودجه‌ای هستند که از طریق آن بتوانند، درست‌ترین و راست‌ترین اخبار را منتشر کنند، که در غیاب این اتفاق خوب؛ رسانه‌ها «مجیزگوی» دستگاه‌های اجرایی می‌شوند که این اتفاق، جایگاه رسانه‌ها را مخدوش می‌کند.

* لزوم حذف پرداخت یارانه به روزنامه‌های دولتی
موضوع دیگری که خوب است در همین ارتباط به آن اشاره شود، پرداخت یارانه کاغذ به نشریات و مطبوعات خصوصی و حذف دولتی‌ها از دریافت این یارانه کلان است و این در حالی‌ست که وقتی به سوی روزنامه‌ها و نشریات محلی گام برمی‌داریم، اوضاع وخیم‌تر می‌شود!
* روزنامه‌های محلی، سنگ زیرین آسیاب مطبوعات در ایران
متاسفانه نفس بسیاری از نشریات محلی به دلیل اعتبارات اندک، به شماره افتاده است و بسیاری از این نشریات، برای چرخیدن چرخ‌ِ معیوب‌شان، مجبور به اخذ آگهی‌های بی‌شمار با قیمت‌های بسیار پایین از دستگاه‌های اجرایی استان شده‌اند، تا بلکه بتوانند، از این طریق سرپا بمانند و این یعنی، روی آوردن به همان مجیزگویی‌های مطرود و ناپسند! 
بسیاری از این نشریات نیز در کشاکش دهر، همچون سنگ زیرین آسیاب در زیر فشارهای متعدد مالی و اقتصادی، خُرد شدند و از بین رفتند، چون دوست نداشتند که «مجیزگو»‌ باشند و شرافت رسانه‌ای‌شان را به همین نون و ماست‌ها بفروشند...!

* قطع یارانه دولتی‌ها
البته ناگفته نماند که معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در سال گذشته و طی یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی، اعلام کرد: در سه سال گذشته به بخش دولتی مجوز تاسیس روزنامه و خبرگزاری نداده‌ایم و یارانه آن‌ها را هم قطع کرده‌ایم.
انتظامی ادامه داد: باید به سمت عدالت رسانه‌ای پیش برویم و هرچه ممکن است رانت‌های رسانه‌های دولتی و وابسته به بخش عمومی را کاهش بدهیم تا فضای رقابتی ایجاد شود. ما وقتی از اقتصاد مقاومتی صحبت می‌کنیم باید کمک کنیم که بخش خصوصی جلوه کند و پس با این حساب، دولت باید به بخش خصوصی کمک کند؛ به همین علت در سه سال گذشته به بخش دولتی مجوز تاسیس روزنامه و خبرگزاری نداده‌ایم و یارانه آن‌ها را هم قطع کرده‌ایم.

* استقبال کم از نشریات محلی
متاسفانه یکی دیگر از اتفاقات تلخی که زندگی رسانه‌ها را به خطر می‌اندازد، کم‌لطفی و کمرنگ شدن استقبال عموم از روزنامه‌ها به ویژه روزنامه‌های محلی‌ست. متاسفانه در این بخش نیز بیشترین محجوریت، از آنِ روزنامه‌ها و نشریات محلی‌ است. البته برای اینکه به این مسئله، نگاه درست و دقیق و منطقی‌تری داشته باشیم، باید موضوع را از ابتدا مورد بررسی قرار دهیم. 
اوضاع به این ترتیب است که وقتی‌ وضعیت مالی رسانه‌های محلی، به شدت ضعیف است، آن‌ها مجبور می‌شوند که به همان «مجیزگویی منفور» روی بیاورند و رسانه نمی‌تواند در عین حالی که مجیزگو است، حقیقت‌گو نیز بوده و دردِ دلِ مردم را در خود بازتاب دهد، بنابراین، رسانه‌ها خود را از داشتن مخاطبان مردمی محروم کرده و در یک بده بستان نادرست، از روزنامه به آگهی‌نامه تبدیل شده و با به حراج گذاشتن شرافت رسانه‌ای‌شان، خود را سرپا نگه می‌دارند!!

* نقد منصفانه، چاقویی که دسته‌اش را می‌برد!
اما داستان پرآب و چشمِ رسانه‌های محجور محلی به همین جا نیز ختم نمی‌شود و وقتی در این میان، یک رسانه واقع‌گرا نیز پیدا می‌شود که به نقد منصفانه روی آورده و طعم تلخِ حقیقت را به کام برخی از مسئولان می‌چشاند، آنان که از این تلخ‌کامی، آزرده شده‌اند، سعی می‌کنند با هر شیوه‌ای که می‌دانند، جانِ این رسانه‌ها را بستانند و برای خود آبرویی بخرند!

* کلام آخر
هر چیزی رسالتی دارد و رسالت رسانه، حقیقت‌گویی و مردم‌گرایی است و هر رسانه‌ای برای آنکه بتواند یک رسانه واقعی باقی بماند باید خود را با این دو ملاک مهم و معتبر بسنجد و بداند هر زمان که بین خودش و این دو معیار، فاصله‌ای احساس کرد، دیگر رسانه نیست.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی